ماهوارهها و رسانههاي نوين نوك پيكان هدف خود را به سمت مسائل فرهنگي جامعه ما نشانه گرفتهاند و اين حملهها بخشي از جامعه ايراني اسلامي ما را دچار آسيب كرده است. تغيير سبك زندگيهاي ايراني اسلامي، اضمحلال روابط افراد جامعه و اعضاي خانواده و بالا رفتن آمار طلاق در كشور تنها بخش كوچكي از اثرات ويرانگر ماهواره بر فرهنگ كشور است. حال سؤال اين است كه چه بايد كرد؟ آيا بهترين راه جمعآوري ماهوارههاست؟ يا بايد در كنار جمعآوري آنها خوراك فرهنگي و سرگرمي مناسب نيز تهيه و به مردم ارائه دهيم؟ در گفتوگو با چند تن از كارشناسان و نمايندگان مردم در خانه ملت، موضوع تأثيرات مخرب ماهوارهها بر سبك زندگي مردم و همچنين راهكارهاي مقابله با آن را مورد بررسي قرار دادهايم.
ترويج سبك زندگي غربي در برنامههاي ماهوارهاي
دكتر حسن بنيانيان، رئيس كميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي عالي انقلاب فرهنگي: از نظر من برنامههاي ماهواره تأثيرات دو گانهاي بر جامعه ميگذارند. يكي تأثيرگذاري مستقيم است؛ در اين نوع، مجريان و برنامهريزان كشورهاي ارسالكننده ماهواره ميدانند چه ميخواهند و چه كار بايد بكنند. برنامههاي ماهوارهاي در كشورهاي غربي و با فرهنگ غربي تهيه و توليد ميشود و متعاقباً سبك زندگي غربيها را در قالب برنامههاي مختلف وارد جامعه ما ميكنند. اين بدآموزيها وارد فضاي ذهني مخاطبين شده و تخريبهاي مضاعفي را در فرهنگ جامعه ما وارد ميكند. معمولاً تحليلگران ما آثار مستقيمي را كه آنها آگاهانه برروي بعضي از متغيرهاي كليدي فرهنگي ما كار ميكنند تحليل مينمايند.
بايد آگاه باشيم در شيوه تأثيرگذاري مستقيم فينفسه هر نوع فيلم و سريال و برنامهاي كه از فرهنگ عمومي غرب در فضاي جامعه ما منتشر ميشود در ذات خود بدآموزي دارد. فرض كنيد حتي اگر خيابانهاي عادي اروپا را هم نشان دهند قبح گناه برهنگي در جامعه ريخته ميشود و جوانان و نوجوانان ما زندگي توسعه يافته را با اين نمادها تعريف ميكنند. يا حتي اگر بهطور طبيعي زندگي داخلي آنها را نشان بدهند كه افراد چقدر راحت مشروب ميخورند اين بدآموزي بهطور طبيعي وارد زندگي عادي ما ايرانيها شده و تخريب فرهنگي را ايجاد ميكند. در تأثيرگذاري نوع دوم بحث رواج روحيه غربگرايي در كشور ما است كه از حدود 200 يا 300 سال پيش يك نوع خودكمبيني نسبت به فرهنگ غرب در جامعه ما وجود داشته است. اين موضوع آسيبپذيري و شيفتگي مردم ما را نسبت به آنها و تخريب فرهنگي ما را در مقايسه با كشورهايي كه اين غربزدگي در آنها وجود ندارد بيشتر ميكند. مثلاً آسيبهاي امريكاييها به مردم فرانسه كمتر منتقل ميشود چون آنها دچار خودكمبيني نسبت به امريكاييها نيستند و خود را برتر ميدانند و طبيعتاً كمتر تأثير ميپذيرند، ولي در كشورهايي مثل كشور ما كه از 200، 300 سال گذشته هميشه غرب با يك نوع فرهيختگي و پيشرفت معرفي شده است و يك نوع آرزو براي بخشي از مردم جامعه ما بوده است كه بتوانند غرب را ببينند يا در آن جا تحصيل كنند اين شيفتگي آسيبپذيرتر خواهد بود.
لذا اين شيفتگي باعث ميشود كه تأثيرپذيري ما خيلي بيشتر باشد. مثلاً افرادي كه ميخواهند براي خود كلاس بگذارند سعي ميكنند در بين صحبتهاي خود كلمات انگليسي بهكار ببرند، يا افرادي كه با استفاده از نماد كراوات ميخواهند نشان بدهند كه ما فرهيختگي و دانش بيشتري داريم و بعضي از ما ايرانيها ناخودآگاه نسبت به اين موضوع عكسالعمل نشان ميدهيم مثلاً وقتي يك پزشك كه كراوات زده را ميبينيم ناخودآگاه فكر ميكنيم سواد بيشتري دارد در حالي كه اينها ربطي به هم ندارد و گاهي برعكس هم هست، اما اين شيفتگيها در ما وجود داشته و دارد و اينها آثار مخرب ماهواره در كشور ما را مضاعف كرده و تأثيراتش را بيشتر ميكند.

نكته بعدي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه آفت ماهوارهها ابتدا در طبقه مرفه و ثروتمند جامعه ظاهر ميشود و مردم به غلط فكر ميكنند اين افراد مرفه و ثروتمند فرهيختگي و خوشفكري بيشتري هم دارند. همينطور كه بعضي از روستاييان فكر ميكنند شهريها خوشفكرتر، خوشفهمتر، باسوادتر و آدمهاي باكلاستري هستند و طبيعتاً فساد شهري از اين كانال به محيط روستايي نيز منتقل ميشود. بنابراين ماهوارهها ابتدا در خانههاي مرفهين ظاهر ميشود و تأثير ميگذارد و اين تأثيرات در نوع لباس و پوشش آنها، غذا خوردن و ماشين سوار شدن آنها جلوه ميكند و وقتي اين تغييرات با سرعت وارد جامعه ميشود به اين آسيبهاي فرهنگي بومي ما متصل شده و آفتهاي آن خيلي سريعتر به متن فرهنگي ما منتقل ميشود.
ماهوارهها و نابودي روابط ميان فردي
دكتر عباس اسدي، استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم ارتباطات: تأثيرات برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي بسته به اينكه مخاطب چه هدفي از ديدن برنامههاي ماهوارهاي دارد متفاوت است. بعضي وقتها مخاطب دنبال ارتقاي علمي و اخلاقي خودش است يا تنها ميخواهد وقت بگذراند. در جهان سوم بيشتر برنامههايي كه از ماهوارهها پخش ميشوند هدفمند هستند ولي مخاطب جهان سومي آنها را با هدف خاصي انتخاب نميكند. يعني فقط دنبال برنامهاي هست كه وقت خود را بگذراند و تنها براي ارضاي يك بعد از نيازهاي روحي خود از اين برنامههاي ماهوارهاي استفاده ميكند. مثلاً افراد هيچوقت از برنامههاي ماهوارهاي براي تقويت زبان خود استفاده نميكنند يا نيازهاي معنوي خود را از ماهوارهها تأمين نميكنند، در واقع بيشتر براي وقتگذراني بهخصوص در ايران، برنامههاي ماهوارهاي را تماشا ميكنند. مثلاً افراد حريم سلطان را فقط صرف وقتگذراني تماشا ميكنند و حاضر نيستند برنامههاي آموزنده و علمي ديگري را كه به آنها كمك ميكند و سطح علمي آنها را ارتقا ميدهد نگاه كنند. چرا؟ زيرا جوامعي که همچون ايران شفاهي هستند هيچوقت حاضر نيستند كتاب بخوانند و هميشه ميخواهند از طريق شنيداري و بينايي موضوع مورد نظر خود را دريافت كرده و بعد از مدتي هم فراموش كنند.
در بحث ارتباطات دو نوع ارتباط وجود دارد؛ يكي ارتباط درونفردي و ديگري ميانفردي است. نه تنها شبكههاي ماهوارهاي بلكه شبكههاي اجتماعي نيز اگر مخاطب شبكهها را هدفمند نگاه نكند تا حدودي ميتواند به ارتباط ميانفردي آنها آسيب بزند. مثلاً فرد يك برنامه يا سريالي را تماشا ميكند و ميخواهد خودش را جاي آن هنرپيشه بگذارد و آمال و آرزوهاي خود را از طريق آن هنرپيشه برآورده كند يا مثلاً خانمش شبيه فلان هنرپيشه باشد و رابطهاش نيز شبيه او باشد. وقتي افراد به اين مرحله ميرسند ارتباطات ميانفردي آنها از بين ميرود.
يعني فرد نميتواند با خانواده خود ارتباط سالمي داشته باشد و دچار مشكلات و مسائل زيادي ميشود. حتي در ارتباط درونفردي وقتي يك برنامه از تلويزيون پخش ميشود كه نگرش مخاطب را نسبت به خدا و دين و مذهب تغيير ميدهد مخاطب از لحاظ روحي و مذهبي دچار اشكال و خلأ ميشود ولي همه برنامههاي ماهواره بد نيستند. بايد بگويم بخشي از برنامههاي ماهوارهاي خوب و بخشي ديگر بد هستند. زماني خوب و بد معنا پيدا ميكند كه مشخص شود مخاطب با چه هدف و انگيزهاي آن برنامه را نگاه ميكند. يعني اگر بدانيم انگيزه افراد از ديدن اين برنامهها چيست آن وقت ميتوانيم بگوييم كه اين برنامهها چقدر ميتواند در زندگي اين افراد تأثير مثبت و منفي بگذارد.
بيتفاوتي نسبت به تأثيرات مخرب ماهوارهحجتالاسلام سيد علي طاهري، عضو كميسيون فرهنگي مجلس نهم: در ابتدا من اشارهاي بكنم به برداشت غلط عدهاي از بحث مبارزه با ماهواره و آن اينكه ميگويند چون ما حريف نميشويم و مردم ماهواره را استفاده ميكنند مبارزه با ماهواره غلط است. به نظر من اين ايده درستي نيست البته به معناي اين نيست كه كارهاي ايجابي براي بحث اجتناب مردم از ماهواره انجام ندهيم. قطعاً بايد در كنار كار سلبي كار ايجابي مناسبي هم صورت بگيرد تا تعداد كساني كه پاي ماهواره مينشينند كمتر شود. بنابراين ما دو كار بايد انجام دهيم يكي كارهاي سلبي و ديگري ايجابي است. در بخش كار سلبي، كاري كه نيروي انتظامي انجام ميدهد به نحوي كه آسيبهاي كمتري داشته باشد بسيار خوب است بالاخره ماهواره بايد جمع شود چون چيزي كه ممنوع است نبايد بيتفاوت از كنارش رد شد. كساني كه ميگويند مبارزه نكنيد مثل اين ميماند كه ما خود در منزل را بر روي دزد باز بگذاريم و بگوييم در را هم ببنديم دزد ميآيد، بنابراين اين ايده بايد اصلاح شود زيرا دزدهاي ماهوارهاي از هر روزنهاي وارد ميشوند. اما اينكه ما فقط بسنده كنيم به كار سلبي اين هم قطعاً جواب نميدهد. لازم است صدا و سيما يك مقدار مورد حمايت قرار بگيرد و برنامههاي خود را متناسب با ذائقه مردم به گونهاي تغيير دهد كه مردم بتوانند آنها را جايگزين ماهواره كنند.
البته بايد در تهيه اين برنامهها تقويت بعد ايماني مردم نيز مورد توجه قرار گيرد زيرا برخي از بخشهاي ماهواره كه به مجلس گزارش ميشد از جاذبههاي حرام استفاده ميكنند. تقويت بعد ايماني كار سادهاي نيست و همه نهادها و ارگانها اعم از خانواده، آموزش و پرورش، دانشگاهها، رسانهها و به ويژه صداوسيما همه بايد باهم همكاري كنند تا بعد ايماني را تقويت كنيم. مثلاً قبل از انقلاب با اينكه مردم امكان خريد راديو و تلويزيون را داشتند اما بسياري از متدينين چون قبول نداشتند نميخريدند و نگاه هم نميكردند. بنابراين تقويت ايماني موجب ميشد آنها پاي برنامههاي فاسد راديو و تلويزيون دوران رژيم طاغوت ننشينند. بنابراين بخش كار ايجابي تقويت صداو سيما است كه متأسفانه شاهديم در دولتهاي مختلف، صدا و سيما مورد فشار بودجهاي قرار ميگيرد به جهت همراه شدن با خواسته دولتها، حال در يك دولتي كمتر و در يك دولتي بيشتر.
