
در چند روز گذشته آثار احتمالي پيروزي دونالد ترامپ در انتخابات رياست جمهوري امريكا بر مناطق و بحرانهاي مختلف در كانون توجه و تحليل محافل رسانهاي و سياسي جهان قرار گرفته است و يكي از اين حوزههاي مهم بحرانهاي غرب آسيا (خاورميانه) از جمله بحران سوريه است. با وجود اينكه دونالد ترامپ، رئيسجمهور جديد امريكا در دوران مبارزات انتخاباتي خود عملكرد دولت اوباما را در خصوص تعلل در زمينه مبارزه با تروريسم تكفيري از جمله داعش مورد نقد قرار داده بود يا از دولت سوريه در مبارزه با تروريسم تكفيري ستايش كرده بود اما هيچ اطميناني وجود ندارد كه دونالد ترامپ پس از احراز پست رياست جمهوري عملكرد بهتري از دولت اوباما در اين موارد داشته باشد.
يكي از شاخصهاي موجود در اين زمينه اظهارات مشاور خاورميانهاي ترامپ است كه گفته است ترامپ دوست دارد با داعش مقابله شود اما نميخواهد جايگزين آن دولت سوريه يا القاعده باشد و اين همان ادبياتي است كه تا پيش از اين حاميان گروههاي مسلح و تكفيري استفاده ميكردند و مانعتراشيهاي خود در سر راه حل سياسي بحران را در پوشش آن توجيه ميكردند. از ديگر شاخصهايي كه در خصوص بهتر شدن عملكرد دولت جديد امريكا در خصوص بحران سوريه ترديد ايجاد ميكند اين است كه شواهد موجود نشان ميدهد كه لابي يهوديان و بهخصوص شاخه راستگرا و افراطي آن در دولت جديد ترامپ نقش و حضوري گسترده خواهند داشت، ضمن آنكه تصور ميشود اين افراد نيز در پيروزي ترامپ نقش اساسي داشتند. شايد تنها نقطه روشني كه ميتوان در خصوص نقش و تأثير احتمالي مثبت نتيجه انتخابات رياست جمهوري امريكا بر بحران سوريه متصور شد، رابطه ويژه و دوستانهاي است كه بين ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه و دونالد ترامپ وجود دارد و با توجه به اينكه روسيه و شخص پوتين، سوريه را براي خود خط قرمز دانسته بنابراين اين احتمال وجود دارد كه امريكا در دوره ترامپ وارد خطوط قرمز روسيه در سوريه نشود.
اما نكته قابل تأملي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه مواضع و منافع روسيه و رژيم صهيونيستي در سوريه همسو نيست و در حالي كه روسيه از مواضع دولت سوريه حمايت ميكند اما برعكس رژيم صهيونيستي از مخالفان مسلح و تكفيري در سوريه حمايت ميكند و تاكنون خدمات گستردهاي درعرصههاي مختلف براي آنها فراهم كرده است. در چنين شرايطي ممكن است دونالد ترامپ در خصوص تحولات سوريه در شرايطي قرار گيرد كه مجبور شود بين روسيه و رژيم صهيونيستي يكي را انتخاب كند و امكان دارد اولويت را به اين رژيم قرار دهد. از اين رو با توجه به وضعيت مبهمي كه براي آينده تحولات منطقه از جمله سوريه وجود دارد شايد بهترين راهكار اين باشد كه از فرصت باقيمانده از حزب حاكم دموكرات در امريكا براي حل مسائل و بحرانهاي باقيمانده استفاده شود البته اگر حزب شكست خورده دموكرات انگيزهاي براي اينكار داشته باشد.