درخشش بسكتبال ايران در چند سال گذشته مسئولان
فدراسيون را بر آن داشت تا برنامهريزي بلندمدت و استفاده از يك مربي درجه يك را در دستور كار قرار
دهند. بر همين اساس پس از بررسي وضعيت گزينههاي موجود درك بائرمن به عنوان سرمربي جديد تيم ملي
بسكتبال انتخاب شد تا طي چهار سال شاهد تحولي اساسي در بسكتبال ملي كشور باشيم.
بائرمن كه در سال 1989 پا به عرصه مربيگري گذاشت، با لوركوزن آلمان 11 قهرماني ليگ
آلمان را تجربه كرد و دو بار نيز عنوان بهترين مربي اين كشور را به دست آورد. پس
از آن به سمت سرمربيگري تيم ملي آلمان انتخاب شد و در جام جهاني بسكتبال ژرمنها را به رده دوازدهم رساند. سرمربي آلماني در سال 2005
بهترين نتيجه را در تاريخ بسكتبال اين كشورثبت كرد و تيم ملي آلمان نايب قهرمان
اروپا شد. حضور در دو جام جهاني، چهار جام ملتهاي اروپا و المپيك 2008 از ديگر افتخارات بائرمن در كسوت
سرمربي تيم ملي آلمان است. او همچنين حضور روي نيمكت بايرن مونيخ را هم تجربه كرد
و اين تيم را از دسته دوم به دسته اول رساند. حالا اين مربي موفق و باتجربه به
ايران آمده و تلاش ميكند در بسكتبال كشورمان نيز تحولي عظيم ايجاد
كند. رتبه سوم مسابقات قهرماني آسيا و از دست دادن سهميه المپيك اولين چالش بزرگ
اين مربي به همراه بسكتباليستهاي ايراني بود. حال حضور در رقابتهاي كسب سهميه المپيك 2016 و ارائه عملكردي قابل قبول چالش
بعدي اين مربي آلماني به شمار ميرود. تزريق نيروهاي جوان به تيم ملي مهمترين گام درك بائرمن براي بازگشت بسكتبال ايران به اوج
بوده است.
ايران سرمايههاي زيادي در ورزش و به ويژه بسكتبال دارد و از حمايت طرفداران زيادي هم بهره ميبرد. اين مسئله مهمي است كه يك كشور پتانسيل لازم براي موفقيت در ورزش را داشته باشد. بازيكنان بزرگ و با تجربهاي در اين رشته در اختيار داريم كه در بالاترين سطوح بسكتبال بازي كردهاند. از طرفي ايران بازيكنان مستعد جوان زيادي دارد كه من پيشبيني ميكنم آينده درخشاني در انتظار آنها باشد. به علاوه اينكه مربيان خوبي در بسكتبال ايران فعال هستند و همچنين مسابقات ليگ منظم و حرفهاي پيگيري ميشود. البته از طرق مختلف ميتوانيم بهتر هم شويم، كاري كه در تمام دنيا انجام ميشود. از اينكه اينجا هستم و هدايت تيم ملي ايران را برعهده دارم خوشحالم و معتقدم كه راه زيادي تا رسيدن به پيشرفت مطلوب و جايگاه واقعي بسكتبال در ايران در پيش داريم.
همانطور كه ميدانيد در سال 2006 با تيم ملي ايران يك بازي دوستانه انجام داديم. در سال 2013 هم كه به جام جهاني در اسپانيا رفتم بازيهاي گروهي كه ايران در آن حضور داشت را از نزديك تماشا كردم. چند بازي تيم ايران را به دقت زير نظر گرفتم. يادم ميآيد كه بازي اول مقابل صربستان بود. تيم ايران و بهترين بازيكنان ايران را قبلاً ديده بودم و با آنها بازي كرده بوديم. با چند نفر كه با بسكتبال آسيا آشنا بودند صحبت كردم. مثل هر مربي ديگري نتايج تيم را مورد بررسي قرار دادم و بررسي كردم كه بهترين بازيكنان ايران در چه تيمهايي بازي كردهاند. چند بازيكن اين كشور سابقه حضور در NBA را در كارنامه دارند. ارسلان كاظمي در فصل درفت ياركشي(NBA) انتخاب شد و بازي كرد. همينطور صمد نيكخواه بهرامي در ليگ فرانسه و چين بازي كرده است. مهدي كامراني نيز تجربه بازي در چين را دارد. همين مسائل است كه نشان ميدهد با چه سطحي از بسكتبال روبهرو هستيم. پيش از آنكه به ايران بيايم احساس خوبي داشتم. با اين حال تا زماني كه مسابقات را از نزديك نبينيد، در آن كشور نباشيد و با بازيكنان كار نكنيد شرايط را درك نخواهيد كرد. براي بازيكنان و مربياني كه در ايران هستند احترام زيادي قائل هستم.
فدراسيون بسكتبال ايران قرارداد بلندمدت با شما امضا كرده است. دوست داريد پس از به پايان رسيدن قراردادتان به چه اهدافي رسيده باشيد؟
سؤال خوبي است. اگر روزي بسكتبال ايران را ترك كنم اميدوارم بسكتبال اين كشور شرايط و جايگاه بهتري داشته باشد. البته منظورم كسب چند مدال نيست، چراكه رسيدن به اين هدف زمان زيادي نياز دارد و گرفتن مدال هم بخشي از برنامه ما محسوب ميشود. پيشرفت و توسعه زيرساختها و امكانات سخت افزاري، كمك به مربيان و بالا بردن سطح دانش آنها با استفاده از دانش و تجربهاي كه من دارم و پشتوانهسازي و تربيت بازيكنان جواني كه در بالاترين سطح و براي تيم ملي بازي كنند مهمتر از كسب مدال است. اينها همان يادگارهايي است كه دلم ميخواهد از من در ايران باقي بماند و مردم هم بگويند او مربياي بوده كه بسكتبال ايران، تيم ملي، ليگ باشگاهي، دانش مربيان و پرورش نيروهاي جوان را ارتقا داده است.
نسل طلايي بسكتبال ايران به روزهاي پاياني دوران حرفهاي خود نزديك ميشوند. چه برنامهاي براي پشتوانهسازي و تربيت بازيكنان جايگزين داريد؟
هرگز در مورد بازنشستگي اين نسل صحبت نميكنم. اگر بازيكني روزي به اين نتيجه برسد كه ميخواهد از دنياي قهرماني خداحافظي كند در آن صورت خودش ميتواند در اين باره حرف بزند. يك مربي هرگز نبايد در مورد اين مسائل صحبت كند، چراكه انتخاب بازنشستگي يا بازي كردن يك بسكتباليست با خود اوست. از طرفي بازيكناني كه ما مدنظرمان هستند و درباره آنها صحبت ميكنيم هنوز به سن 38- 37 سال نرسيدهاند و تنها 33 يا 34 سال سن دارند. از لفظ بازنشستگي استفاده نميكنم و معتقدم كه آنها هنوز راه طولانياي تا رسيدن به مرحله بازنشستگي دارند. با اين حال معتقدم كه تابستان امسال و در اين فصل زمان مناسبي است تا به بازيكنان جوان و نسل آينده اين بسكتبال فرصت رشد و شكوفايي دهيم. از طرفي تربيت نسل جديد به راحتي انجام نخواهد شد و بايد صبر و حوصله زيادي به خرج دهيم. هيچ چيز به يكباره به دست نميآيد. بايد به جوانان اعتماد كنيم و به آنها اعتماد به نفس دهيم. رسيدن به موفقيت راحت به دست نميآيد و بايد زمان زيادي را صرف تربيت و پيشرفت بازيكنان جوان كنيم. در راه رسيدن به اين هدف سختيهاي زيادي در پيش است شايد ابتدا با مشكلاتي مواجه شويم ولي مطمئن باشيد كه در طولاني مدت نتيجه اين اعتماد و صبر را خواهيم گرفت. اين ادعا به اين معنا نيست كه يك شبه ميتوانيم به هدفمان برسيم. پس از چند سال ثمره تربيت نسل جوان را ميبينيد. تيمي را با بازيكنان مستعد، با اخلاق و حرفهاي خواهيم داشت. ميتوانيم منتظر ظهور نسل طلايي شبيه نسل فعلي باشيم. البته اين جوانان براي رسيدن به اين سطح كار زيادي دارند.
نه اصلاً به چنين موضوعي فكر نميكنم. همانطور که تيم ملي آلمان هرگز نميتواند دوباره بازيكني مثل نوويتسكي بساز ما نيز نميتوانيم بازيكناني چون نيكخواه، حدادي، كامراني و آفاق را در تيم ملي تربيت كنيم. اين ستارهها تنها يك بار در عرصه بسكتبال ظهور كردهاند و قطعاً همانند آنها پيدا نخواهد شد. به هيچ عنوان اعتقادي به مقايسه نسل جوان با ستارههاي باتجربه ندارم. چراكه اصلاً انصاف نيست چنين مقايسهاي انجام دهيم. شرايط هر بازيكني با سايرين متفاوت است و مقايسه نسلهاي قديمي با جوانان قياس خوبي نيست. اينها بازيكنان جواني هستند با شرايط و بازي متفاوت. ما هيچ وقت بازيكناني در سطح آنها را حداقل در آينده نزديك نخواهيم ديد. با اين حال سعي ميكنيم با همين جوانان كار كنيم تا بهتر شويم.
به نظر من مهمترين مسئلهاي كه هر مربي يا بازيكني براي تيمش انجام ميدهد بستگي به طرز تفكر او دارد. هر كاري كه براي تيمت انجام ميدهي براساس فرآيند آمادهسازي تيم است. اصلاً فرقي نميكند ديگران چه شانسي براي صعود شما قائل هستند، اينكه 95 درصد يا 5 درصد شانس گرفتن سهميه را داريد. اولين كاري كه انجام داديم فرآيند آمادهسازي تيم ملي را در دستور كار قرار داديم. هر كاري كه از دستمان برميآيد انجام ميدهيم تا تيم به هدف اصلياش برسد. اين دغدغه اصلي ما در تيم ملي بسكتبال ايران است. به عنوان سرمربي يك تيم ملي اصلاً توجهاي به درصدها و آمارها نميكنم. در مقابل تيمهاي بزرگي چون اسپانيا، امريكا يا حتي صربستان همانطور بازي ميكنيم و همانگونه زحمت ميكشيم كه در مصاف با مالزي يا هند بازي خواهيم كرد. به اين موضوع فكر نميكنيم كه شايد نتيجه را واگذار كنيم. براي ما فرقي نميكند با كدام تيم بازي ميكنيم. هميشه با تمام وجود به ميدان ميرويم و هرچه در توان داريم به نمايش ميگذاريم تا بر حريفمان غلبه كنيم. اين همان پروسهاي است كه هميشه در دستور كار ما خواهد بود. هرگز به درصدها و پيش بينيها نگاه نميكنيم. هيچ وقت نميگوييم امروز كه شانسي نداريم خب پس تلاشي نميكنيم و بازيها را دستكم ميگيريم. به هيچ وجه اينگونه رفتار نكرده و نخواهيم كرد. هميشه هر چه در توان داريم به كار ميبنديم، هميشه به پيروزي و شانس بالاي موفقيتمان ايمان داريم و همواره به سختي براي غلبه بر حريفان و كسب پيروزي تا جايي كه بتوانيم تلاش ميكنيم. اين شيوه ماست. با اين حال كارشناسان، رسانهها و هواداران شيوه متفاوتي دارند. آنها معمولاً به درصد شانس و پيروزي اهميت ميدهند. اگر از آنها سؤال كنيد بيشتر كارشناسان معتقدند در حال حاضر ما شانسي براي موفقيت و صعود به المپيك 2016 را نداريم. از نظر آنها ايتاليا، يونان، كرواسي و مكزيك بيشترين شانس را براي رسيدن به ريو دارند. در واقع ايران را بعد از اين تيمها قرار ميدهند. اين همان تفكري است كه اكثر كارشناسان و معتقدان در رسانهها بيان ميكنند. ما به اين قضيه اينگونه نگاه نميكنيم. در حقيقت احتمال رسيدن ايران به المپيك زياد نيست و ما به اين واقعيت واقفيم اما اهميتي به اين مسئله نميدهيم و كاري به درصدهايي كه بيان ميشود نداريم. تا جايي كه برايمان امكان داشته باشد آمادگي بازيكنان را به بالاترين حد ممكن ميرسانيم و تا جايي كه بتوانيم ميجنگيم تا به هدفي كه در سرمان است برسيم.
در اولين بازي براي شروع در تهران به مصاف سوريه رفتيم تا براي بازي در مسابقات غرب آسيا (وابا) آماده شويم. پس از مسابقات وابا مستقيماً به فيليپين ميرويم و دو بار با فيليپين بازي خواهيم كرد. بازي اولمان غير رسمي خواهد بود و تماشاگري نخواهد داشت. اما بازي دوم رسمي است و تماشاگران نيز در سالن حضور خواهند داشت. تورنمنت اطلس هدف بعدي ماست. پس از فيليپين به چين رفته و در تورنمنت اطلس به ميدان ميرويم. طبق برنامه قرار است چند روزي به ايران بيايیم و در تهران به تمريناتمان ادامه دهيم. پس از آن به اروپا ميرويم و با لتوني و نيوزلند بازي ميكنيم. بعد از پشت سرگذاشتن اين مسابقات تداركاتي در ايتاليا كارمان را در مسابقات انتخابي المپيك آغاز ميكنيم.
حامد حدادي در تمرينات تيم ملي در تهران غايب بود. گفته ميشود به این زودی ها به تیم اضافه نخواهد شد. اين موضوع را تأييد ميكنيد؟
بله، او در سفر بود، چراكه كارهاي شخصي مهمي داشت. البته او واقعاً دوست داشت در اين برهه زماني تيم ملي را همراهي كند و در كنار سايرين به تمرين بپردازد اما مشغلههاي شخصياش به گونهاي بود كه مجبور شد تيم را ترك كند و نميتوانست كارش را به بعد موكول كند. او كاپيتان جديد تيم است و به خوبي درك ميكند كه مسئوليتهاي زيادي بر عهده دارد و شرايط را درك ميكند. حدادي ميخواست كه با تيم ملي باشد ولي متأسفانه مجبور شد خيلي سريع به مسائل شخصياش رسيدگي كند. بدون شك او پس از اينكه كارهايش را سر و سامان داد به تيم اضافه خواهد شد. در صورتي كه اين اتفاق رخ دهد ما بازيكن بزرگي در اختيار داريم، بازيكني كه رهبر بزرگ تيم ملي است و به همين دليل بيصبرانه منتظر بازگشتش هستيم.
به شهرهاي مختلفي در جريان برگزاري ليگ برتر بسكتبال سفر كرده و بازيهاي تيمهاي ايراني را از نزديك تماشا كرديد. ارزيابي شما از سطح بسكتبال باشگاهي ايران چيست؟ چه راهكارهايي براي پيشرفت در سطوح باشگاهي داريد؟
به نظرم ليگ بسكتبال در حال پيشرفت است، پيشرفتي كه اهميت زيادي دارد. نگاهي به نتايج ليگ امسال بيندازيد. نتايج و امتيازها واقعا نزديك به هم بود و تعادل خوبي بين تيمهاي حاضر در ليگ وجود داشت كه به عقيده من مسئله مهمي است. همچنين معتقدم پيشرفت سطح ليگ بايد تداوم داشته باشد. در اين راستا افزايش تعداد تيمها در سوپر ليگ يكي از همين مواردي است كه بايد به آن توجه شود. حضور 12 يا 14 تيم در ليگ مطلوب خواهد بود كه البته براي رسيدن به اين سطح نيازمند زمان خواهيم بود. علاوه بر اين در اختيار داشتن اسپانسرهاي قويتر و حمايت مالي بهتر از تيمها هميشه از ملزومات پيشرفت ليگ بوده است. از سوي ديگر بايد اعتراف كنم كه تماشاگران حمايت خوبي از من داشتند و در هر مسابقهاي كه حاضر ميشدم به بهترين شكل ممكن از من استقبال ميكردند. تا قبل از آمدن به ايران و ديدن بازي ليگ اين كشور هرگز چنين استقبال باشكوهي را نديده بودم. تماشاگران عكس من را در دست داشتند و نامم را صدا ميزدند. اين نكته مثبتي براي ليگ ايران محسوب ميشود. در خصوص بازيها هم بايد بگويم در هر مسابقه همه بازيكنان براي پيروزي ميجنگند و بازيها سرعت خوبي دارد. حضور پررنگ بازيكنان ايراني در تيمها نقطه قوت ليگ اين كشور محسوب ميشود. در ساير كشورها شايد تنها شش بازيكن يك تيم باشگاهي بومي باشند. ساير بازيكنان خارجي هستند و بازيكنان امريكايي هم كه تعدادشان زياد است اما خوشبختانه در ليگ ايران خبري از اين موضوع نيست و بازيكنان ايراني استخوانبندي اصلي تيمها را تشكيل ميدهند، واقعيتي كه به نظرم نقطه مثبتي براي ليگ ايران محسوب ميشود.
نه خواسته خودم بود. بر اين باورم كه بايد دستياران سرمربي تيم ملي از خود آن كشور باشند. خوشبختانه من در ايران دستياران و كمكهاي بسيار خوبي دارم. مهران شاهين طبع مربي بسيار شناخته شدهاي است و حتي ميتواند در بالاترين سطح بسكتبال اروپا مربيگري كند. محمد عابديني هم عملكرد خوبي در كنار من دارد و به خوبي وظايفش را انجام ميدهد. او مربي تيم جوانان بوده، سابقه بازي در تيم ملي را دارد و بازيها را به خوبي درك و آناليز ميكند. همانطور كه ميدانيد ما سرمربياي در اختيار داريم كه فصلي درخشان را پشت سرگذاشته (حماد سامري سرمربي نفت آبادان) و ميتوانيم به همين مسير ادامه دهيم. معتقدم هيچ راهي بهتر از اين نيست كه بازيها و تمرينات تيم ملي را از نزديك ببينيم. شايد سال آينده شيوه ما با امروز تغيير كند و براي اينكه بتوانيم اطلاعات را به همه و كل كشور گسترش دهيم به جاي اينكه يك دستيار در كنار من باشد چند مربي به سرمربي تيم ملي كمك كنند. اين مسئله باعث ميشود مربيان جوان بيشتري فرصت حضور در تيم ملي را داشته باشند. وقتي از نزديك كار را هر روز در تمرينات ببينيد و درگيرش شويد راحتتر و بهتر آموزش خواهيد ديد. اين هم يك قسمت از كار ما خواهد بود.
شما تجربه مربيگري در بالاترين سطح بسكتبال دنيا را در كارنامه داريد و در تيمهاي بايرن مونيخ و تيم ملي آلمان مربيگري كردهايد. يك مربي ايراني چطور ميتواند به اين افتخارات برسد؟
يك مربي براي رسيدن به اين سطح بايد فاكتورهاي زيادي داشته باشد. اولين فاكتور اين است كه عاشق بسكتبال باشد و در حقيقت عاشق كار كردن با بازيكنان و نسل جوان باشد. در واقع مربي علاوه بر مربيگري در يك رشته معلم، روانشناس يا حتي پرستار بچه هم است. در اين صورت اگر از كار كردن با بازيكنان كم سن و سال و كمك كردن به آنها لذت نبريد اصلاً نبايد مربي شويد، چراكه بازيكنان ماشين يا روبات نيستند. آنها انسانهايي با شرايط متفاوت هستند و مربي بايد با اين موضوع كنار بيايد. اين ما هستيم كه بايد آنها را پرورش دهيم، نه لزوماً به عنوان يك بسكتباليست بلكه به عنوان يك انسان در جامعه رشد كنند. فاكتور مهم ديگري كه يك مربي حتماً بايد آن را داشته باشد قدرت مديريت و هدايت يك تيم است. با استفاده از اين فاكتور است كه ميتوانيد گروهي از بازيكنان را رهبري كنيد. آنها بايد به شما اعتماد كنند و به قدرت هدايت شما واقف باشند. مربي بايد بتواند با بازيكنان جوان و كم تجربه ارتباط برقرار كند و در اين راه خلاقيت هم به خرج دهد. نتيجه ميگيريم كه بدون قدرت رهبري و مديريتي يك مربي نميتواند در كارش موفق باشد. فاكتور سومي كه بايد به آن اشاره كنم وجدان كاري است. يك مربي موفق مجبور است 24 ساعته و هفت روز هفته كار كند. فكر نكنيد ساعت 9 صبح به دفترتان ميرويد و پنج بعداز ظهر ميگوييد ساعت كاري تمام شده و ديگر نگران هيچ چيز نخواهيد بود. در صورتي كه اصلاً اينطور نيست و بسكتبال هرگز شما را رها نميكند. صبحها اولين فكري كه به ذهنتان ميرسد تيمتان است و شبها تا زماني كه خوابتان نبرده هم به تيم و بازيكنانتان فكر ميكنيد. به همين دليل است كه بايد براي رسيدن به بهترين جايگاه تلاش كنيد. آخرين مورد انعطافپذيري است. وقتي مربيگري ميكنيد خيليها عليه شما موضعگيري ميكنند، سر شما داد ميزنند و به انتقاد از شما ميپردازند كه چرا از فلان بازيكن استفاده كردي؟ چرا دير وقت استراحت گرفتي؟ چرا و چراهاي بسيار زياد. وقتي در يك بازي كه 4 هزار نفر تماشاگر دارد مربيگري ميكنيد در حقيقت با 4 هزار مربي در سالن روبهرو هستيد كه فكر ميكنند همه چيز را ميدانند. اگر روحيه قوي نداشته باشيد و روي مواضع خود پافشاري نكنيد قطعاً با مشكل مواجه ميشويد.
