
به گزارش خبرنگار ما، خانم دكتر مينا پورزند وكيل، چند سال قبل با مطرح كردن شكايت در دادگستري تهران عليه دولت متخاصم امريكا اعلام جرم كرد. او در طرح شكايت خود اعلام كرد كه دختر معلولش مريم 20 سال قبل به ميوكلينيك، بزرگترين مؤسسه پزشكي امريكا منتقل شده و بعد از شكنجه به قتل رسيده است. وي توضيح داد كه پس از درگيريهايي كه با يك مرد شياد امريكايي داشته با توطئهچينيهاي او، دادگاه محلي شهر راچستر برخلاف قوانين بينالمللي او را از حق سرپرستي دخترش مريم محروم كرد. پليس امريكا همچنين مريم، دختر معلولش را به زور به يك مركز خدمات اجتماعي منتقل كرد. جايي كه مريم 36 ساله روز اول اكتبر سال ١٩٩٦ به طور مرموزي در آنجا جان باخت. مينا پورزند همچنين گفت كه اموال ميلياردي او در امريكا به طور غيرقانوني از او گرفته شد و در طول اين چند سال كه پروندهاش را در داخل كشور پيگيري ميكند، كارشكنيهاي فراواني عليه او صورت ميگيرد.
سفر به امريكا براي درمان دختر معلولشاكي در توضيح بيشتر ماجرا گفت: دخترم مريم، هنگام تولد به علت آنوكسي به فلج مغزي مبتلا شد. وقتي به 11 ماهگي رسيد، او را براي درمان به سوئيس منتقل كردم و درمان او را ادامه دادم. مريم چهارساله بود كه يك پزشك امريكايي كه به ايران آمده بود، بعد از معاينه گفت كه دخترم در صورت انجام يك عمل جراحي قادر به راه رفتن خواهد بود. من كه به دنبال درمان دخترم بودم، با عمل موافقت كردم و دخترم را به تيغ جراحي او سپردم، اما مريم به دليل تزريق زياد داروي بيهوشي به بيماري صرع مبتلا شد. بعد از آن بود كه درمان مريم با دشواري زيادتري همراه شد. سال 1980 وقتي او به سن هفت سالگي رسيد، تصميم گرفتم براي ادامه معالجهاش راهي امريكا شوم. هر چند درمانهاي اوليهاش با موفقيتهايي هم همراه بود، اما ادامه آن زندگي من و دخترم را با مشكلات زيادي همراه كرد. به خاطر مشكلات ناشي از رفت و آمدم به ايران، تصميم گرفتم براي خودم دو محل زندگي انتخاب كنم. بعد از مشاوره با يك وكيل در امريكا، تصميم به سرمايهگذاري مسكن در آن كشور گرفتم. در جريان خريد چند واحد آپارتمان بود كه با مردي امريكايي آشنا شدم كه زمينهساز مشكلات بعدي من شد.
گرفتار شدن در دام شياد امريكاييشاكي ادامه ميدهد، آن مرد وقتي متوجه شد كه پول زيادي براي سرمايهگذاري دارم براي اينكه به اموالم دست پيدا كند با همدستي يك پزشك مدعي شد كه من به بيماري رواني مبتلا هستم و صلاحيت نگهداري مريم را ندارم. همزمان با طراحي چند تصادف ساختگي كه اسناد آن موجود است به جانم سوء قصد كرد. همه اينها در حالي اتفاق ميافتاد كه سيستم امريكا بر خلاف تبليغات رايج آن از فساد بسياري رنج ميبرد. سال 1988 با توطئههاي اين مرد بود كه بسياري از فرصتهايم درگير سيستم قضايي و پليسي امريكا شد، بدون اينكه نتيجهاي برايم به همراه داشته باشد. بعد از آن بود كه دادگاه ايالت مينهسوتا براي وضعيت سلامت رواني من تشكيل شد. دادگاه يك وكيل تسخيري را مأمور فروش آپارتمانهاي من كرد. قاضي هم به بهانه بيماري رواني من، مريم را به ميوكلينيك، مركز نگهداري كودكان معلول سپرد. به دستور قاضي همچنين من در يك بيمارستان بستري شدم و شرايط دشواري را در آنجا سپري كردم. بعد از تحقيق متوجه شدم كه قاضي دادگاه همسر پزشك ميوكلينيك و همان كسي است که از طرف آن دلال براي من توطئه ميكرد كه اسناد آن را منتشر كردهام. مريم از هفت سالگي، سالي چهار بار براي تجديد ورزشهايش كه هر روز 6 ساعت انجام ميشد به بزرگترين مركز تحقيقات ضربههاي مغزي دنيا منتقل ميشد.
سرگرداني 8 ساله در نظام قضايي امريكادكتر پورزند ادامه ميدهد: يك روز كه براي سركشي به مريم به كلينيك رفته بودم متوجه سوختگيهاي شديد او شدم. بعد از آن به خاطر توطئههاي ايجاد شده دادگاه امريكا من را از حق سرپرستيام محروم كرد. به مدت هشت سال عليه قاضي و نظام قضايي امريكا در همان كشور شكايت كردم و خواستار تحويل گرفتن دخترم شدم، اما دادگاه به درخواستم توجه نكرد. از دادستان كل امريكا درخواست كمك كردم و براي او توضيح دادم كه چگونه يك قاضي محلي، حق من را ناديده گرفته و دختر يك خارجي را از مادرش جدا كرده است. در اين مدت همراه چند وكيل در آن مركز به ديدار مريم رفتم و متوجه آثار كبودي روي بدن او شدم بنابراين با طرح شكايتي در دادگاه از آن مؤسسه به جرم كودك آزاري شكايت كردم. از آن به بعد بود كه ديگر اجازه ملاقات با مريم را به من ندادند. بعد راهي شهري ديگر شدم و تقاضاي سرپرستي مريم را در دادگاه آن شهر مطرح كردم، اما اين تلاشها فايده نداشت و راهي ايران شدم.
درخواست كمك از پليس اينترپلشاكي ادامه ميدهد در ايران با طرح شكايت در پليس اينترپل درخواست استرداد مريم را مطرح كردم تا اينكه اول اكتبر سال 1996 - 1375 - به من اعلام شد كه دخترم كه آن زمان 34 سال داشت به علت خفگي فوت شده است. وقتي جسد او به درخواست من به ايران منتقل شد، متوجه آثار كبودي وسيع در بدن او شدم بنابراين تصميم گرفتم براي باز پسگيري اموالم از دولت امريكا و قتل دخترم در آن كشور عليه دولت متخاصم امريكا اعلام جرم كنم.
شكايت در دادگاه لاههمينا پورزند گفت: من در دادگاه بينالمللي لاهه از دولت امريكا شكايت و درخواست 132 ميليارد دلار كردهام تا اين پول را صرف كودكان معلول كشورم و مركزي مجهز براي نگهداري از اين كودكان داير كنم. همچنين از كوفيعنان، دبيركل وقت سازمان ملل درخواست كردم به خاطر توطئههاي پليسي، دادگاه من در كشور ديگري برگزار شود. خطاب به كوفي عنان اعلام كردم كه سازمان ملل بيطرفي خود را در رسيدگي به پرونده زير پا گذاشته و از عوامل آن حمايت كرده است و دلايل آن را هم ارائه كردم. بعد از آن بود كه هوبرت همسفري، دادستان مينهسوتا در جواب نامه كميسيون حقوق بشر در ژنو اعلام كرد كه هيچ تصميمي نميتواند اتخاذ كند.
