کد خبر: 821018
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۸
حسن فرامرزي
يك: ديروز رسانه‌ها درباره ركوردداري تهران در خشونت‌هاي شهري ايران و ضرورت راه‌اندازي كلينيك‌هاي تخصصي با همكاري كار‌شناسان حوزه شهري در كلانشهرها نوشتند. خبر مربوط به نشست «بررسي رابطه خشم و زندگي شهري» در دبيرخانه انجمن علمي اقتصاد شهري ايران بود كه با حضور اساتيد، دانشجويان و كارشناسان اين حوزه برگزار شد.

اينكه عده‌اي از كارشناسان و صاحبنظران در نشستي تخصصي با استناد به آمار نزاع‌ها و درگيري‌هاي خياباني و گزارش‌هاي پزشكي قانوني هشدار داده‌اند كه ميزان خشونت‌هاي شهري در ايران به شكل فزاينده‌اي در حال رشد است، كار قابل دفاعي است. آمارهاي ارائه شده هم به تنهايي بسيار نگران‌كننده است: «‌در سال ۹۴ بيش از ۵۶۰ هزار نزاع به مراكز پزشكي قانوني كشور ارجاع داده شده كه در اين ميان قريب به ۱۷۴ هزار مورد از آنها به زنان اختصاص داشته است.» يا «استان تهران با بيش از ۱۰۱ هزار مورد نزاع در رتبه نخست كشوري است و خراسان رضوي و اصفهان بعد از استان تهران بيشترين نزاع را داشته‌اند.»

دو: ما كمتر از منظر رفتارشناسي به آنچه زيرپوست و روي پوست تهران و كلانشهرهاي ايران در قالب رفتارهاي مرئي و نامرئي در حال وقوع است، پرداخته‌ايم و لايه‌هاي پايين‌تر اين رفتارها را ترجمه نكرده‌ايم. كوتاهي البته به سياستگذاران، كارشناسان و رسانه‌ها برمي‌گردد كه در اين باره خوب عمل نكرده‌ايم.

سه: پرسش اين است كه چرا خشونت‌هاي شهري در ايران به گواهي چشم همه ما و آمار بالا رفته است؟ بالا رفتن خشونت‌هاي شهري قاعدتاً ريشه‌هاي عميق فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و روانشناختي دارد. وقتي در ترافيك خيابان ديده مي‌شود كه خودروها سپر به سپر هم حركت مي‌كنند و كمترين فضايي به خودرويي كه از تقاطي مي‌خواهد وارد خياباني شود، داده نمي‌شود، بسيار معنادار است و مسلماً نياز به تحليل رفتاري دارد. وقتي كه حمله كردن خودروها به عابران تبديل به يك امر عادي مي‌شود و خودروها حتي تاكسيران‌ها وقتي عابري را وسط خيابان مي‌بينند به جاي ‌آنكه پا روي ترمز بگذارند، پا روي پدال گاز مي‌گذارند، نياز به تحليل رفتاري دارد، اما چرا اين تحليل‌ها ارائه نمي‌شود؟ در واقع ما عموماً ساده‌ترين و در دسترس‌ترين گزينه را كه «محكوميت رفتار» و «متهم كردن فرد مرتكب رفتار» است، انتخاب مي‌كنيم، اما كمتر در افق نگاه آن فرد قرار مي‌گيريم كه مثلاً رابطه ميان حمله كردن يك ماشين به عابر پياده و مجبور كردن او به عقب‌نشيني به خاطر عصبيت يك قياس ناشي از «در تنگناي مالي قرار گرفتن» است؟ به خاطر اين است كه او از طريق كانال‌هاي خبري در جريان يك اختلاس بزرگ ديگر قرار گرفته و در قياس رقم اختلاس با درآمدي كه هزار تومان هزار تومان از خيابان‌هاي تهران جمع مي‌كند، احساس غبن و ناامني مي‌كند، بنابراين ناخودآگاه مي‌خواهد اين ناامني را به ديگران هم تسري دهد؟

چهار: به نظر مي‌رسد ما امروز در تهران و كلانشهرها نيازمند كلينيك‌هاي تحليل رفتار هستيم. نياز داريم كه عده‌اي از متخصصان حوزه مردم‌شناسي، جامعه‌شناسي و تحليل رفتار، مشاوره و روانشناسي در اين كلينيك‌ها جمع شوند و رفتارهاي خشونت‌آميز مرئي و نامرئي را به زباني روشن‌تر ترجمه كنند تا جامعه با وضوح و شفافيت بيشتري در جريان آنچه در زير و بم شهر اتفاق مي‌افتد، قرار بگيرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار