
دعواهاي سرمربي تيم ملي با مربيان داخلي، باشگاهها و مديران فدراسيون فوتبال تمامي ندارد. هر چند وقت يك بار كارلوس كرش به دلايلي با اهالي فوتبال ايران درگير ميشود؛ درگيري لفظياي كه معمولاً طرفين بيانيه هم صادر ميكنند. اگرچه منتقدان داخلي معتقدند كرش حق دخالت در امور داخلي را ندارد اما با نگاه منطقي و منصفانه به اين واقعيت تلخ ميرسيم كه مديريت غيرحرفهاي فوتبال كشورمان شرايطي را به وجود آورده كه سرمربي پرتغالي در بسياري از امور ورود كند. متأسفانه در آخرين چالش پيش آمده نيز كرش با ادبياتي كه هيچ كس انتظارش را نداشت مخالفانش را خطاب كرد. براي بررسي و آسيبشناسي اين چالش با رسول كربكندي كارشناس فوتبال به گفتوگو نشستهايم.
علت درگيريهاي مداوم سرمربي تيم ملي و مربيان باشگاهي چيست؟سرمربي تيم ملي و همچنين سرمربيان تيمهاي باشگاهي هر كدام براي رسيدن به اهدافشان برنامهريزيهاي متفاوتي دارند. از يك طرف كارلوس كرش به فكر موفقيت تيم ملي است و از طرف ديگر هم مربيان باشگاهي به فكر تيمهاي خودشان. هر دو در جايگاههاي خودشان اين حق را دارند كه به فكر موفقيتشان در عرصهاي كه هستند باشند. منتها يك نهاد مسئول وظيفه برقراري تعامل بين اين دو گروه را برعهده دارد كه اين نهاد مسئول قطعاً فدراسيون فوتبال است. اين فدراسيون است كه بايد مثل ساير كشورها با برگزاري جلساتي اين تعامل را به وجود بياورد.
پس مسئول اصلي حواشي ايجاد شده را فدراسيون فوتبال ميدانيد؟بدون شك فدراسيون فوتبال و ضعف مديريتي سبب بروز چنين حواشي شده است. در برخي كشورها جلسات فني را با حضور سرمربي و مربيان باشگاهي برگزار ميكنند و حتي از تيمهاي باشگاهي ميخواهند درجريان مسابقات ليگ سيستم تيم ملي را در تيم پياده كنند تا تيم ملي به اهدافش برسد. در اين شرايط هم به تيم ملي كمك شده و هم منافع باشگاهها در نظرگرفته ميشود. منتها اينجا خبري از جلسه و تعامل نيست و هر كسي به فكر خودش است. سرمربي تيم ملي به فكر موفقيت، شهرت بيشتر و بالا بردن دستمزدش است و مربيان باشگاهي هم كه بقاي كاريشان منوط به موفقيت در تيم باشگاهي است. طبيعي است كه هيچ كدام كوتاه نميآيند و ميخواهند هرطور شده قدرتشان را نشان دهند.
براي آنكه ديگر شاهد جدالهاي لفظي كرش و مربيان باشگاهي نباشيم چه راهكاري را بايد در پيش گرفت؟قطعاً بدون مديريت توانمند و حرفهاي نميتوان به نتيجه رسيد. مديريت فدراسيون بايد به سرمربي تيم ملي دستور برگزاري جلسات را بدهد. در واقع كرش بايد با مربيان جلسه بگذارد وگرنه مربيان باشگاهي و تيمهايشان ملزم به كمك به تيم ملي هستند. اگرچه نبايد بحث تيم ملي را ناديده بگيريم اما منافع باشگاهها نيز بايد درنظر گرفته شود. در هيچ جاي دنيا تعطيلي ليگ براي برگزاري اردوهاي بلندمدت تيم ملي معني ندارد. به جاي آن معمولاً اردوهاي ملي كوتاهمدت انجام ميشود. تنها در برخي شرايط و به خاطر برگزاري تورنمنتي مثل جام جهاني ليگها زودتر از موعد مقرر به پايان ميرسند تا تيمهاي ملي نيز اردوهايشان را برگزار كنند. ديديد كه اردوي تيم ملي لغو شد. اين نشان ميدهد كه برخي برنامههاي تيم ملي قابليت لغو يا كوتاه شدن را دارند. ميتوان دو اردو را در يك زمان برگزار كرد تا به باشگاهها ضربه نخورد. اگر باشگاهها به بازيكنان اجازه ندهند كه به تيم ملي بروند قطعاً بايد قبول كنند. اين مسئله با گفتوگو قابل حل است.
