
فدراسيون واليبال در حالي آناستازي و استويچف را به عنوان گزينههاي نهايي سرمربيگري تيم ملي معرفي كرده كه معتقدم فدراسيون در اين زمينه ميتوانست عملكرد بهتر و حرفهايتري داشته باشد و گزينههاي جانشيني لوزانو را محدود به چند نفر نكند. فدراسيون ميتوانست به جاي اينكه گزينههاي هدايت تيم ملي واليبال را با نظرسنجي و رأيگيري انتخاب كند، بايد از مربياني كه در واليبال دنيا براي سرمربيگري كشورمان تمايل دارند يك فراخوان ميداد تا با دست بازتر از بين اين مربيان، گزينههاي بيشتري داشته باشد. علاوه بر اين فدراسيون عملاً چهار ماه زمان را براي انتخاب سرمربي تيم ملي از دست داده كه اين نميتواند يك پوئن مثبت باشد. پس از پايان المپيك و قبل از شروع ليگ دو ماه فدراسيون فرصت داشت تا رايزني براي انتخاب سرمربي تيم ملي را شروع كند تا در يك بازه زماني خوب بتواند با گزينه مورد نظرش به توافق برسد. با اين حال امروز در فاصله چهار ماه بعد از المپيك، هنوز تكليف سرمربي مشخص نيست.
همچنين با توجه به محدود شدن گزينههاي فدراسيون به دو يا سه مربي، اين مربيان به طور قطع با توجه به جوي كه در ايران نسبت به نشستنشان روي نيمكت تيم ملي واليبال كشورمان شكل گرفته، دست بالاتري در مذاكرات خواهند داشت و چه آناستازي و چه استويچف خواهند بود كه با توجه به استقبالي كه از حضورشان در ايران شده، شرايطشان را به ايران تحميل خواهند كرد. با وجود اين معتقدم هم آناستازي و هم استويچف گزينههاي خوبي براي هدايت تيم ملي هستند و هر كدام از اينها به ايران بيايند ميتوان چشمانتظار روزهاي خوبي براي واليبال باشيم. البته اين را بايد در نظر داشت كه انتظارات را نبايد از مربياي مانند آناستازي در صورت انتخاب شدن به عنوان مربي ايران بالا برد و تصور كرد كه با حضور اين مربي، ايران ميتواند قهرمان ليگ جهاني يا المپيك بشود، بلكه با توجه به داشتههايمان بايد انتظاراتمان نيز از سرمربي جديد تيم ملي واليبال معقول و منطقي باشد و براساس آن كارنامهاش سنجيده شود.