
گفتمان سران دولتهاي غربي، به ويژه امريكاييها پس از توافق هستهاي در مواجهه با ايران نه تنها تعديل نشده، بلكه متأثر از برآوردها از محيط داخلي ايران، آنها انشقاق و شكاف در محيط داخلي و تأثيرگذاري بر فرآيندهاي دروني جامعه ايران را دنبال ميكنند كه شايد در آخرين نمونه آن بتوان به سخنان جانكري، وزير خارجه امريكا در دانشگاه شيكاگو اشاره كرد كه او طي آن با تأكيد بر اينكه تحريم تسليحاتي ايران همچنان باقي است يادآور ميشود كه «ما تحريمها عليه ايران را به دليل حمايت از تروريسم(؟!) تثبيت كرديم و در حقيقت از زمان توافق و به خاطر آنكه آنها موشكهايي شليك (آزمايش) كردند ما تحريمهاي بيشتري را وضع كرديم.» جانكري سپس با تحقير آنچه كه از مجموعه فرآيندهاي هستهاي ايران باقي مانده است توجه خود را به فضاي داخلي ايران معطوف كرده و يادآور ميشود كه «مسئله اين است كه آيا ايران قصد دارد رفتار خود را در اين دوره زماني تغيير دهد، آيا اين همان چيزي است كه روحاني در تلاشهاي اصلاحطلبانهاش دنبال ميكند. آيا آنها در اين برهه زماني قصد دارند كه در منطقه تغيير كنند؟ من خوشبين هستم و اميدوارم كه در مدت زمان 15سال، ما اين اختلافات را حل و فصل كنيم.»
آنچه كه از سخنان او و ديگر مسئولان امريكايي و بعضاً اروپايي بر ميآيد اين است كه آنچه اتفاق افتاده است حد نهايت انعطاف غرب در برابر ايران به ازاي تعطيلي و توقف فعاليتهاي هستهاي است و بقيه تحريمها نه تنها كاهش نخواهد يافت، بلكه متأثر از اقدامات و فعاليتهاي ايران در حفظ امنيت و منافع ملي خود چه بسا ممكن است افزايش يابد، به ويژه آنكه پس از روي كار آمدن رئيسجمهور جديد امريكا اگر كلينتون باشد كه شرايط سختتر از اين خواهد شد و در صورت پيروزي ترامپ نيز شايد برجام پاره شود كه در اين صورت روياهاي پسابرجامي برخي به كابوس تبديل ميشود.
برخلاف برخي تصورات و مبتني بر اميدواري آنها به تغيير در ايران، مسائل و مشكلات آنها با ما در صورت ثبات و بقاي ايران بر اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي نه تنها حل نخواهد شد، بلكه متأثر از ميزان تأثير بر فضاي داخلي و آنچه كه آنها عنوان «تغيير» را بر آن نهادهاند، چالشها روز به روز بيشتر خواهد شد، خصوصاً آنكه توسط برخي از فعالان سياسي داخلي تلاش شود كه اين مطالبه غرب به گفتماني در داخل تبديل شود، نظير آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني در زمينه ضرورت تعطيلي فعاليتهاي نظامي در اجلاس مسئولان آموزش و پرورش اعلام كردند.
نكتهاي كه در اين تعامل قابل توجه است اين است كه نظام سلطه مؤلفههاي اصلي اقتدار ما را كه درونزا و مبتني بر روحيات و تفكر انقلابي است هدف گرفته است، يعني موضوعاتي نظير توان موشكي يا پيشتازي در روند تحولات منطقه محصول حفظ و تثبيت روحيات انقلابي و مديريت جهادي در محيطهاي مربوط است و چه بسا اگر تفكر سازش و تسليم در آن عرصه نيز نفوذ ميكرد، اكنون ديگر داعش و حاميان غربياش دغدغهاي براي شكلگيري دولت فراگير خود در منطقه نداشتند.
تجربه تلخ بدعهدي امريكاييها در پسابرجام كه اين روزها تيم مذاكرهكننده هستهاي و حتي خود رئيسجمهور محترم نيز بر آن تأكيد دارند، بيانگر آن است كه آن الگو نميتواند براي ديگر عرصهها قابل تسري باشد، چراكه هدفگذاري آينده آنها مشخص است. جانكري در همين سخنان و با اميد تأثيرگذاري تغيير در ايران ميگويد ما ميتوانيم در طول اين 15 سال ديناميك حزبالله لبنان و منطقه و ديگر چالشهايي را كه با آن روبهرو هستيم، تغيير دهيم.
در طول 38 ساله پس از انقلاب در هر عرصهاي كه ما به نيرو و تفكر انقلابي اعتماد كرديم، دستاوردهاي ارزشمندي را كسب نموديم كه همچنان در زمره افتخارات اين ملت ثبت شده است و هر جا كه اين روحيات به انزوا رفت و تفكر سازش و تسليم غلبه يافت، اين دشمن ما بود كه براي خود افتخار ثبت كرد، به گونهاي كه اكنون اوباما برجام را مهمترين دستاورد دوران رياست جمهورياش ميداند.
مقام معظم رهبري در ديدار اخير دانشآموزان و دانشجويان، با هشدار نسبت به برخي حركتها و تلاشهاي خطرناك براي تحريف حقيقت و منطق ايستادگي امام (ره) و ملت در مقابل امريكا، در اذهان نسل جوان و همچنين القاي اين موضوع كه تنها راهحل مشكلات كشور، مذاكره و سازش با امريكاست، تأكيد كردند كه آنچه مشكلات كشور را حل خواهد كرد، روحيه و تفكر انقلابي به معناي توكل به خدا، اعتماد به درون، شجاعت اقدام و عمل، بصيرت، عمل به توصيههاي امام، ابتكارورزي، اميدواري به آينده، نترسيدن از دشمن و تسليم نشدن در برابر اوست.