اين روزها اگر تلويزيون را روشن كنيد و كنترل به دست جستوجويي در شبكههاي آن داشته باشيد، تقريباً در همه شبكهها ردپاي يك برنامه آشپزي ميبينيد و به طور مداوم از شبكههاي يك، دو، سه، نمايش و نسيم برنامه آشپزي پخش ميشود. از برنامههاي قديمي آشپزي با آشپزان قديمي كه به اشكال مختلف سعي كردهاند خود را به روز، جديد و جذاب نشان بدهند گرفته تا برنامههاي عجيب و غريبي از آشپزهاي ناشناخته. حتي جالب اينجاست كه آشپزي براي كودكان و آشپزي براي پسربچهها نيز در رديف برنامههاي تلويزيوني ديده ميشود، البته وجه مشترك اكثريت آنها صرف آموزش نيست، بلكه تبليغات ظرف و ظروف آشپزي است! حسين رفيعي مجري تلويزيون هم در مصاحبهاي گفته بود اين روزها برنامههاي آشپزي در تلويزيون زياد شدهاند دليل آن هم زياد بودن اسپانسرها در زمينه لوازم آشپزخانه است.
آشپزي شايد ارزانترين و راحتترين كاري باشد كه تلويزيون در اين اوضاع نابسامان اقتصادي به آن چنگ انداخته است تا آنتن برنامهاي را پركند، برنامهاي كه ظاهراً به مذاق خانمهاي خانهدار هم خوش ميآيد و هيچ صداي اعتراضي هم پس از پخش آن از جايي درنميآيد كه چرا ما را خوب يا بد نشان دادهايد. قرار بود با تغيير مديريتها در صدا و سيما و تغيير راهبردهايي كه اغلب آن تحميل دولت به تلويزيون بود، اوضاع بودجه صداوسيما هم بهبود يابد اما اين روزها تنها چيزي كه خوب شده اظهارنظرهاي مسئولان دولتي نسبت به تلويزيون و رضايت از نبود برنامههاي انتقادي قبل صداو سيما از عملكردهاي ضعيف است كه هر كدام از ليست تلويزيون حذف شدند. در تلويزيون نيازمند به بودجه، حتي كار به جايي رسيده كه مجبور شده حجم بالاي برنامههاي خود را به سفارشهاي عجيب و غريب دولت اختصاص بدهد. همين چند وقت پيش وزارت نيرو در جلسه پرطمطراقي كه در اخبار نيز انعكاس داشت، معاهدهاي با صداوسيما امضا كرد تا در قبال خواستههايش برنامهاي ساخته شود (برنامهاي با زمان بلند كه جاي پخش سريال تلويزيوني را هم گرفت). اين يعني وضع تلويزيون خوب نيست و دولت با فشار بر گلوي آن، كمال استفاده را از وضعيت موجود صداوسيما ميبرد. با حضور مديريت جديد تلويزيون تصور آن ميرفت اتفاقات تازه و خوبي بيفتد و اين تنها رسانه فراگير و عمومي كشور در شرايط بهتري قرار بگيرد. اما سونامي رجعت به دوران ضرغامي در تلويزيون آغاز شد؛ از بازگشت مديران به پستهاي قبلي گرفته تا بازگشت شبكههايي كه به خاطر نبود بودجه و كيفيت منحل شده بودند. حتي نوع برنامههاي تلويزيون امروز به زمان گذشته بازگشته تا هيچ ردي از تغييرات دوران سرافراز كه براي چابكسازي، جوانگراي و بهرهوري از صداوسيما آغار شده بود باقي نماند. اما هيچ كدام از اين اتفاقات باعث نشد تا وضعيت بودجه و توليدات صداوسيما بهبود يابد تا جايي كه الان چيزي كه بيشتر از همه در تلويزيون ديده ميشود آشپزي، آشپزي و آشپزي در عناوين و دكورهاي مختلف است...
انگار تنها اسپانسرها و كارخانههاي توليد لوازم خانگي و آشپزخانه است كه توانسته خارج از وعده و وعيد يا فشارهاي سياسي و حزبي، بودجههاي برنامهاي تلويزيون را تأمين كنند و كمك باشند، كارخانههايي كه اگر باكس آشپزي صداوسيما هم تا خرخره پر شده باشد و ديگر حرفي در برنامههاي آشپزي براي مخاطبان باقي نمانده باشد. از بس آشپزي پخش ميشود در برنامههايي همچون «خندوانه » به اشكال مختلف حضور پررنگ خود را به رخ دولت و ادعاهايش ميكشند. حالا ديگر «خنداونه»اي كه حرف از كالاي خاصي به جز چند مورد مثل كفش ملي كه برنامه خاصي به آن اختصاص يافت در آن ورودي نداشته، حالا هر شب به بهانههاي مختلف سعي ميكند تا برند يك كارخانه لوازم خانگي را معرفي كند و با آب وتاب از آن نشان كارخانه و محصولاتش تعريف كند!
متأسفانه فضاي زرد و پوپوليستي حاكم در تلويزيون باعث شده بيشتر به آشپزخانه تبديل شود كه هر لحظه يك مجري يا بازيگري به واسطه چهره بودن جنسي را مانند شنبه بازاري در آن تبليغ ميكنند. اسپانسرها هم چون ميلياردها هزينه ميكنند انگار صاحبخانه تلويزيون شدهاند و ديگر مانند سبك قديم كه مثلاً دكور يك برنامه را تأمين ميكردند و اسمشان گوشهاي از كار بود راضي نميشوند و مجريها و آشپزها مانند دستفروشان دورهگرد مجبورند تا با هيجان (براي فروش بيشتر) محصولات اين كارخانهها را به شكلي ناهمگون در ميانه برنامهها نه تنها تبليغ كنند كه حتي سفارش هم بگيرند. اين روزها اين واژه را در تلويزيون زياد ميشنويم كه عدد 5 را به فلان شماره پيامك كنيد تا فوراً اين محصول به در خانهتان بيايد.