حضور شنا در المپيك با وايلد كارت يا سهميه اهدايي فدراسيون جهاني شنا اگرچه از عدم حضور بهتر است اما حضور شناگران كشورمان در المپيك وقتي ميتواند با افتخار همراه شود كه بتوانيم در رقابتهاي كسب سهميه، مجوز حضور در اين رقابتها را به دست بياوريم. متأسفانه عليرضايي تنها شناگر كشورمان است كه توانست در سال 2008 سهميه بگيرد و در دورههاي قبلي المپيك از آتلانتاي 96 تا امروز از وايلد كارت براي حضور در المپيك استفاده كرده است. عدم توفيق شنا براي كسب سهميه در المپيك به بيتوجهي متوليان ورزش به سرمايهگذاري در رشتههاي پايه برميگردد و كمتر اسپانسر يا حامي مالي پيدا ميشود كه در شنا سرمايهگذاري كند. استخرها كه زيرساختهاي اصلي رشته شنا هستند هم تبديل به محلي براي كسب درآمد هيئتها و وزارت ورزش تبديل شده است و با توجه به اينكه استخرها به بخش خصوصي اجاره داده ميشود و زمان كمي براي تمرين در اختيار شناگران قرار ميگيرد و با توجه به اينكه استخر يكي از پردرآمدترين مكانهاي ورزشي است، از اين محل براي درآمدزايي استفاده ميشود. اين در حالي است كه در كشورمان مانند همه رشتههاي ورزشي استعدادهاي زيادي در رشته شنا وجود دارد كه نيازمند توجه و فراهم كردن استخر براي تمرين و آموزش هستند. متأسفانه اما با توجه به نگاه درآمدزايي كه در نگاه به استخرها وجود دارد، پرورش استعدادها در اين رشته پايه به فراموشي سپرده شده است. به همين خاطر بايد از كساني كه استخرها را اجاره ميكنند، خواسته شود باشگاه داري كنند و ساعت مشخصي را براي استفاده شناگران از تيم در نظر بگيرند و در صورت عدم تيمداري، قراردادي تمديد نشود. بيتوجهي به اين مسئله سبب شده است تا شناگران حرفهاي كه هفتهاي شش يا 9 جلسه تمرين ميكنند، در سالهاي اخير كمتر شده باشد. اين در شرايطي است كه شنا يكي از رشتههاي پرمدال در المپيك است و در 17 رشته شنا هر كدام سه مدال توزيع ميشود. ورزش ايران اما اين مدالها بيبهره است. البته به بهانه برگزاري مسابقات يا برپايي اردو، شنا در كانون توجهات قرار ميگيرد اما از اين توجه تداوم ندارد و بعد از پايان مسابقه يا اردو، توسعه شنا هم فراموش ميشود. در صورتي كه تداوم توجه و سرمايهگذاري در شنا باعث ميشود در يك دوره زماني ميانمدت و بلندمدت شناي كشورمان بتواند در مسابقات بينالمللي و المپيك افتخار كسب كند. اين برنامهريزي نيازمند بودجه و امكانات است.