کد خبر: 813161
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
بررسي اثرات روانشناختي تنبيه و تشويق در آموزش و پرورش كودكان
از مسائل بسيار با اهميت در امر تربيت و در آموزش و پرورش مسئله تنبيه و تشويق است. اين موضوع از ديرباز تاكنون مورد توجه و نظر متخصصان امر تعليم و تربيت و روانشناسان قرار گرفته است...
بهنام صدقي
از مسائل بسيار با اهميت در امر تربيت و در آموزش و پرورش مسئله تنبيه و تشويق است. اين موضوع از ديرباز تاكنون مورد توجه و نظر متخصصان امر تعليم و تربيت و روانشناسان قرار گرفته است. مي‌دانيم كه براي داشتن يك جامعه سالم و كارآمد به وجود مديران كارآمد در جامعه نيازمندیم و اين مديران و كارگزاران با ارتباط مثبت و مفيدي كه با افراد جامعه برقرار مي‌كنند مي‌توانند جامعه و كشور را به سوي اهداف متعالي سوق دهند. مطمئناً ارتباط با انسان‌ها و داشتن يك رابطه مفيد خود مستلزم يكسري رفتارها و قواعد و ضوابط است. از آنجا كه انسان براي ورود به اجتماع نياز به آموزش و پرورش دارد اين امر خطير بر عهده نهاد آموزش و پرورش است. از سويي انسان از كودكي در امر تربيتي خويش نياز به تنبيه و تشويق دارد. در اين مقاله به بررسي اينكه تنبيه و تشويق چگونه بايد باشد و در چه مواقعي به كار مي‌رود و به اثرات مثبت و منفي آن پرداخته‌ايم.



فوايد تشويق كردن كودك



تشويق يعني به ذوق و اشتياق آوردن و ايجاد اميد و محرك براي اعمال. تشويق باعث ارضاي نيازهاي رواني و فيزيكي انسان مي‌شود. در تشويق كردن شخص مورد نظر كه همانا كودك يا دانش‌آموز است از طرق و روش‌هاي مختلف از جمله هديه دادن، تشويق زباني، محبت كردن، لبخند زدن و گرفتن مسئوليت مورد تشويق معلم و اولياي مدرسه قرار مي‌گيرد كه اين عمل باعث افزايش بازدهي و تكرار اعمال و رفتارهاي مثبت از جانب وي مي‌شود.


مبناي روانشناختي تشويق و تنبيه



تنبيه خشن‌ترين و نامطلوب‌ترين روش جهت تغيير در رفتار نامطلوب كنشگر است. در واقع تنبيه يعني آگاه و بيدار كردن با استفاده از مجازات و جلوگيري از كارهاي ناپسند در انسان. هر پاسخي كه با يك محرك تقويت‌كننده دنبال شود، تكرار مي‌شود. محرك تقويت‌كننده چيزي است كه احتمال وقوع پاسخ را افزايش مي‌دهد؛ تقويت‌كننده‌هايي كه ذاتاً خاصيت تقويت‌كنندگي دارند مانند آب، غذا و هوا كه به آنها تقويت‌كننده‌هاي نخستين مي‌گويند و تقويت‌كننده‌هاي ثانوي كه همراه با تقويت‌كننده‌هاي نخستين به كار برده مي‌شوند مانند پول، جايزه، نمره و... در نتيجه تقويت متناوب از پيوسته مفيدتر است.




تنبيه وسيله‌اي براي تربيت نه انتقامجويي!



آموزش محبت كردن به دانش‌آموزان در كلاس درس و پيشنهادهايي براي بالا بردن عزت نفس دانش‌آموزان از مؤثرترين كارها در اين باره است. همچنين بايد روحيه فرزندانمان را تقويت كنيم. در واقع با آموزه‌هاي درست و منطقي مي‌توانيم فرزندانمان را از خود‌كم‌بيني رها كرده و گامي در بالا بردن عزت نفس آنها برداريم.


