شش سال پيش بود كه نمايندگان مجلس براي تبديل سازمان تربيت بدني به وزارتخانه و ادغام آن با سازمان ملي جوانان دست به كار شدند. در آن زمان مخالفتهاي زيادي در خصوص درخواست نمايندگان ملت صورت گرفت و انتقادهاي زيادي از سوي كارشناسان مطرح شد. حتي دولت دهم نيز علاقهاي به وزارتخانه شدن ورزش نداشت. با اين حال تلاش بهارستاننشينان در ديماه 89 به ثمر نشست و مجلس شوراي اسلامي تشكيل وزارتخانه ورزش و جوانان را تصويب كرد. با اين وجود احمدي نژاد با معرفي نكردن وزير پيشنهادي تا اواخر خرداد سال 90 مخالفت جدياش را با تصميم مجلس نشان داد. بحث رأي اعتماد گرفتن وزراي پيشنهادي از مجلس شوراي اسلامي معضلي بزرگ براي دولت دهم و يازدهم به شمار ميرفت. محمد عباسي و محمود گودرزي دو وزير ورزشي بودند كه با كش و قوسهاي فراوان به ساختمان سئول راه يافتند. مديريت پرحاشيه وجه تشابه دو وزير اول ورزش ايران است.
محمد عباسيپيشنهاد اول احمدينژاد براي وزارت ورزش حميد سجادي بود كه نتوانست رأي اعتماد مجلس را بگيرد. محمد عباسي وزير پيشين تعاون در نهايت به عنوان دومين گزينه به بهارستان رفت و با كسب 165 رأي موافق در مردادماه سال 90 اولين وزير ورزش ايران لقب گرفت. عدم آشنايي او با ورزش و حتي حوزه جوانان اصليترين انتقاد وارده به عباسي در شروع كارش بود. تغييرات اساسي و بيدليل در رأس چند فدراسيون و به خدمت گرفتن مديران پيشين وزارت تعاون تأكيد بيش از حد اولين وزير ورزش بر مسائل سياسي را تأييد كرد. بدون شك بركناري رؤساي فدراسيونهاي كشتي، دوچرخهسواري، قايقراني و شنا آن هم در فاصله چند ماه تا آغاز بازيهاي المپيك هيچ توجيه قانعكنندهاي ندارد. سكان هدايت كشتي ايران به حجتالله خطيب سپرده شد و شنا و قايقراني نيز تا آستانه تعليق پيش رفتند. بركناريهاي عجولانه در آستانه المپيك 2012 ورزش ايران را به شدت به حاشيه برد. سپردن پستهاي كليدي و مهم وزارتخانه به مديراني كه پيش از اين زير نظر عباسي در وزارت تعاون كار كردهاند از جمله رفتارهاي عجيب وزير ورزش در آن زمان بود. ساكي زاده مديركل حوزه وزارت شد، رسولي نژاد به عنوان معاون حقوقي و امور استانها انتخاب شد، محمود حيدري بر فدراسيون سواركاري تكيه زد و مديريت كل تربيت بدني تهران نيز به دست وهاب فرهمند افتاد!
در بررسي عملكرد محمد عباسي از گاف خنده دار او در انتخاب سرپرست يكي از فدراسيونها نميتوان گذشت؛ حميد حيدري به عنوان سرپرست فدراسيون سواركاري معارفه شد اما بعد از چهار روز خبر رسيد كه اشتباهي لپي رخ داده و محمود حيدري سرپرست اين فدراسيون است. اضافه شدن مديران چند شغله به هيئت مديره سرخابيهاي پايتخت و انتخاب محمد رويانيان به سمت مديرعاملي پرسپوليس از شاهكارهاي مديريتي عباسي به شمار ميرود. حضور اين افراد در پرسپوليس و استقلال نه تنها سودي براي اين دو باشگاه نداشت بلكه به حواشي آنها نيز دامن زد. عملكرد ضعيف برخي فدراسيونها در دوره مديريتي عباسي نيز جالب توجه بود. اما عباسي را بايد ركورددار سفر در وزارت ورزش خواند. عشق زياد او به سفرهاي برون مرزي به حدي بود كه بسياري تعداد سفرهاي او را با وزير امورخارجه وقت مقايسه ميكردند. عملكرد درخشان و بينظير كاروان ورزشي ايران در المپيك 2012 عباسي را به يكي از خوششانسترين وزرا تبديل كرد، وزيري كه به اعتقاد جامعه ورزش كمترين نقش را در درخشش المپينهاي كشورمان در آوردگاه لندن داشت.
محمود گودرزيدومين وزير ورزش پس از رأي نياوردن سه كانديداي قبلي به اين سمت انتخاب شد. با آغاز دولت يازدهم، دكتر روحاني مسعود سلطانيفر را به مجلس فرستاد اما نمايندگان دست رد به سينه او زدند. رضا صالحي اميري و نصرالله سجادي نيز به سرنوشت سلطانيفر دچار شدند. تااينكه اواخر آبان ماه 92 سرانجام نظر مثبت نمايندگان مردم را جلب كرد. رئيس دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران كه خود را از جنس ورزش و به ويژه كشتي ميناميد در حالي سه سال عهدهدار وزارت ورزش شد كه عملكرد پرانتقادش سبب شد تا مجبور به استعفايي اجباري شود. در چند ماه اخير بارها خبر رفتن گودرزي در رسانهها منتشر شد و در نهايت نيز عمر مديريتش به پايان دولت يازدهم قد نداد. نداشتن سابقه كار در دستگاههاي اجرايي از مهمترين انتقادهايي بود كه پس از روي كار آمدن گودرزي مطرح شد. مصاحبههاي آتشين و بدون تأمل در خصوص مسائل مختلف بارها ورزش كشور را به حاشيه برد. اولين اظهارنظر جنجالي جناب گودرزي عليه كارلوس كرش و در مورد دستمزدش بود كه انتقادهاي شديدي را نيز به همراه داشت. پيشبيني نتايج تيم ملي فوتبال در جام جهاني سوژه بعدي رسانهها شد، اما تلاش گودرزي براي پايين آوردن سطح توقعات پيش از اينكه تيمهاي تكواندو و كشتي در المپيك ريو به ميدان بروند با گفتن اين جمله كه «حد ورزش ايران چهار مدال است» خون اهالي ورزش را به جوش آورد. جالبتر اينكه ورزشكاران ايراني هشت مدال خوشرنگ را در ريو به گردن آويختند. اين اواخر نيز بهرام افشارزاده يكي از مديران وزارتخانه سيبل مصاحبههاي انتقادي او شده بود. مصاحبه كرش عليه وزير و «لمپن وارداتي» خواندن سرمربي پرتغالي از سوي وزير، گودرزي را به وزيري فوتبالستيز در بين هواداران اين رشته در ايران معرفي كرد. تا جايي كه فوتبالدوستان با هجوم به صفحه اجتماعي رئيسجمهور خواستار برخورد با گودرزي شدند. وزير مستعفي همچنين با مديران فدراسيون فوتبال رابطه خوبي نداشت و كفاشيان را وادار به تغيير دبيركل و نايب رئيس بانوان كرد. البته فدراسيون كشتي نيز به خاطر رابطه تيره و تار گودرزي و خادم با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم كرد. واريز نشدن بهموقع بودجه مصوب فدراسيونها از جمله فدراسيون تيراندازي، برگزاري اردوها و اعزامهاي برونمرزي را با مشكلات عديدهاي مواجه كرد. بزرگترين وجه تمايز گودرزي با وزير قبلي نداشتن عطش سفر به كشورهاي خارجي بود. دكتر گودرزي در مدت حضورش در وزارت ورزش جزو معدود مديراني بود كه جز موارد ضروري از كشور خارج نشد. در عوض معاونانش از هر فرصتي براي خروج از مرزها نهايت استفاده را ميكردند. حضور همه معاونان گودرزي در سواحل برزيل به بهانه المپيك 2016 و سفر برخي معاونان به لاس وگاس به همراه تيم ملي كشتي تنها گوشهاي از سفرهاي خارجي ثبت شده در دوران وزارت گودرزي است. تغييرات زياد در مديريت پرسپوليس و استقلال در كارنامه مديريتي محمود گودرزي نيز به چشم ميخورد. اداره كردن اين دو باشگاه با سرپرست يكي ديگر از انتقادهاي وارده به وزير مستعفي ورزش بود. در بين موضوعاتي كه وزارت ورزش يك طرف ماجرا بود اختلاف اين وزارتخانه با كميته ملي المپيك بيش از همه ورزش ايران را به چالش كشيد. اختلافات عميق گودرزي با كيومرث هاشمي بر كسي پوشيده نبود و حتي خبرهايي در مورد تلاش وزارت براي تغيير در رأس مديريت كميته نيز به گوش رسيد. اساسنامه فدراسيونهاي ورزشي و اصلاح آن علت اصلي درگيري طرفين بود. همين اختلافات سبب شد تا برخي نامهنگاريها از داخل IOC را نسبت به اين موضوع حساس كند. البته برخيها انتظار تعليق ورزش كشور را ميكشيدند كه خوشبختانه تيرشان به سنگ خورد.