فرقي نميكند در كدام قشر يا طبقه اجتماعي باشيد، حتماً براي شما هم پيش آمده كه گاهي وقتها از كنار افرادي ضعيفتر از خودتان عبور كرده باشيد. بعضيها يك عبور بيتفاوت دارند. اما خيلي وقتها خيلي از ما به اين سادگيها از كنار افراد عبور نميكنيم و سعي ميكنيم بسته به تواناييمان براي بيرون آمدن افراد ضعيف از ضعفهايشان به آنها كمك كنيم اما جنس كمكهاي هر يك از ما بسته به ديدي كه از زندگي داريم فرق ميكند. قصه زهرا گيتينژاد و فعاليتهاي خيريهاش هم از يك بازديد آغاز ميشود. بازديد از مناطق محروم سيستان و بلوچستان و اتاقهايي كه روزها محل تحصيل علم و دانش بودند و شبها آغلي براي دامهاي روستاييان.
خانم معلم قصه ما با ديدن تصاوير اين محروميتها به اين نتيجه ميرسد كه اگر فقر فرهنگي ناشي از فقر مادي سايه انداخته بر زندگي اين مردم كنار زده شود، اين كودكان خودشان ميتوانند با دست خود زيباترين آينده را براي خودشان و حتي براي ما هموطنان و كشورمان رقم بزنند و اينگونه ميشود كه خيريهاي متفاوت پا ميگيرد؛ خيريهاي كه در كنار جمعآوري كمكهاي مردمي براي كمك به ادامه تحصيل و مدرسهسازي و تجهيز مدارس تجربهاي متفاوت را به ميدان كارهاي خير آورده است. اين خيريه در كنار كمكهاي مادي به دنبال جمعآوري كتابهاي خوانده شده و رايانههاي مستعملي است كه هر چند در خانههاي ما خاك ميخورد اما ميتواند به جنگ فقر و عقبماندگيهاي كودكاني برود كه فقر مادي و جبر زندگي گاهي ميان آنها و فرهنگ و تحصيل علم و دانش فاصله انداخته است آن هم در شرايطي كه خيلي از آنها دستان توانايي براي ساختن آينده كشورمان دارند به شرطي كه آموزش ببينند.
اما چرا و چگونه ايده كتاب و رايانههاي دست دوم براي كودكان مناطق محروم به ذهن اين خير رسيده است؟ با اين سؤال به سراغ زهرا گيتينژاد، مدير مؤسسه مهر گيتي ميرويم تا پاي صحبتهاي معلمي بنشينيم كه به مبارزه با فقر فرهنگي برخاسته است.
پا گرفتن يك كار خير نخستين سؤالم از گيتينژاد درباره چرايي فعاليت خيريه آنها در حوزه جمعآوري كتاب براي كودكان است كه پاسخ ميدهد چون من معلم هستم، فكر ميكنم فرهنگ زيرساخت و اصل و اساس هر پيشرفتي است. وي درباره آغاز قصه زندگياش به عنوان يك خير ميگويد: سال 82 بود كه در طرحي براي بازديد از مناطق محروم رفته بوديم و از مدرسهاي در نقطه صفر مرزي سيستان و بلوچستان بازديد داشتم. بچهها در شرايط بسيار نامناسبي درس ميخواندند. كلاس آنها محلي بود كه شبها آغل گوسفندان بود و صبحها آنجا را تميز ميكردند و بچهها درس ميخواندند. اين در شرايطي بود كه در تهران يا ديگر شهرهاي بزرگ بچهها در شرايط خوب و استانداردي درس ميخواندند و من خودم در يكي از بهترين مدارس تهران درس ميدادم. به همين خاطر احساس كردم كه بايد تلاش كرد تا اين بچهها هم در شرايط مناسبي درس بخوانند و ادامه تحصيل بدهند. چه بسا بچههاي بسيار باهوش و بااستعدادي در بين بچههاي اين مناطق محروم وجود دارد كه در صورت شرايط مناسب ميتوانند ادامه تحصيل بدهند و به جايي برسند. در حالي كه هم اكنون بيش از 400 هزار كودك بازمانده از تحصيل داريم كه بهدليل شرايط نامساعد از درس خواندن باز ماندهاند. به همين خاطر و با عنايت به اينكه خود من هم معلم هستم با هدف رفع تبعيض و فقر فرهنگي تصميم گرفتم تا به اين وادي پا بگذارم. بعد از بازگشت از سيستان شرايط مدرسهاي را كه ديده بودم براي شاگردانم تعريف كردم. فرداي آن روز با كمكهاي شاگردان كلاسم براي بچههاي آن مدرسه روستايي مواجه شدم و حكايت ما براي كمك به ادامه تحصيل اين بچهها از آن زمان شروع شد و تا به امروز ادامه دارد.
ريشه تمام شكافهاي اجتماعي و ناهنجاريهابه باور اين معلم نيكوكار ريشه تمام شكافهاي اجتماعي و ناهنجاريها و آسيبهايي كه در جامعه ما وجود دارد فقر فرهنگي است؛ فقري كه از نگاه وي هميشه هم با شرايط اقتصادي در ارتباط نيست. هستند كساني كه شرايط اقتصادي خوبي دارند اما به لحاظ فرهنگي افرادي فقيرند. خانم گيتينژاد با همين نگاه و با هدف از بين بردن فقر فرهنگي تصميم ميگيرد تا در كنار جمعآوري كمك براي مدرسهسازي با جمعآوري كتاب و رايانه بچههاي مناطق محروم را از فقر فرهنگي نجات دهد و با دنياي علم آشنا كند. وي در اين باره ميگويد: ما در پي آن هستيم كه اگر نتوانستيم شرايط مناسبي براي پدر و مادرهاي اين كودكان ايجاد كنيم با حمايت تحصيلي كاري كنيم كه اين بچهها از فقر فرهنگي بيرون بيايند تا دنياي خودشان را بسازند. به همين دليل هم بچهها را بورسيه ميكنيم تا بتوانند ادامه تحصيل بدهند. در صورتي كه ممكن است به دليل فقر مادي يا فقر فرهنگي وقتي خانوادههاي اين بچهها توانايي تأمين دفتر و كتاب بچهها را ندارند به جاي ادامه تحصيل و درس خواندن آنها را به چوپاني بفرستند يا پاي دار قالي بنشانند و به اين شكل فقر فرهنگي در دنباله فقر مادي ادامه مييابد.
از نگاه خانم گيتينژاد فقر مادي و فقر فرهنگي اگرچه با هم در ارتباطند اما كم نيستند خانوادههاي بافرهنگ و فقيري كه براي درس خواندن فرزندانشان حاضرند فرش زير پاي خود را بفروشند تا بچههايشان به جايي برسند. در مقابل هم كم نداريم خانوادههايي كه به لحاظ اقتصادي در وضعيت مناسبي هستند اما رفتارهايشان حكايت از فقر فرهنگي دارد. از وي ميخواهم نمونههايي را از مناطق محرومي كه مردمي بافرهنگ دارد برايمان مثال بزند؛ ميگويد: به طور نمونه استان خراسان جنوبي يكي از مناطق بسيار كمبرخوردار كشورمان است كه وقتي وارد آن ميشويد ميتوانيد اين محروميت را به چشم خود ببينید با وجود اين اما همه مردم اين منطقه به دنبال كسب علم و دانش هستند و بيرجند به شهر علم و فرهنگ معروف است به گونهاي كه در هر خانهاي چند دانشآموز و دانشجو وجود دارد.

اين معلم نيكوكار با يادآوري خاطره نخستين مدرسهاي كه روزها مدرسه و شبها آغل گوسفندان بود، ميافزايد: از معلم آن مدرسه پرسيدم شما چه ميخواهيد؟ انتظار داشتم بگويد لوازم تحرير و دفتر و كتاب يا كمكهاي نقدي ميخواهيم اما آن معلم به من گفت ما اينجا يك مدرسه ميخواهيم. با تلاش خيرين آن مدرسه سه سال بعد ساخته شد.
ثمره اين كارهاي خير از او ميپرسم آيا طي اين 12 سالي كه كار خود را آغاز كردهايد دانشآموزاني داريد كه امروز به ثمر رسيده باشند و براي خودشان موقعيتي به دست آورده باشند؟ كه پاسخ ميدهد بله زياد داريم.
اين خير مدرسهساز ميگويد: با تمام مدارسي كه طي اين سالها ساختهاند در ارتباط هستيم و امروز از همان مدرسه در نقطه صفر مرزي ايران و پاكستان، هفت دانشآموز در دانشگاههاي دولتي پذيرفته و دانشجو شدهاند. هفت دانشآموزي كه ميرفت تا در شرايط فقر و محروميت حاكم در آن منطقه به سمت و سوي مشاغل كاذب بروند و هم آينده خودشان را نابود كنند و هم براي آينده جامعه به معضل تبديل شوند اما در سايه همت خيرين همين دانشآموزان ميتوانند افتخارات آينده كشورمان باشند. همانگونه كه بسياري از مسئولان امروز كشورمان از دل روستاها و مناطق محروم بيرون آمدهاند اما چون درس خواندند توانستند خودشان را بالا بكشند و افراد برجستهاي شوند.
گيتينژاد ميافزايد: اگر ما از مدرسههايي كه ساختهايم سالي هفت دانشجو داشته باشيم بسيار موفق هستيم چراكه ما تنها يك مدرسه نميسازيم بلكه از اين طريق بخشش، نوعدوستي و وفاق و كمك به همنوع را هم به شكلي عملي به اين بچهها آموزش ميدهيم. وقتي اين بچهها ديده شوند و احساس كنند كساني هستند كه به آنها توجه ميكنند و دوستشان دارند سعي ميكنند خود را پيدا كنند و راهي را بروند تا كساني كه به آنها كمك كردهاند را خوشحال كنند.
مدرسهاي بيشتر از يك مدرسه به گفته اين خير مدرسهساز مدارسي كه در مناطق كمبرخوردار ساخته ميشود خيلي وقتها بيشتر از يك مدرسه است. گيتينژاد با اشاره به سيلي كه سال گذشته در سيستان بلوچستان آمد، ميافزايد: در اين سيل اكثر خانههاي روستايي كه ساختار محكمي ندارد از بين رفت اما ساختمان مدرسه سالم ماند و همه اهالي روستا تا زماني كه خانههايشان ساخته شود در اين مدرسه زندگي ميكردند. از خانم گيتينژاد ميپرسم آيا بودند بچههايي كه پس از توانمندي با شما همراه شوند و در كمكرساني به ديگر بچهها سهمي داشته باشند؟ وي در پاسخ به اين سؤال ميگويد: اين بچهها از نظر اقتصادي وضع چندان خوبي ندارند علاوه بر اين حيطه كاري ما مناطق كمبرخوردار است و آنها براي كارهايي همانند دستهبندي و جداسازي كتابها يا تعمير رايانههاي اهدايي هم نزديك به ما نيستند اما من معتقدم جرقه ادامه اين مسير در درون همه اين بچهها زده شده و من مطمئنم كه اين بچهها در آينده افراد بخشندهاي خواهند بود.
همه ميتوانند از خيرين باشند حتي بيپولها !
براي شركت در فعاليتهاي خيريه مؤسسه خيريه مهرگيتي اما نياز نيست تا شما حتماً فرد پولدار و ثروتمندي باشيد. كافي است تا كتابخانه شخصيتان را وارسي كنيد. قطعاً در ميان كتابهاي شما كتابهاي خوانده شدهاي وجود دارد كه ديگر سراغي از آنها نميگيريد اما همين كتابها ميتواند براي بچههايي كه در دورترين مناطق كشور زندگي ميكنند دنياي تازهاي باشد. به همين خاطر هم مؤسسه مهر گيتي كتابهاي اهدايي شما را هم جمعآوري ميكند و به دست اين دانشآموزان ميرساند. به گفته گيتينژاد جرقه اهداي كتاب به بچههاي مناطق محروم هم از آنجا شروع شد كه وي ميديد بچهها در مدارسي كه با همت خيرين برايشان ساخته ميشود هيچ كتاب ديگري به غير از كتابهاي درسيشان ندارند. بر اين اساس بود كه وي به فكر افتاد تا در نمايشگاه كتاب غرفهاي را به نام مؤسسه مهر گيتي بگيرد و به كمك مردم، غرفهداران و بازديدكنندگان از نمايشگاه در صندوقهاي كتاب براي بچهها كتاب جمعآوري كنند. در اين مسير هم خيرين همراه مؤسسه نقش مهمي داشتهاند و به قول خانم گيتينژاد در كنار بروشورها و صندوقهاي كتابي كه در فرهنگسراها و نمايشگاه كتاب وجود داشت، آنها بازديدكنندگان را پرزنت ميكردند و به اين شكل كتابهاي زيادي براي بچههاي مدارس مناطق كمبرخوردار جمعآوري شد. بنا به تأكيد اين خانم معلم خير كتابهاي اهدايي مورد بررسي قرار ميگيرند و اگر مناسب نباشند يا پاره باشند به صندوقهاي بازيافت انداخته ميشوند اما كتابهاي خوب و قابل استفاده با كمك خيريني كه با مؤسسه همكاري دارند به چند گروه دانشگاهي، كمكدرسي، كنكور، قرآن و مفاتيح و داستاني تقسيمبندي ميشوند و بعد از دستهبندي به مدارس ارسال ميشوند تا در كتابخانههاي مدارس ساخته شده توسط خيرين به دست بچهها برسد.
هبه وقت براي آيندهسازاني كه محروم ماندهاند
حتي كساني هستند كه تنها وقتشان را در اختيار اين مؤسسه قرار ميدهند تا كتابها را به تناسب گروهي كه قرار است برايشان ارسال شوند جداسازي كنند، مهر بزنند و در جعبههاي مخصوصي كه براي اين كار وجود دارد بستهبندي كنند. گيتينژاد ميافزايد: ما در بخش حمايت تحصيلي 1400 دانشآموز تحت پوشش داريم كه از طريق خيرين مورد حمايت قرار ميگيرند. پيگيريهاي مربوط به امور حاميان اين بچهها يا دريافت كارنامههاي بچهها و ارسال آن براي حاميان از جمله كارهاي ديگري است كه به شكل داوطلبانه از سوي افرادي كه شايد پولي براي كمك نداشته باشند انجام ميشود و تنها شرط ما اين است كه اين افراد داوطلب با رايانه آشنايي داشته باشند. حتي كساني هستند كه به ما كمك فكري ميدهند و اين هم به نوعي قدم گذاشتن در راه خير است.
رايانه براي همه خانم معلم مدرسهساز درباره طرح اهداي رايانههاي دست دوم به بچههاي مناطق محروم نيز ميگويد: ما رايانههاي اضافي كه در خانهها يا ادارات وجود دارد را جمعآوري ميكنيم و مهندسين ما اين رايانهها را به روزآوري و تعمير ميكنند و با نصب نرمافزارهاي آموزشي و آنچه مورد نياز بچههاست به مناطق مختلفي كه اعلام نياز كردهاند ارسال ميشود. وي ادامه ميدهد:الان روي ميز من چندين درخواست رايانه از مناطق مختلف كشور وجود دارد زيرا بچههاي كلاس ششم درس فناوري دارند اما در خيلي از مناطق محروم معلمها ناگزيرند به صورت تئوري اين درس را به بچهها آموزش دهند چون كامپيوتر ندارند.