تيم ملي فوتبال ايران در مصاف با سوريه دچار اشتباهات استراتژيک خود شد. زمين گلآلود بود و در اين زمين لغزنده نميشد کاري انجام داد. کيفيت بازي به همين خاطر پايين آمد و در نتيجه فوتبال به هم ريخت. برداشت اوليه بسياري از کارشناسان چنين است، اما يک مسئله ظريف و مهم وجود دارد. روش بازي کردن در زمينهايي که گلآلود است و اصطلاحاً در کتابهاي کلاسيک آموزش مربيگري به آنها «سنگين» گفته ميشود، متفاوت است. انتظار ما اين بود که وقتي کادر فني تيم ملي و کارلوس کرش از شرايط زمين مسابقه باخبر بودند و حتي يک بازي تدارکاتي نيز در اين شرايط جوي انجام داده بودند، بازي کلاسيک در زمين گلآلود انجام دهند، اما در کمال تعجب ديديم که اشتباهات استراتژيک اتفاق افتاد و ما وارد مقوله اشتباهي شديم که بازي به سود سوريه تمام شد. در حالي که از لحاظ غناي فوتبال و وزن فوتبالي تقريباً سوريها نصف تيم ما بودند. روشي که انتخاب کرديم طوري بود که بازي خودمان را بياثر ميکرد. طبق روش کلاسيک در زمين گلآلود، توپها را بايد بلند بازي کنيم که اين کار را انجام داديم، اما در آرايش تيم براي بازي در اين زمين نيازي به هافبک دفاعي نيست. در اين سيستم يکي از مدافعان وسط جلو ميآيند و توپهاي بلند را ميزند و در استفاده از هافبک صرفهجويي ميشود. در وضعيت مشابه، تيمها بايد با دو سانترفوروارد کلاسيک بازي کنند و استفاده از سانترهاي زودهنگام در دستور کارشان قرار بگيرد. رامين رضاييان شخصاً اين کار را انجام داد و جهانبخش هم تلاش ميکرد از بازيکنان سوري عبور کند. در سمت چپ هم ما تلاش کرديم اين عمليات را پياده کنيم. ورود اميري به جاي دژاگه به زمين نشان ميداد نوع فوتبال به ما درس داده است. اگر در بازي با سوريه، کلاسيک برخورد ميکرديم و سانترهاي زودهنگام را به اجرا ميگذاشتيم، هافبک دفاعي را کنار ميگذاشتيم و سيستممان را به دو مهاجم تغيير ميداديم، ميتوانستيم نتيجه بگيريم. اين بازي براي ما يک دام بود، اما خودمان اين دام را گستردهتر کرديم و پوئن برتري را از دست داديم.