
بيتوجهي مسئولان به ورزشکاران ايران و خصوصاً به رشتههاي پايه يکبار ديگر به مهاجرت دو ورزشکار ديگر ختم شد. در شرايطي که پيش از اين نيز شاهد کوچ تعدادي از ورزشکاران و مليپوشان بودهايم اينبار دو ژيمناستيککار کشورمان زندگي و ورزش در کشورهاي خارجي را بر ماندن و تحمل بيتفاوتي دستاندرکاران ترجيح دادند. ديروز خبرگزاري مهر خبر مهاجرت امين ارباب، قهرمان تيم ايروبيک – ژيمناستيک ايران به امريکا را تأييد کرد. ارباب که يکي از شناخته شدهترين ورزشکاران ايروبيک کشورمان محسوب ميشد هشت حرکت جديد اين رشته را در فدراسيون جهاني ژيمناستيک به نام خود ثبت کرده است. مژگان تاجيک از ديگر فعالان رشته ايروبيک نيز به سوئد مهاجرت کرده و اتفاقاً در يکي از باشگاههاي اين کشور نيز مشغول به کار شده است.
ژيمناستيک در کمابيتوجهي محض به اين رشته پايه با وجود آنکه کشورمان استعدادهاي خوبي هم دارد بيش از پيش ژيمناستهاي ايراني را آزار ميدهد. بارها و بارها چهرههاي شناخته شده اين رشته در گفتوگو به رسانههاي مختلف از کمبودهاي جدي و نبود امکانات کافي در ايران گلايه کردهاند و از مسئولان تقاضاي توجه بيشتر داشتهاند. با اين حال دستاندرکاران ورزش کشور نه تنها دردي از دردهاي آنها دوا نکردهاند بلکه اعزام مليپوشان به تورنمنتهاي مختلف را نيز با اما و اگرهاي زياد انجام ميدهند. علاوه بر اين مسئولان انتظار دارند بدون اعزام و تأمين امکانات اوليه مدالهاي مهم نيز به دست بيايد!
پشتوانهاي ندارندجميله سروري تنها کسي بود که به مسئله مهاجرت ژيمناستهاي ايراني واکنش نشان داد. نايبرئيس بانوان فدراسيون ژيمناستيک در گفتوگو با ايسنا با اشاره به مهاجرت تاجيک و ارباب اظهار داشت: «ژيمناستها در ايران آينده و پشتوانهاي ندارند و وقتي ميبينند به آنها بها داده نميشود، اگر راهي پيدا کنند، ترجيح ميدهند که بروند و در خارج از ايران فعاليت کنند. بيشتر از سه، چهار ماهي است که مژگان تاجيک به سوئد رفته است. او سالها قهرمان تيم ملي بود و سالها به عنوان مربي بسيار خوبي در اين رشته فعاليت ميکرد و باعث تأسف است که او را از دست داديم. او مثل اين که در يکي از سالنهاي سوئد فعاليت ميکند. شايد اينجا نه آيندهاي در اين ورزش دارند و نه پشتوانه. اين در حالي است که بايد يک عمر خود ورزش کنند، قهرمان شوند و در نهايت به مربيگري بپردازند. آن هم با حقوق خيلي خيلي کم. با خطراتي که در اين رشته مربيان سروکار دارند و آسيبهايي که در اين رشته در طي اين چند سال اتفاق افتاده است، اين مربيان هستند که مسئول و موظف به پاسخگويي در مورد آنها هستند. وقتي به آنها بها داده نميشود، اگر راهي پيدا کنند ترجيح ميدهند که بروند و در خارج از ايران فعاليت کنند. در سه، چهار سال اخير خيلي از خانمها و آقايان اين رشته از ايران رفتهاند. مربي بسيار خوب ديگري به نام سارا خسروي به همراه همسرش محمد رمضانپور نيز از ايران رفتند که خود ميدانيد محمد رمضانپور از قهرمانان و عضو تيم ملي ما بودند.»
نايب قهرمان المپيك هم ميرود؟کوچ ورزشکاران ايراني به ساير کشورها در سالهاي اخير شدت بيشتري پيدا کرده است. جدا از معدود نفراتي که حتي حاضر شدند با پرچم ساير کشورها رقابت کنند، سايرين به دليل فراهم نبودن شرايط، بيتوجهيها و مديريت غيرحرفهاي ورزش عطاي کار را به لقايش بخشيده و زندگي و ادامه فعاليت ورزشي را در اروپا و امريکا برگزيدهاند. محمد باقريمعتمد، دارنده مدال نقره المپيک لندن، که پيش از اين خبر مهاجرتش به بلژيک نيز مطرح شده بود اخيراً در مصاحبهاي به شرايط حاکم بر تکواندو اشاره کرده است و اينکه ادامه اين وضع او را به ترک وطن مجبور ميکند: «متأسفانه در ايران هر کسي که به اوج قهرماني ميرسد، ميگويند او مدال المپيک گرفته است و بايد خداحافظي کند، اما به نظر من کسي که مدال المپيک ميگيرد، تازه ميتواند مدالهاي خيلي بهتري هم کسب و به افتخارات خود اضافه کند. فعلاً با اين سيستم نميتوانم کار کنم و مجبورم تمرين کنم تا بدنم آماده باشد و ببينم آيا تغيير و تحولاتي ايجاد ميشود يا نه تا در اين صورت بتوانم باز هم براي کشورم افتخار کسب کنم. اگر شرايط براي من خوب نيست، ميتوانم بروم در کشورهاي ديگر فعاليت ورزشي خود را انجام دهم. البته من که هنوز دست به اين کار نزدهام ولي در برنامههاي آيندهام هست که اين کار را انجام دهم. اگر ببينم تغيير و تحولاتي ايجاد نميشود، مجبورم که زندگي حرفهايام را به کشور ديگري ببرم و بتوانم آنجا سه، چهار سالي که ميخواهم را ورزش کنم و آنجا افتخار کسب کنم.»