ولي اين خود يك آسيب است كه در سالهاي اخير به ويژه در دولت فعلي صداوسيما از لحاظ اعتبار و بودجه خيلي تحت فشار است. قطعاً هيچ نظامي در دنيا با رسانه ملي خود اين كار را نميكند. بهترين جايي كه ارزشهاي نظام تقويت ميشود رسانه ملي است كه متأسفانه اكنون شاهد برخوردهاي سياسي و جناحي با صداوسيما هستيم. بنابراين در كار ايجابي يكي از مهمترين نقشها برعهده صداوسيما است و اگر بخواهيم تقسيمبندي بكنيم 80درصد كار ايجابي بايد انجام شود و 20 درصد كار سلبي تا بتوانيم جلوي آسيبهاي ماهواره را كه متأسفانه روزبهروز هم بيشتر ميشود بگيريم.
تقويت توليدات فرهنگي داخليبيژن نوباوه، نماينده مجلس نهم و روزنامهنگار: در شرايطي كه كشور ما و شايد بسياري از كشورهايي كه مورد هدف تهاجم فرهنگي از طريق رسانهها بهخصوص ماهوارهها قرار گرفتهاند صرفاً برخوردهاي سلبي فايدهاي ندارد. با ورود ماهواره به زندگي مردم و بيتفاوتي قوانين مربوطه براي جلوگيري از بروز مشكلات، بايد يك روشهاي ايجابي در پيش گرفته شود و براي اينكه آسيبهاي ماهواره را به حداقل برسانيم بايد درست برنامهريزي كنيم.
مهمترين مسئلهاي كه اينجا مطرح است و من سالهاي پيش در جاهاي مختلف مطرح كردهام و خود نيز به عنوان روشهاي نوين بهكار گرفتهام، تقويت بنيه داخلي در توليد برنامهها است. همانطور كه آمارها نشان ميدهد هر جا كه ما توليدات فاخر در همه زمينههاي هنري در راديو و تلويزيون داشتيم يقيناً بيشترين مخاطب را جذب كردهايم. بعضي از سريالها مخاطب بالاي 70 يا 75 درصد داشتهاند و اين خود نشان ميدهد كه بسياري از مخاطبان به دنبال برنامههاي خوب هستند و اگر تعداد معدودي كه به دنبال برنامههاي خاص ماهواره در بحث فساد و فحشا هستند را در نظر نگيريم، عمده كساني كه به ماهواره رو ميآورند مخاطبين عام هستند كه بهدنبال برنامههاي سرگرمي و تفريحي و ورزش و امثال اينها هستند. مهمترين وظيفهاي كه امروز در اين شرايط بر كشور ما، مسئولان ما و نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان تكليف وارد است، تقويت رسانههاي ارتباط جمعي است كه مهمترين آن راديو و تلويزيون و همچنين كمك به سينما و تئاتر، هنرهاي نمايشي، مطبوعات و مجلات است. هرچقدر ما اقناع داخليمان افزايش پيدا كند يقيناً آسيبپذيري ما كمتر ميشود.
مسئله بسيار مهم ديگر اين كه بايد در بعد فرهنگي به فرهنگ بومي و سنتي خود توجه بيشتر داشته باشيم زيرا آنها جذابيت بيشتري در بين مردم دارد، مانند مراسمهاي ايام محرم كه مردم به صورت خودجوش و بسيار حساس فعاليت ميكنند. به نظر من امروزه در اين شرايط، توجه به حساسيتهاي مردم، برنامهسازي و توليد، توجه به فرهنگ و هنر، مهمترين راه مبارزه با نفوذ ماهوارهها در كشور است.