آري اي چاووشخوان، هنر را بايد از تو آموخت، مگر غير از آن است که هنرمند انسان را بايد از زمين به سمات عروج دهد و کنون تو نظارهگر حالات زمين هستي که چگونه معجزهاي در کرب و بلا رخ داده است و ثابت کرد وارثان انقلاب وارثان زمين خواهند بود، «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض»، آري اين وعده خداوند است که مستضعفان را وارث زمين کند، مستضعفاني که در برابر قدرتهاي استکباري تا آخرين قطرات خون خود ايستادهاند و در دل کاخنشينان لرزه مياندازند، و اين چه تشابه زيبايي است ميان ياران حضرت روحالله و وارثان زمين و در يک کلام ميتوان گفت وارثان انقلاب وارثان حقيقي زمين خواهند بود، انقلابي که پرتوي نوري را در دل پابرهنگان جهان تابانده است.
و کنون37 سال از انقلاب اسلامي ايران گذشته است و در سرزمين کربلا، سرزمين معلا، در گراي 270 درجهاي ايران شهدا بر سر موکبها زينت بخش شدهاند، شهدايي که روزگاري زمزمه ميکردند «کربلا کربلا ما داريم ميآييم، کربلا کربلا ما داريم ميآييم»، آري ما پابرهنگان فرزندان حقيقي امام خميني هستيم و حال وعده امام محقق شد همان وعدهاي که فرمودند: «ما انقلابمان را ميخواهيم صادر کنيم.»
و تو اي نوحهخوان، اي چاووشخوان سالار شهيدان به راستي و به چه زيبايي کلام امام را به تحقق رساندي، هنر قرآني، هنر حسيني، هنر ايراني، همان هنري که امام اينگونه توصيفش ميکند: «تنها هنري مورد قبول قرآن است که صيقلدهنده اسلام ناب محمدي صليالله عليه وآله وسلم)، اسلام ائمه هدي (عليهمالسلام)، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانهخوردگان تاريخ تلخ و شرمآور محروميتها باشد.» آري اي دل سوخته، اي پيرغلام، معناي حقيقي جبلالصبر را تو احيا کردي و چه نوايي فاضلتر از شعرهاي تو حال عقيله بنيهاشم را شرح ميدهد، اي چاووشخوان شهر ما بخوان، بخوان از جبلالصبر تا بدانند براي رسيدن به سمات نيازي به کدخداها نيست و چه پاياني بهتر از نواي تو «زينبزينبزينب کنز حيا زينب کان وفا زينب...».