درخواست محاكمه امريكاپس از پيگيريهاي گسترده از سوي مادر مريم سرانجام دادخواست او عليه دولت امريكا مورد قبول دستگاه قضایي ايران قرار گرفت و مينا پورزند مطالبه خسارت و زيان ناشي از قتل دخترش و اموالش با هدايت دادستان كل امريكا و پليس شهر راچستر و ميوكلينيك را مطرح كرد. اين موضوع در حالي مطرح شد كه تا آن زمان مينا پورزند 17 شكايت را در محاكمه قضايي مطرح كرد كه براساس آن در برخي پروندههاي تشكيل شده افرادي تلاش ميكنند وي را از طرح شكايت عليه دولت متخاصم امريكا منصرف كنند. به دستور رئيس وقت قوه قضائيه سوابق پروندهها جمعآوري و چهاردهم تيرماه سال 83 گزارش آن به رئيس وقت دادگستري استان تهران ارائه شد. 12 مهرماه همان سال غلامرضا جعفري، رئيس شعبه 1017 دادگاه عمومي تهران با حفظ سمت براي رسيدگي به تمامي پروندههاي وي منصوب شد.
حمايت دادستان وقت كل كشور از رسيدگي به پروندههفت سال بعد مينا پورزند درباره كوتاهيهاي صورت گرفته در رسيدگي نكردن به پرونده به دادستان وقت كل كشور اعتراض كرد. رئيس شعبه 1006 دادگاه عمومي جزايي تهران در پيگيريهاي صورت گرفته خطاب به معاون قضايي رئيس كل دادگستري تهران نوشت كه مادر مريم در همه پروندههاي تشكيل شده در جايگاه شاكي حضور داشته و هيچگاه عليه وي طرح شكايت صورت نگرفته است و اكثر پروندههاي ايشان به حالت راكد مانده و رسيدگي اصولي صورت نگرفته است. هر چند در اين باره از مادر مريم تحقيق شد، اما تعدادي از پروندههاي شكل گرفته واصل نشد. براساس اين گزارش مادر مريم از خانم جنت رينو، دادستان كل امريكا به جهت قتل دخترش درخواست يك ميليون دلار در روز دريافت غرامت كرده است. وي با اخطار به دادستان كل وقت امريكا در مورد در خطر بودن جان فرزندش شكايت و شش ماه قبل از قتل از پليس اينترپل در ايران هم شكايت كرده بود.
درخواست عمل به قانون وحدت رويه پرونده سرانجام با پيگيريهاي مدام مادر مريم و حمايت حجتالاسلام رئيسي، دادستان وقت كل كشور براي رسيدگي به شعبه 55 دادگاه امور بينالملل در مجتمع قضائي شهيد بهشتي فرستاده و تيرماه سال 92 اولين جلسه رسيدگي به رياست قاضي احمد اصانلو تشكيل شد. هر چند مادر مريم در جلسه رسيدگي شكايت خود را مطرح كرد، اما از طرف دولت امريكا هيچ نمايندهاي حاضر نشد. ادامه جلسه دادگاه بعد از مطرح شدن اظهارات شاكي به جلسه ديگري موكول شد. جلسهاي كه تاكنون تشكيل نشده است. مينا پور زند براي به سرانجام رساندن رأي دادگاه دست به تلاشهاي گسترده و رايزني با مقامهاي ارشد قضايي كشور زد، اما ميگويد من در اين بين خسارت مالي و جاني خوردم و هر چند دادستان پيشين كل كشور بارها دستور پيگيري دادند ولي هيچ ترتيب اثري ندادهاند. او ميگويد دولت متخاصم امريكا به اموال ملت ايران دست درازي ميكند، در حالي كه در اين پرونده بر مبناي وحدت رويه قاضي نيازي به مداركي كه من از نقض قوانين بينالملل و قتل مريم و نقض حقوق بشر ارائه كردهام، ندارد و تنها پرسشم اين است كه دستگاه قضايي پس از اين سالهاي مرارتباري كه طي شده در مورد پروندههاي امريكا به قانون وحدت رويه عمل نميكند.