سيستم رقابتهاي بينالمللي بسكتبال از سال آينده ميلادي تغيير ميكند. مسابقات هر سال و به صورت رفت و برگشت برگزار ميشود و در اين صورت همه كشورها فرصت ميزباني خواهند داشت. به نظر شما تغيير شيوه برگزاري مسابقات چه تأثيري در بسكتبال ايران ميگذارد؟
اين گام مثبتي است كه خوشبختانه فيبا آن را برداشته است. تا جايي كه ميدانم آخرين باري كه تيم ملي در ايران به ميدان رفته حدوداً 10 سال پيش بوده است. مردم تيم ملي را دوست دارند و نتايج آن را دنبال ميكنند. در صورتي كه تيم ملي در ايران بازي نكند كار سخت ميشود. مردم نميتوانند بازيها را از نزديك تماشا كنند و شايد بازيها از تلويزيون نيز پخش نشود. به همين خاطر برگزاري مسابقات به شيوه جديد براي ما و تيم ملي ايران اهميت زيادي دارد، چراكه ميتوانيم در تهران بازي كنيم، مردم به سالن ميآيند، بازيكنان ملي شان را از نزديك ميبينند و تيم ملي كشورشان را تشويق ميكنند. تماشاگران از نزديك ميبينند بازيكنان ايراني چگونه و با چه جنگندگي و انرژي براي تيم كشورشان ميجنگند. شيوه جديد قطعاً به سود بسكتبال ايران خواهد بود.
در كشورهاي زيادي زندگي و كار كردهام. اين را ياد گرفتهام قبل از اينكه به آنجا نرفتهام و از نزديك همه چيز را نديدهام قضاوت نكنم. مردم ذهنيتهايي در مورد روسيه، امريكا، ايران يا كشورهاي ديگر دارند. در واقع متعصبانه به قضيه نگاه ميكنند. فكر ميكنند همه چيز را ميدانند در صورتي كه نميدانند چون در آن كشور زندگي نكردهاند. سعي ميكنم از چنين افرادي دوري كنم. فرقي نميكند كجا زندگي ميكنيد. در همه جاي دنيا نقاط مشتركي وجود دارد، مردم همان مردم هستند، هم انسان خوب وجود دارد هم انسان بد. بعضي انسانها مهربان هستند بعضي ديگر نيستند. همه ميخواهند زندگي خوب و سالمي داشته باشند، هم خودشان و هم فرزندانشان. اين همان چيزي است كه مردم تمام دنيا بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد و مذهب ميخواهند. به نظرم نبايد قبل از اينكه مسئلهاي را از نزديك ببينيم در موردش قضاوت كنيم. من هم با ذهني باز به ايران آمدم و ديدم مردم ايران چقدر مهربان هستند. ايران كشوري فوقالعاده است و مردمي بسيار بسيار مهربان و خونگرم دارد. نمونههاي زيادي را براي اثبات اين مهرباني ميتوانم برايتان بيان كنم. عاشق ايران شدهام و از اينكه هدايت تيم ملي بسكتبال اين كشور را قبول كردهام خوشحالم.
اجراي برجام و برداشته شدن تحريمها تأثيري در رشد بسكتبال دارد؟ حاضريد براي ترتيب دادن يك بازي دوستانه براي تيم ملي ايران از اعتبارتان استفاده كنيد؟
تا جايي كه ميدانم برخي تحريمها برداشته شدهاند و اين مسئله قطعاً به نفع بسكتبال و همه رشتهها خواهد بود. بدون شك كارهاي زيادي براي انجام دادن داريم. به عنوان يك پدر كه دو دختر دارد فقط به بسكتبال نگاه نميكنم بلكه توجهام به مردم است، به ويژه به نسل جوان. خوشحالم كه مشكلات زيادي از پيشروي ورزش برداشته شده است.