کد خبر: 820487
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۰
بررسي مسئوليت‌پذيري از منظر روانشناسي
احساس مسئوليت در زندگي مفهومي است كه در آن مردم اهداف خود را دنبال مي‌كنند، در حد كمال انساني به طوري كه...
سميه باستين*
احساس مسئوليت در زندگي مفهومي است كه در آن مردم اهداف خود را دنبال مي‌كنند، در حد كمال انساني به طوري كه بتوانند با ديگران روابط متقابل برقرار کرده، در جامعه خود قادر باشند با هماهنگي و اشتراك مساعي زندگي کنند و تأثير بسزايي داشته باشند. اگر چه مسئوليت در سطح فردي برپايه كنترل نفس استوار است اما در سطح اجتماعي يك روند كنترل اجتماعي محسوب مي‌شود. در روانشناسي، نخستين بار واژه مسئوليت در مورد رشد اخلاقي به كار رفته است.


مراد از مسئوليت‌پذيري آن است كه فرد افزون بر در نظر گرفتن خواست‌ها و احساسات خويش، به خواست‌ها و احساسات ديگران نيز توجه كند. آن گاه بتواند با تصميم‌گيري مناسب در چارچوب هنجارهاي اجتماعي و انتظارهاي معمول، درست انتخاب كند. انتخابي كه هم سلامت جسمي و رواني خود را برآورده كند و هم به نيازها و احساسات ديگران صدمه نزند.



مثلث مسئوليت



مسئوليت ويژگي است كه درون فرد رشد كرده و بر پايه معيارها و ارزش‌هايي كه در خانه و اجتماع به دست مي‌آورد، تغذيه و هدايت مي‌شود. روانشناسان مفاهيم گوناگوني را با مسئوليت مترادف مي‌دانند. بعضي‌ها آن را معادل عليت مي‌شناسند، عده ديگري آن را با دور‌انديشي برابر مي‌دانند و تعداد ديگري آن را مسئوليت اخلاقي مي‌شناسند. مفهوم مسئوليت حداقل از سه رابطه نشئت مي‌گيرد، مسئول بودن در مقابل چيزي، در مقابل كسي و در رابطه با قضيه‌اي. مسئوليت شامل جنبه‌هاي مختلف اخلاقي، عملي و در نظر گرفتن پيامدهاي يك عمل است.


ما مسئول اعمال خود هستيم


انسان هنگامي مسئولانه برخورد مي‌كند كه با توجه به ديدگاه‌هاي اخلاقي عمل كرده و بپذيرد كه مسئول پيامدهاي اعمال خويش است. رفتار مسئولانه، محصول طبيعت بشر است. مسئوليت در روابط بين والدين و فرزندان، دوستان، همسايگان و در ميان اعضاي يك گروه كاملاً مشهود است، اما تجلي واقعي آن را مي‌توان در روابط درون گروهي و برون گروهي مشاهده كرد. احساس اجتماعي پيش زمينه مهمي براي رفتارهاي مطلوب است. تجارب روزمره نشان مي‌دهد كه مردم نسبت به كمك كردن به افرادي كه شخصاً موجب بروز ناراحتي و بدبختي خود شده‌اند، تمايلي از خود نشان نمي‌دهند. نسبت دادن مسئوليت موجب بروز واكنش‌هاي عاطفي مي‌شود كه خود عامل اصلي رفتارهاي مثبت اجتماعي است. اين واكنش‌هاي عاطفي، دلسوزي و عصبانيت هستند كه دلسوزي منجر به كمك‌رساني شده و عصبانيت موجب مسامحه، سرزنش و انتقام مي‌شود. طبقه‌بندي مسئوليت اجتماعي به دو بعد اشاره دارد، برآورده كردن انتظارات برحق ديگران و تبعيت از قانون اجتماعي كه اين دو بعد به گونه‌اي متفاوت با رفتارهاي اجتماعي مطلوب مرتبط هستند.


مسئوليت و استقلال فردي


چرا مسئوليت به عنوان يك پديده انساني به وجود آمد؟ به چه دليل انسان‌ها از مرحله يادگيري، حمايت و كمك‌رساني فراتر مي‌روند و در زندگي خويش به مسئله مسئوليت مي‌پردازند؟ يكي از پاسخ‌هاي محتمل اين است كه مسئوليت پيش شرط ايجاد و رشد استقلال فردي است و اين امكان را براي شخص فراهم مي‌كند كه به ادراك نفس و خودشناسي دست يابد. در يك جامعه پيچيده افرادي كه داراي استقلال فردي هستند و اهدافي را دنبال مي‌كنند كه از ساختار ذهني آنان درباره واقعيت سرچشمه مي‌گيرد، موفق‌تر از كساني هستند كه به سادگي خود را به دست شرايط و رويدادها مي‌سپارند. صرفاً پيروي از قانون (اگر برنده شدي ادامه بده و اگر باختي اوضاع را عوض كن!) موفقيت را تضمين نمي‌كند. اگر شخصي براساس نظام كنترل نفس و مسئوليت عمل كند، مي‌تواند قابليت‌هاي خود را بهتر و مؤثرتر به كار گيرد.