بهتر است توانايي‌هاي كودك را مد‌نظر قرار دهيم نه ناتوانايي‌هاي او را. قدرت تحمل و صبر را در آنها پرورش دهيم و به كودكانمان در كنترل احساساتشان كمك كنيم. كودكان را با الگوهايي مناسب در زندگي‌شان آشنا كنيم. اجازه دهيم كودكمان هرچه بيشتر در انجام فعاليت‌هايش آزاد باشد. در واقع به او قدرت عمل بدهيم و از وابسته كردن وي به خودمان جدا خودداري كنيم. از ترساندن فرزندمان از خيلي از امور بپرهيزيم و با القاب مناسب فرزندانمان را صدا كرده و در محبت كردن افراط و تفريط را پيش نگيريم. 


معلمان و اولياي مدارس هميشه و در همه حال سعي و تلاش خويش را مبذول داشته‌اند كه هميشه بهترين خدمت را در راه آموزش و تربيت و ياد دادن علم و دانش به دانش‌آموزان ارائه دهند اما آيا آموزش فقط بايد به درس و كتاب‌هاي نوشته‌شده‌اي كه در اختيار معلم گذاشته مي‌شود تا از ابتدا تا انتها را به دانش‌آموزان درس بدهند و معلم راضي باشد ختم مي‌شود؟ اينكه به موقع درس و كتاب خود را به پايان رسانده يا اينكه دانش‌آموزان در پايان دوره يك‌ساله تدريس نمرات بالايي را اخذ كرده‌اند براي يك معلم كافي است؟ مطمئناً معلم‌هاي مهربان نقش مهمي در بالا بردن عزت نفس دانش‌آموزان ايفا مي‌كنند. شايد داستان معلمي را شنيده باشيد كه تنها با يك لبخند و يك آغوش گرم زندگي يك كودك را تا آينده تضمين كرد، البته كم نيستند از اين نوع معلمان مهربان در نظام آموزشي كشورهاي مختلف.


تأثيرات تشويق در تعليم


كودكان تشنه محبت هستند. هر قدر به كودك محبت شود و هر اندازه او را مورد تشويق قرار دهيم، اين امر خود كمك بزرگي در مسئوليت‌پذيري كودك مي‌كند. مسئوليت‌پذيري نيز از داخل خانه آغاز شده و تا بزرگسالي و در همه جوانب زندگي همراه او خواهد ماند. خانواده‌ها نقش اساسي در مسئوليت‌پذيري كودك دارند. معمولاً سه نوع خانواده در اين حوزه وجود دارند: ‌خانواده‌هايي كه هيچ گونه قانون رفتاري در آنها وجود ندارد كه به خانواده‌هاي به هر جهت معروف هستند، خانواده‌هايي كه قانون در آن وجود دارد ولي اجرا نمي‌شود و سوم خانواده‌هايي هستند كه در كانون آنها قانون وجود دارد اما ثابت و محكم نيست و مرتب عوض مي‌شود. ما خانواده‌ها با برقراري قانون‌هاي ثابت و محكم و همچنين با استفاده از تشويق در اجراي اين قانون‌ها هم به كودك مسئوليت‌پذيري را آموزش داده‌ايم و هم روحيه ذوق و اشتياق به كارهاي مثبت را در او زنده كرده‌ايم.  معلمان نيز در اين راه مي‌توانند گام‌هاي بزرگي بردارند. آنها مي‌توانند با تشويق كودك از هر طريق همچون يك لبخند، يك آغوش گرم، دادن نمره مثبت و دادن جايزه مادي هر چند كوچك، قدمي بزرگ در اين راه بردارند. بسياري از خلاقيت‌ها و اختراعات و نوآوري‌هايي كه توسط انسان انجام مي‌شود در پناه همين تشويق‌ها و ترغيب‌هايي است كه از جانب معلم يا اوليا و اطرافيان صورت مي‌گيرد.



تنبيه وسيله‌اي براي تربيت نه انتقامجويي!



نكته حايز اهميت اين است كه نبايد تشويق تنها منحصر به افراد يا شخص خاص باشد يا مرزي براي آن قائل شد. بايد پيشرفت دانش‌آموزان را ملاك گرفتن تشويق قرار داد، مثلاً گفته شود كساني كه دو يا سه نمره پيشرفت داشته باشند، مورد تشويق قرار مي‌گيرند. اين خود عاملي مي‌شود براي پيشرفت پايين‌ترين دانش‌آموزان و حتي دانش‌آموزي كه هميشه در كلاس نمرات زير 10 مي‌آورد نيز كوشش خود را بكند تا آن نمره تك خود را بالا ببرد و اين يعني موفقيت هم براي دانش‌آموز و هم معلم.


چرا كودكان به خود اعتماد ندارند؟


بيشتر كودكان به خود و توانايي‌هايشان اعتماد و اطمينان ندارند و از انجام خيلي از كارها كه در حد توان آنهاست واهمه دارند. بر اساس مطالعات و تحقيقات انجام شده در اين حوزه دو عامل مهم در اين بي‌اعتمادي به خود وجود دارد. اولين دليل اين است كه دست و بال خود كودك مي‌لرزد از اينكه آيا مي‌تواند يا نه. در واقع خود را بلاتكليف مي‌بيند. دومين عامل و اساسي‌ترين عامل بزرگ‌ترها هستند. آنها با مانع شدن و آوردن جملاتي مانند تو نمي‌تواني، براي تو هنوز زود است و تو هنوز بچه‌اي و از اين نوع عبارات، ناخواسته حس اعتماد به نفس را در كودك تضعيف مي‌كنند و گاهي نيز اين حس را تا آخر در زندگي او مي‌خشكانند. در صورتي كه كودك، با دادن اختيار بسياري از كارها، ‌فعاليت‌ها، مسئوليت‌ها و در كنار آن تشويق كردن و ترغيب و به ذوق آوردنش نه تنها اعتماد خود را به دست مي‌آورد بلكه در راه بالا بردن آن گام بر‌مي‌دارد و در نهايت اين مهم باعث شكوفايي استعدادهاي او مي‌شود.


رشد عقلاني و فكري شاگرد


مي‌دانيم بسياري از معلمان مهربان و فداكاري كه تمام وقت و زندگي خود را در راه تدريس و آموزش دانش‌آموزان مي‌گذارند سعي‌شان بر اين است كه بتوانند كل دروس را تمام و كمال به پايان برسانند و اين خود جاي تقدير و تشكر دارد اما در اين ميان جاي آموزش و پرورش فكري و عقلاني دانش‌آموز بسيار خالي است.



وقتي دانش‌آموز فلسفه واقعي درس و تحصيل را درك نمي‌كند و تنها اينكه نمره‌اي گرفته و در آن درس قبول شود برايش كافي است، اين نوع نگرشي كه اكثر دانش‌آموزان و حتي پدر و مادرها به آن گرفتارند باعث مي‌شود كه تحصيل بر پايه مدرك‌گرايي باشد و هيچ‌گونه توجهي به كسب علم و دانش و انجام پژوهش در اين زمينه صورت نگيرد و نتيجه‌اش نيز اين شود كه دانش‌آموزان بعد از پايان امتحانات كتاب‌ها را كنار گذاشته و حتي مبادرت به سوزاندن كتاب‌هاي درسي خود كنند اما در حوزه‌هاي علمي وضع كاملاً متفاوت است.  بدين معنا كه در آنجا فرد محصل كاملاً به دنبال كسب علم و پيدا كردن دانش است و با سختي به دنبال آن مي‌گردد. در آنجا شاگرد به دنبال خود علم و دانش است و مدرك برايش اهميتي ندارد و اين خود شاگرد است كه با تكيه بر توانايي‌ها و استعداد خويش بايد علم را از استاد دريافت كند، با او مباحثه و گفت‌و‌گو مي‌كند و اين از عالي‌ترين روش‌هاي تدريس علوم است كه دانش‌آموز به خود تكيه كرده و معلم علاوه بر آموزش علم به پرورش عقلاني و شكوفايي دانش‌آموز كمك مي‌كند.


واكنش فرد نسبت به تنبيه و تشويق


تحقيقات و مطالعاتي كه روي كودكان زير 12 سال صورت گرفته نشان مي‌دهد كودكان از تنبيه برداشت درستي ندارند و در واقع متوجه اين نمي‌شوند كه تنبيه چه كاربردي دارد. نتايج بررسي‌ها كه در كاليفرنيا روي مغز كودكان زير هشت سال انجام شده نشان مي‌دهد كودك نمي‌داند در صورت تنبيه شدن نبايد دوباره آن كار را انجام ندهد. در صورتي كه تشويق بسيار با‌دوام و مؤثر بوده و كودك به آن پاسخ مثبت مي‌دهد. به معناي ديگر فرد نسبت به اين موارد واكنش نشان مي‌دهد.


راهكارهاي افزايش تأثير تشويق در دانش‌آموزان



انسان‌ها هميشه نسبت به تشويق در برابر تنبيه واكنش‌هاي بهتر و كاراتري نشان داده‌اند. در نتيجه در نظام آموزش و پرورش سعي بر توجه به تشويق و حذف تنبيه شده است. بسياري از دانشمندان و انديشمندان در دوره‌هاي مختلف نيز در مورد تأثيرات تنبيه و تشويق نظراتي ارائه كرده‌اند. اسكينر، روانشناس و نويسنده معتقد است انسان‌ها به طور ذاتي نسبت به كسي كه آنها را تشويق مي‌كند با مهرباني رفتار مي‌كنند و نسبت به كساني كه با آنها با خصم رفتار مي‌كنند پرخاشگر مي‌شوند، البته افلاطون، دانشمند بزرگ يوناني در اين زمينه مي‌گويد: انسان از كودكي پرورش مي‌يابد و نياز به تربيت دارد و بي‌شك تنبيه باعث بيداري و هدايت مي‌شود و آن را وسيله‌اي جهت تربيت مي‌داند و نه انتقامجويي.  نظريه‌پردازان قرن 18 ميلادي همچون روسو نيز نظراتي در مورد تربيت كودك و تأثيرات تنبيه و تشويق داشته‌اند.


در اين باره مي‌توان گفت كه تنبيه آخرين راه براي تربيت كودك بوده و بهتر است به عنوان گزينه نهايي مورد استفاده قرار گيرد. اسكينر درباره اثرات تنبيه چنين مي‌گويد: تنبيه باعث ايجاد ترس ماندگار در كودك مي‌شود. تنيبه باعث مي‌شود شخص دچار پرخاشگري شود. تنبيه صدمه و آسيب زدن به ديگران را توجيه مي‌كند.  اما نكاتي را بايد در تشويق دانش‌آموزان رعايت كنيم. در تشويق بايد اصل عمل مورد تشويق قرار گيرد. تشويق در بين همسالان بهتر از تشويق در تنهايي است. شكل و نحوه اجراي آن نيز در افراد مختلف متفاوت است. تشويق بايد به اندازه و به‌موقع باشد. بهتر است به صورت معمولي انجام شود چراكه اين امر مؤثر است و در نهايت اينكه تشويق بهتر است بلافاصله بعد از انجام كار صورت بگيرد.


حرف آخر




انسان هميشه به دنبال بالا رفتن، ارتقا و پيشرفت خود بوده و است. تنبيه و تشويق در اين راه نقش اساسي ايفا مي‌كنند. بي‌ترديد تشويق و تنبيه از مهم‌ترين اركان تربيتي و محرك‌ها جهت افزايش انگيزش‌هاي پيشرفت و ارتقا هستند. همه ما چه كوچك و چه بزرگ نيازمند تشويق و ترغيب هستيم تا براي رسيدن به اهدافمان دلگرم شده و نشاط و تحرك بيشتري تجربه كنيم تا با جديت بيشتر به اهداف خود نزديك شويم، اما ممكن است برعكس اين جريان نيز اتفاق بيفتد و آن استفاده از تنبيه است. وقتي انسان مدام مورد نكوهش و سرزنش قرار مي‌گيرد اين امر باعث دلسردي و بي‌رغبتي‌اش شده و او را از ادامه راه باز دارد.


منابع:
www.pubs.ext.vt.edu education.seattlepi.com

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها