
در حالي صحبت از رفتن لوزانو و انتخاب يك مربي جديد براي تيم ملي واليبال است كه معتقدم كه تغييرات پيدرپي در يك تيم به صلاح نيست و اکثر مربيان موفق دنيا سالها در تيمهاي خود کار کردند؛ براي مثال رزنده، آلکنو قبل از المپيک لندن و... در مجموع تأکيد ميکنم که با تغيير سرمربي متوالي موافق نيستم، مگر اينکه سرمربي خيلي ضعيف باشد. کواچ مدت کوتاهي در ايران بود و گفتند که چون مديريت نداشت بايد برود، حالا در مورد لوزانو هم همين حرفها مطرح ميشود. اگر سرمربي آينده هم اينگونه باشد، تکليف چيست؟ شايد ايراد کار جاي ديگري باشد و بهتر است که ابتدا يک بازنگري کلي انجام و سپس سرمربي انتخاب شود. به عقيده من اين صحبتها درخصوص کواچ و لوزانو درست نيست، چراکه آنها از تيمها و کشورهاي برتر از ايران به تيم ملي آمدند و در تيمهاي قبلي خود موفق بودند. لوزانو ميتوانست به واليبال ايران کمک کند، اما نميدانم توافق طرفين چگونه بوده شايد لوزانو نميخواست با فدراسيون ايران ادامه همکاري دهد.
به هر حال من عقد قرارداد بلندمدت با مربيان ملي را ميپسندم. در سال اولي که کواچ آمد، گفتند تيم تحت تأثير ولاسکو است و حالا هم زمان حضور لوزانو کم بود و نميتوان درخصوص عملکردش تحليل درستي داشت. وي حداکثر سه ماه و نيم در کنار تيم بود و زمان زيادي نداشت. من قرارداد بلندمدت را ترجيح ميدهم و هر تصميمي که گرفته ميشود بايد رو به آينده باشد. به عقيده من برخلاف صحبتهايي که گفته ميشد، لوزانو و کواچ براي واليبال ايران کوچک نبودند. بيان اين حرفها يعني ما نگاه و تفکر غيرحرفهاي داريم و بايد بپذيريم که اين مربيان از کشورهايي آمدند که سطح واليبال آنها بالاتر از ايران است. به عقيده من شخصي مانند ولاسکو بايد بيايد، البته منظورم از نظر فني نيست، بلکه از نظر مديريتي است. بين مربيان سطح اول دنيا اختلاف فني چنداني وجود ندارد و براي تيم ملي ايران بايد فردي انتخاب شود که حرف اول و آخر را در بحث فني خودش بزند و صحبتهاي کسي رويش تأثير نگذارد. مشکل کواچ و لوزانو اين بود که تسلط کافي روي تيم خود نداشتند و در بين مربيان برتر واليبال دنيا به عقيده من نفراتي مانند آلکنو و آناستازي و... ميتوانند به ايران کمک کنند.