همه ما ميدانيم اولين نكته اساسي در انجام فريضههاي ديني داشتن نيت و قصد كردن است. به عنوان مثال در دنياي مدرن امروز بسياري از افراد به دليل داشتن مشغلههاي گوناگون، كمبود زمان، عوامل محيطي و متغيرهاي تأثيرگذار ديگر ممكن است در برخي وظايف يا فريضههاي الهي و ديني كوتاهي كنند و از جهت ديگر با مشكلات متعددي در دنياي امروز مواجه شوند، مشكلاتي از قبيل گم كردن و كمرنگ شدن معنا و معنويت در زندگي، سستي و كاهلي در انجام فريضههاي ديني و الهي. به راستي مشكل اصلي كه افراد جامعه با آن دست و پنجه نرم ميكنند كجاست؟ دليل فقدان يا عدم دسترسي انسان به معني زندگي يا دستيابي به هدف اصلي آفرينش چيست؟ دليل كمرنگتر شدن معنويت در جامعه امروزي چه چيزي است؟ حتي دليل اينكه بسياري از افراد جامعه به تعهدات خود پايبند نيستند چه عامل يا عواملي حاكم است؟
امروزه حتي افراد در به انجام رسانيدن بسياري از برنامهريزيهاي خود كاهلي ميكنند و بر سر قول و قرارهاي خود نميايستند. چه عواملي در اين ميان دخيل هستند و انسان را به عنوان اشرف مخلوقات به انجام رفتار و اعمال مختلفي سوق ميدهد؟ يكي از اساسيترين و بنياديترين مسائل به اراده انسان باز ميگردد. در واقع يكي از تعاريف مشتركي كه ميتوان براي اراده قائل شد به اين صورت است: عزم، راندن، حل و فصل، كنترل خود و...
ولي روانشناسان اراده و كنترل بر خويشتن را با كلمات خاصي تعريف كردهاند:«توانايي تحمل در تأخير پاداش، مقاومت در برابر وسوسههاي كوتاه مدت به منظور به دست آوردن اهداف بلندمدت يا به عبارت ديگر ظرفيت ناديده انگاشتن انديشهها، احساسات، به نوعي انجام تلاش آگاهانه به منظور ايجاد و اجراي قوانين شخصي يا برنامهريزي و طرحها و نقشههايي كه در زندگي براي خود طرح كردهايم».
در همين جا به نتيجه جالب توجهي دست پيدا ميكنيم. تلاقي مفاهيمي كه از زمان نزول قرآن مطرح شده و در زمان حال حاضر از منظر علمي تعريف شده و عوامل گوناگون بر آن شناخته شده است. به عنوان مثال شاخصه اصلي افرادي كه روزه ميگيرند به نوعي تمرين و دروني كردن همين اراده در وجود خودشان است.
ارادهاي كه با انجام فريضهاي واجب همانند روزهداري به بهترين شكل ممكن در عمق وجود فرد شكل ميگيرد. در واقع فردي كه روزه ميگيرد در تمام طول روز خويشتنداري را با خود تمرين ميكند و تابآوري خود در برابر مواجهه با سختيها و مشكلات يا تأخير در دستيابي به خواستهها و اميال خصوصاً از نوع مادي را هر روز با خود فرد تمرين و تكرار ميكند و همين مسئله به شكل عادتي اساسي در او شكل ميگيرد. رفتاري كه اثرات مثبت آن در تمام وجود زندگي نمايان ميشود.
فرد ميآموزد در طول روز از گناهان مختلف، شرارتها، بددهني و خشونت با والدين و اعضاي خانواده و جامعه دوري جويد و به نوعي همدلي را به منصه ظهور برساند. همين دوري جستن از بديها و شرارتها، غيبت و جلوگيري از پيروي هوا و هوس نفساني نوعي تمرين خويشتنداري براي انسان محسوب ميشود، به گونهاي كه منجر به افزايش صبر و حتي قدرت نه گفتن به بسياري از خواستههاي نفساني در وجود بشر ميشود.
با كمك انجام دادن و عمل كردن به اين فريضههاي ديني فرد ميتواند وجود خود را به معنويت نزديكتر سازد، صافي و زلالي جديدي را تجربه كند و با دوري جستن از اعمال ناپسند و ناشايست، اعمال و عادات مثبت روح عظيم خويش را صيقل بدهد و احساس شادي و شعف دروني را تجربه كند، شادي كه به صورت موقت و گذرا و به كمك ابزار يا نمادهاي مختلف مادي به وجود نيامده است و در دنياي مادي شكل نگرفته است، بلكه به وسيله ارتباط نزديكتر با فطرت انساني، بيدار شدن فطرت ناب انساني و انسانيت در وجود انسان نمايان و تلنگري براي انسان عصر مدرن شده است و گرايش مجددي به سوي اهداف اساسي خلقت براي بشر فراهم آورده است.
انسان با پا گذاشتن روي خواستههاي سطحي و ظاهري نفس خود علاوه بر اينكه ممكن است در ابتدا رنجها و سختيهايي را متحمل شود، پس از مدتي تمرين بر اين مسائل فائق ميآيد و آرامش و لذت ناب و منحصر به فردي را تجربه ميكند. از منظر روانشناسي انجام فرايضي به اين صورت همچون نماز، روزه و... انسان را از افسردگي و كرختي و خمودي يا احساس گناه باز ميدارد و راهي براي كنترل خود و تسلط بر خود و افكارمان را از طريق خويشتنداري، صبر و... هموارتر ميسازد. به نوعي ميتوان گفت روزه يعني سدي براي مبارزه با انواع وسوسه!
افراد با انجام اعمال و عبادات مذهبي به شكل منظم و متداول در اين ماه و نزديكتر شدن به منشأ و مبدأ هستي بسياري از استرسها و اضطرابهايي كه از لحاظ رواني در وجود آنها ريشه دوانده را با خويشتنداري و صبر و پشتكار از وجود خود دور ميسازند و با دوري جستن و دست كشيدن از برخي جنبههاي زندگي مادي و توجه به مقولههايي همچون معنويات از مرز خودخواهي و خودمحوري انسان در جوامع امروزي كمي فاصله ميگيرند و به سمت كشف و جستوجوي درون و خودشناسي گام برميدارند و بسياري از ابعاد معنوي و اصيل انساني همچون صبر، پشتكار، سخاوت را در وجود خويش زنده و بيدار ميسازند. تمرين اين ابعاد و وجوه مثبت در انسان صبر و آرامش - كه حلقه گم شده در جوامع امروزي است - را در وجود افراد جامعه انساني متبلور ميسازد.
در كتب ديني گوناگون يا ساير مباحث علمي كه دانشمندان در اقصي نقاط جهان مطرح ميكنند شاهد آن هستيم كه بسياري از مسائل ديني در علم جايگاه والايي يافتهاند كه در مباحث ديني به آن مطالب پرداخته و اشاره شده است. اين دو مسير در اكثر موارد با يكديگر همبستگي بالايي دارند يا تأثيرات مثبت بسزايي را روي يكديگر ميگذارند. يكي از اين موارد رابطه مثبتي است كه بين روزهداري به عنوان يك مفهوم ديني مشهود است و فوايدي كه براي انسان و نفس او دارد و ديگري تأييد اين مفاهيم از منظر علم است كه آنها را به اثبات رسانده است.
*روانشناس