مسئوليت و تعهد اجتماعي


مسئوليت به عنوان پيش شرط رفتارهاي اجتماعي مطلوب به نظر مي‌رسد. استحكام رابطه بين حس تعهد و رفتارهاي اجتماعي، تا حدودي منوط به شرايط خاص حاكم بر موقعيت مورد نظر است. به عنوان مثال وقتي راه فرار آساني در اختيار كمك‌كننده بالقوه قرار دارد و نياز فرد آسيب‌ديده به دريافت كمك شديد است، احساس مسئوليت بيش از مواقع ديگر، مقدمه و منادي رفتار اجتماعي مطلوب است.


يكي ديگر از نشانه‌هاي مسئوليت، اين نتيجه است كه مسئوليت اجتماعي و رفتارهاي اجتماعي مطلوب، تنها هنگامي با هم همبستگي مثبت دارند كه معيار مسئوليت اجتماعي بسيار برجسته و تعيين‌كننده باشد. انتظار مي‌رود شرايط اجتماعي كه باعث ايجاد مسئوليت اجتماعي مي‌شوند، در مقايسه با شرايطي كه ارتباط كمتري با اين معيارها دارند، ارتباط مستحكم‌تري را بين مسئوليت اجتماعي و رفتارهاي اجتماعي مطلوب برقرار سازند.


مثلاً حفظ محيط زيست را مي‌توان نوعي واكنش مثبت اجتماعي دانست، زيرا آلودگي هوا و آب منجر به وارد آمدن آسيب به زندگي ديگران (به اضافه زندگي خود فرد) در جامعه و نسل‌هاي آينده مي‌شود. مسئوليت زيست محيطي آميزه جالبي از توجه به علايق خود و ديگران است. رفتار زيست محيطي، متضمن انجام كارهايي است كه موجب حفظ محيط‌زيست مي‌شود. اين كارها شامل بازيافت مواد، حفظ و ذخيره انرژي، رعايت موازين سازمان‌هاي محيط‌زيست، استفاده از وسايل نقليه عمومي و انجام فعاليت‌هاي سياسي در جهت گسترش گرايشات زيست‌محيطي در حوزه سياست است.


انكار مسئوليت


انكار مسئوليت‌پذيري و انكار مسئوليت ممكن است به موازات هم پيش روند. گاهي شخصي وسوسه مي‌شود كه جهت كاستن از بار كنترل نفس، مسئوليت را انكار كند. انكار مسئوليت در تمام جوامع و در بين تمامي انسان‌ها پديده متداولي است و اغلب با عذر و بهانه و توجيه كردن همراه است. افراد احساس مي‌كنند كه بايد رفتاري مسئولانه داشته باشند اگرچه گاهي وسوسه مي‌شوند خلاف آن عمل كنند. يكي از راه‌حل‌هاي مشكل فوق اين است كه شخص راه آسان ديگري را برگزيند و با آوردن عذر و بهانه و مطرح كردن اولويت‌هاي ديگر، آن راه را توجيه كند. راه‌حل ديگر آن است كه از شيوه برخوردي استفاده كند كه مطابق با معيارهاي مسئوليت است.
كنترل شديد نفس منجر به ايجاد اين توقع مي‌شود كه فرد رفتاري مسئولانه داشته باشد. طبقه‌بندي مسئوليت اجتماعي نشانگر جهت‌گيري مثبت اجتماعي و توجه به مسائل ديگران است.

اگر شخصي گرايش به انكار مسئوليت داشته باشد، كمتر از فردي كه مسئوليت‌پذير است اقدام به كمك‌رساني مي‌كند. ظاهراً افرادي كه پيوسته به انكار مسئوليت مي‌پردازند، نسبت به مداخله در شرايط اضطراري نيز ضرورت كمتري احساس مي‌كنند و بالعكس افرادي كه مسئوليت‌پذير هستند در مواقع اضطرار ضرورت بيشتري براي مداخله احساس مي‌كنند.


انكار مسئوليت در يك مثال (كمك به مصدوم) بر پايه چهار استدلال استوار است كه شامل اين موارد مي‌شود: ناچيز شمردن نياز مصدوم، سرزنش كردن مصدوم، پخش شدن مسئوليت، مثلاً وقتي افراد ديگري به عنوان بخشي از حرفه و تخصص خود وظيفه دارند به مصدوم كمك كنند و تأكيد بر امتيازات خود به عنوان يك شخص شايسته و معقول. افرادي كه هنگام رويارويي با يك مصدوم نيازمند كمك، به اين استدلال‌ها متوسل مي‌شوند، خود را برتر از افراد نيازمند مي‌دانند و نمي‌پذيرند كه آنها هم مي‌توانند به نوبه خود كمك كنند. ضمنا آنها دلسوزي و احساس گناه كمتري در مقابل انسان‌هاي محتاج احساس مي‌كنند.


انكار مسئوليت روشي است كه به حفظ باورهاي فرد به دنيايي عادلانه كمك مي‌كند. با انكار مسئوليت در مقابل كمك كردن، انسان‌ها هم به افراد نيازمند كمك نمي‌كنند و هم اعتقاد خود را به اينكه هر كسي چيزي را به دست مي‌آورد كه شايسته دريافت آن است، حفظ مي‌كنند. پذيرش و انكار مسئوليت را مي‌توان دو قطب متفاوت دروني و بيروني در نظر گرفت. قرار گرفتن در يكي از اين دو قطب، معمولاً نادر است و بيشتر افراد خود را در جايي بين اين دو نقطه نهايي قرار مي‌دهند، بنابراين دست و پنجه نرم كردن آنها با رويدادهاي مهم زندگي در ارتباط با مسئوليت‌پذيري راحت‌تر و عملي‌تر است.
*روانشناس

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها