يكي از آسيبهاي اجتماعي كه امروزه تبديل به مسئلهاي اجتماعي شده، اعتياد است. اعتياد به مواد مخدر و بدتر از آن كاهش سن اعتياد و حتي اعتياد زنان در كشور معضلي اجتماعي است كه نه تنها خود از ساير آسيبهاي اجتماعي و مشكلات ساختاري تأثير ميپذيرد بلكه در بروز ساير معضلات اجتماعي مانند طلاق، افزايش سرقت، خودكشي، فحشا و... نيز مؤثر است. از سويي مقابله جدي با اين آسيب بزرگ بدون مشاركت مردمي شدني نيست.
اعتياد، فراتر از آمارهاي رسمي
هر چند سالهاست آمار رسمي معتادان به مواد مخدر زير 2 ميليون نفر اعلام ميشود اما به نظر ميرسد ميزان واقعي معتادان در كشور بيش از اين رقم باشد چون عمده اين تعداد معتاداني هستند كه در مراكز ترك اعتياد و درمان معتادان ثبت نام كردهاند اما بقيه معتاداني كه هنوز در اين مراكز ثبت نام نكردند را شامل نميشود.
در استاني كه اعتياد به همراه طلاق، بيكاري جوانان، فقر و محروميت و خشونت چهرهاي از روند رو به گسترش اين آسيبها را نشان ميدهد، اگر خود را شهروند ميدانيم يا به نوعي عميقتر اگر خود را انسان ميدانيم در قبال اين آسيبهاي اجتماعي لازم است كه احساس مسئوليت كنيم چراكه لازمه كاهش آسيبهاي اجتماعي از قبيل اعتياد حس مسئوليتپذيري اجتماعي است.
دولت به تنهايي نميتواند
وضعيت كنوني كشور به لحاظ نرخ روزافزون آسيبهاي اجتماعي نشان ميدهد كه بازيگر اصلي يعني دولت به تنهايي قادر نيست در حوزه مبارزه يا پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي همچون اعتياد موفق باشد و لازم است كه بازيگران مهم ديگري به نام مردم و سازمانهاي مردمنهاد (NGO) در امر مبارزه با اعتياد و پيشگيري از آن مشاركت داشته باشند.
به راستي سازمانهاي مردمنهاد با توجه به شرايط فعلي ساختار اجتماعي - اقتصادي چقدر ميتوانند در امر مبارزه با مواد مخدر موفق شوند؟ همچنين چه راهكارهاي مهم و اساسي در اين زمينهها ميتوان پيشنهاد داد؟
نقش سازمانهاي مردمنهاد در حوزه پيشگيري، از منظر جامعهشناختي رويكرد ساختي - كاركردي به ما ميگويد كه اگر سن اعتياد به مواد مخدر در جامعه كاهش يافته اين مسئله مبين چه وضعيتي است؟ يعني اينكه نهادها و سازمانهاي كارگزار جامعهپذيري نظير خانواده، مدرسه و وسايل ارتباط جمعي كارايي لازم را نداشته و نتوانستهاند نسلهاي جديد را به لحاظ فرهنگي و اجتماعي در ارتباط با مقوله اعتياد واكسينه كنند. يعني نظام فرهنگي ما نتوانسته در توانمندسازي نسلهاي جديد در جامعه موفق باشد.
جواني كه اعتياد به مواد مخدر او را تهديد ميكند آيا از امكانات تفريحي و ورزشي سالم به اندازه كافي برخوردار است كه براي تفريح و سرگرمي به اعتياد كشيده نشود؟ در اين خصوص بايد گفت نهادها و سازمانهاي متولي در ارتباط با نسلهاي جوان نتوانستهاند هزينه تفريحات سالم را پايين بياورند و يكي از تفريحات اصلي نوجوانان شده نشستن در قهوهخانهها و كشيدن قليان.
فروريختن قبح اعتياد
از منظر مكتب ساختي – كاركردي در جامعهشناسي وقتي كنشي كه از نظر جامعه انحراف و كجروي تلقي ميشود تكرار شود و بيشتر اتفاق بيفتد، در جامعه عادي شده و كاركرد پيدا كند ديگر نميشود جلوي آن را گرفت و الان سيگار كشيدن و قليان كشيدن و تا حدودي مواد مخدر سنتي مانند كشيدن ترياك كاركرد تفريح و سرگرمي را در بين جوانان پيدا كرده و برخي مواد آنقدر عادي شده كه مردم نام اعتياد را به آن نميگذارند.
در حوزه «جامعهشناسي نظم» بر مبناي نظريات اميل دوركهايم اگر كمي تأمل كنيم متوجه خواهيم شد كه جواني كه معتاد ميشود اگر وجدان جمعي و احساس مسئوليت اجتماعي نسبت به خانواده و جامعه خود ميداشت در دام اعتياد گرفتار نميشد و اگر در جامعهاي نزديك 2 ميليون نفر معتاد هستند اين نشان ميدهد كه همبستگي اجتماعي و به نوعي وجدان جمعي در آن جامعه و نهادهاي تنظيمكننده هنجار، كاركردش دچار مشكل شده است.
نقش سازمانهاي مردمنهادبنابراين يكي از كاركردهاي اساسي سازمانهاي مردمنهاد در جامعه در گام اول، كاركرد آگاهيبخشي در مبارزه با مواد مخدر است و لازم است اين نقش سازمانهاي مردمنهاد در فضاي واقعي جامعه در ارتباط با ساير نظامهاي فرهنگي از جمله نهادهاي آموزشي كه نقش جامعهپذيري نسل جديد را دارند به خوبي تعريف و پيشبيني شود. در گام دوم نيز از طريق گام اول، يعني از طريق همين آگاهيبخشي و برانگيختن مشاركت خود نسل جوان در امر مبارزه با مواد مخدر بايد كار پيش برود. مشاركت دادن خود نسل جوان و پيوند دادن نسل جديد در جامعه در گام سوم ميتواند اولاً از بيگانگي اجتماعي نسل جوان جلوگيري كند و هم به نوعي عاملي براي تقويت و بازسازي سرمايه اجتماعي در جامعه ايران باشد تا نسل جديدي كه در آينده وارد جامعه ميشود از طريق پيوند اجتماعي، احساس مسئوليت اجتماعي نسل جوان را در قبال خانواده و جامعه خود بيفزايد.
يكي ديگر از حوزههاي پيشگيري اجتماعي كه در زمينه مبارزه با اعتياد ميتواند صورت گيرد توانمندسازي نسل جديد از طريق مشاركت دادن آنان در قالب سمنهاست چراكه از منظر جامعهشناسي، مسائل اجتماعي از جمله اعتياد جوانان، ناشي از ضعيف بودن امكانات مادي و معنوي آنان براي مشاركت است.
در حوزه درمان از آنجا كه بيشتر حوزه فعاليت سازمانهاي مردمنهاد محدود به حوزه درمان است به علت هزينه بر بودن حوزه پيشگيري، سازمانهاي مردمنهاد كمتر در اين امر پيشگيري وارد شدهاند اما در حوزه درمان نيز اين سازمانها از طريق مشاركت دادن شهروندان و انجمنهاي خيريه در امر درمان ميتوانند كسي كه گرفتار اعتياد شده است را به جامعه برگردانند.
در خاتمه بايد گفت شرايط موجود چرخه اطلاعات در كشور به گونهاي است كه براي يك پژوهش ساده و اطلاع از آمار و ارقام مربوطه سازمانهاي قضايي و انتظامي طفره ميروند. بنابراين در اين شرايط مبهم نه تنها دولت و ستاد مبارزه با مواد مخدر بلكه سازمانهاي مردمنهاد نيز در مبارزه با مواد مخدر نميتوانند از برخورد مقطعي با آسيبهاي اجتماعي از جمله اعتياد فراتر روند.
*كارشناس ارشد جامعهشناسي