هنگامي كه در تابستان 1914/ 1332ق جنگ اول جهاني در اروپا آغاز شد، ايران از لحاظ سياسي يكي از دشوارترين مراحل تاريخ معاصر خود را تجربه ميكرد. تحولات ناشي از تفاهم روس و انگليس براي تقسيم ايران به مناطق نفوذ عليحده كه در معاهده 1907 آن دو كشور صورتي رسمي و مسجل يافت، از استقلال ايران جز يك تصور كمرنگ نشان ديگري باقي نمانده بود و نوع حكمروايي اين دو قدرت در حوزههاي نفوذشان ـ و بهويژه روسها در شمال ـ نيز حتي دوام و استمرار اين تصور كمرنگ را زير سؤال برده بود.
در چنين شرايطي طبيعي بود بروز يك جنگ وسيع و گسترده بين قدرتهاي جهاني كه در يك سوي آن انگليس و روسيه و كشورهاي متفق آن دو قرار داشتند و در سوي ديگر آنها نيز آلمان، عثماني و متحدانشان ايران را كه بنا به مقتضيات جهاني مدتها پيش از دور خارج شده بود به امكان از سرگيري سياستي اميدوار سازد، يعني به امكان بهرهبرداري از رقابت و رويارويي قدرتهاي جهاني براي پيشبرد منافع كشور.
«روابط ايران و انگليس در جنگ جهاني اول» كه بررسي و تحقيقي مبتني بر اسناد وزارت امور خارجه انگليس در دوره مورد بحث است در عين حال كه گوشههايي از اين سعي و تلاش را نشان ميدهد، مبين محدوديت عمل اين خط مشي نيز است. طولي نكشيد سرسختي و مقاومت كم و بيش مستمر روس و انگليس در برابر اعطاي هر نوع امتياز به ايرانيان بسياري از اين اميدواريهاي اوليه را زايل كرد.
يكي از ويژگيهاي تحولات سياسي ايران در اين دوره استمرار و تداوم نهفته در اين امر است. تقريباً تمامي دولتهاي ايران در اين ايام، از كابينه مستوفيالممالك در اوان جنگ گرفته تا كابينه وثوقالدوله در مراحل پاياني كار بهرغم تفاوتهاي اساسي در مشرب و مسلك در اين زمينه يعني در نحوه تعامل با دولت انگليس و قدرتهاي همپيمانش عملاً خواستههاي كم و بيش مشابهي را دنبال ميكردند. چيرگي تام و تمام متفقين بر ايران هم از نظر نظامي و هم از لحاظ مالي ـ كه در اين كتاب چگونگي شكلگيري آن به روشني بيان شده است ـ عملاً براي دولتهاي مورد بحث قدرت انتخاب ديگري نيز به جاي نگذاشته بود.
دانش و آگاهي ما درباره تاريخ روابط خارجي ايران در جنگ اول جهاني بسيار محدود است و هر آنچه در اين زمينه مطرح شده است بيشتر جنبه پراكنده و مقطعي دارد؛ مثلاً از انبوه تحولات و رويدادهاي اين دوره بيشتر در مورد دوره نخست اين بحران ميدانيم كه در پاييز 1334/ 1915 به پيشامد سفر مهاجرت، انحلال دوره سوم مجلس و پيشروي قواي روسيه به مناطق مركزي ايران منجر شد و در نهايت رشته تحولاتي كه در تابستان 1919/ 1337 يعني چهار سال بعد زمينه انعقاد قرارداد 1919 ايران و انگليس را فراهم ساخت.
اثري كه هم اينك در معرفي آن سخن ميرود، ترجمهاي از اثر ارزشمند دبليو ام. جي. اولسون مورخ امريكايي تحت عنوان روابط ايران و انگليس در جنگ جهاني اول است كه در شش فصل ارائه ميشود. نويسنده در آغاز به بررسي ريشههاي سياست خارجي انگلستان در ايران همزمان با آغاز قرن بيستم ميلادي پرداخته است و پس از اشاراتي چند به نقش قرارداد 1907 روس و انگليس در ساخت و شكلگيري سياست نوين انگليس در ايران به مراحل مختلف جنگ جهاني اول از آغاز تا پايان و بازتاب سياسي آن در روابط بين دو كشور ميپردازد.
در اين بررسي به نقش كليدي كمكهاي مالي انگلستان در ايران مفصلاً پرداخته شده است. نقش پليس جنوب ايران در تحولات سياسي و نظامي جنوب و جنوب غربي ايران از ديگر مباحث ارزشمند اين كتاب است كه نويسنده در فصلي مستقل به آن پرداخته و در پايان اوضاع جنوب ايران در سالهاي پس از جنگ را بررسي و تحليل كرده است.