ادامه كشمكشها بين كرش و مربيان باشگاهي چه تأثيري بر فوتبال ملي و باشگاهي ايران ميگذارد؟همانطور كه گفتم فدراسيون وظيفه رسيدگي به اين ماجرا را دارد. اما اين سازمان به وظيفهاش عمل نميكند و همين مسئله نوعي تضاد ايجاد كرده است. در اين سالها همواره دستورات از سوي سرمربي تيم ملي صادر شده از همين رو خيليها با تيم ملي همكاري لازم را ندارند. به ويژه كه از ابتدا و از زماني كه كرش قراردادش را امضا كرد نقش فدراسيون در قرارداد او بسيار كمرنگ بود. كرش ساز خودش را ميزند و باشگاهها هم ساز خودشان را. بايد از سرمربي پرتغالي ميخواستند كه قبل از شروع ليگ جلساتي را با مربيان ليگ برتري برگزار كند. نميتوان در اين مسئله منافع تيمها را در نظر نگرفت. باشگاهها هزينه هنگفتي را خرج ميكنند تا بازيكن بخرند و مربيان باشگاهي مجبورند قبل از شروع ليگ تيم را به هماهنگي لازم برسانند. از طرفي باشگاهها تنها منبع درآمد بازيكنان هستند.
ولي كارلوس كرش معتقد است تيمهاي ليگ برتري بايد حمايت لازم را از تيم ملي داشته باشند. فدراسيون در اين چالش نقش اصلي را بازي ميكند و تا زماني كه اين تضاد وجود داشته باشد فوتبال مليمان از آن متضرر ميشود. به عنوان نمونه ميتوان به جدال لفظي كرش و برانكو ايوانكوويچ اشاره كرد. درگيري اين دو نفر اصلاً به نفع تيم ملي نيست چراكه بخش عمده هواداران تيم ملي همان طرفداران پرسپوليس هستند و نبايد منافع ملي و باشگاهي را به هم گره زد. ادامه اختلافات قطعاً به تيم ملي ضربه ميزند و حتي شايد برخي هواداران به خاطر تيم محبوبشان منتظر شكست تيم ملي باشند. براي پيشگيري از بروز چنين اختلافاتي پيش از اينكه فصل جديد شروع شود بايد تعامل لازم بين تيم ملي و تيمهاي باشگاهي به وجود بيايد. در صورتي كه طرفين كمي از خواستههايشان كوتاه بيايند ميتوان به يك نتيجه دلخواه رسيد. اما متأسفانه با عدم برگزاري جلساتي با حضور سرمربي تيم ملي و مربيان ليگ برتري كه به شدت ضروري است تضاد عميقي بين اين دو گروه به وجود آمده است. اين تضاد به ويژه در مربيان باشگاهي كه خود را محق نشستن روي نيمكت تيم ملي ميدانند بسيار بيشتر از سايرين است.
به نظر شما سرمربي تيم ملي حق اعتراض به مسائل مختلف را دارد؟در برخي موارد حق با كرش است. صعود تيم ملي يك كشور به جام جهاني نيازمند ابزارهاي لازم است. مگر ميتوان از كارلوس كرش انتظار رساندن تيم ملي به جام جهاني را داشته باشيم اما تيم ملي لباس و زمين تمرين مناسب نداشته باشد؟! واقعاً خندهدار است كه در فوتبال حرفهاي بحث زمين چمن و لباس بازيكنان دغدغه سرمربي تيم ملي باشد. اعتراض به اين مسائل حق طبيعي كرش است اما اينكه كرش فرمانده اصلي فوتبال باشد قابل قبول نيست. كرش بعضي اوقات حد و حدودش را رعايت نميكند و پا را فراتر ميگذارد. همين مسئله هم واكنش مربيان داخلي را به همراه دارد. البته معتقدم كه اين اعتراضهاي او كاملاً حرفهاي و حساب شده است.
از چه نظر حرفهاي است؟اين يك تاكتيك است كه بهانههايي را براي عدم نتيجهگيري احتمالي مدنظر قرار ميدهد. در آخرين چالش ايجاد شده هم حتي خودش هشدار داد كه اگر موفق نشديم از برانكو و قلعهنويي سؤال كنيد. در واقع با تأمين امكانات نبايد جاي هيچ گله و بهانهاي را براي او بگذاريم.