از ديرباز تاكنون به دنبال يافتن علتي بود براي حوادثي كه در زندگياش اتفاق ميافتاد، اما هيچ گاه در جستوجوي دليلي منطقي براي رويدادها نبود. عامل به وجود آورنده بسياري از حوادث زندگياش را در امور ماورايي جستوجو ميكرد يا وقتي دو حادثه كاملاً بدون ارتباط همزمان با هم اتفاق ميافتاد ميگفت بدشگون است و يكي را علت ديگري قلمداد ميكرد. با چنين نگاهي، هميشه دچار استرس و در تصميمگيريها دچار مشكل بود. البته او تنها نبود و نيست، بلكه خيليها بوده و هستند كه همچون او فكر و رفتار ميكنند.
اين طرز تفكر امروز نيز گريبانگير بسياري از ما است. خيلي از ما همچنان براي اتفاقاتي كه دور و برمان ميافتد دلايلي غيرمنطقي، ماورايي يا خرافي جستوجو ميكنيم. زيرا ذهن ما دوست دارد زود به نتيجه برسد و حوصله فكر كردن و تجزيه و تحليل را نداريم. مثلاً اگر هوا ابري باشد و بر اساس تجربه ما با خود چتر ببريم اما باران نيايد ميگوييم هر وقت من چتر ميبرم باران نميآيد، يعني يك استدلال غيرمنطقي را جايگزين تفكر منطقي ميكنيم و دليل نباريدن باران را به بردن چتر ربط ميدهيم و يك برچسب (هميشه اين اتفاق ميافتد) را به آن وصل ميكنيم. در حالي كه بارش باران يك اتفاق جوي است و هيچ ربطي به حمل چتر توسط ما ندارد. دكتر مريم رئوفي، روانشناس در گفتوگو با ما درباره علل روي آوردن افراد به خرافات توضيح داده است.
ربط دادن اتفاقات بيربطگاهي اتفاقات خوب يا بد زندگي خود را به حضور يا عدم حضور اشيا يا آدمها ربط ميدهيم و تصور ميكنيم اگر اين شيء يا اين فرد نبود براي ما اين اتفاق نميافتاد و حضور او را نحس يا موجب بدشانسي فرض ميكنيم. مثلاً بر سفره عقد يك زوج جوان حضور فرد مطلقه را منع ميكنيم. اين در حالي است كه اگر آن دو نتوانند با هم زندگي كنند ربطي به اشيا و افراد حاضر در هنگام عقد آنها ندارد. اينجاست كه ميتوان متوجه شد به جاي تجزيه و تحليل علل و عوامل، همزماني دو حادثه را موجب بروز آن اتفاق برداشت ميكنيم. در حالي كه عامل اصلي در پرده ابهام باقي ميماند.
تصميمات بر اساس خرافاتاين خطر وجود دارد كه انتخابها و تصميمات مهم در زندگي را بر اساس باورهاي خرافي قرار دهيم و به جاي انتخابهاي كارآمد و مؤثر اجازه ميدهيم موهومات نقش اساسي را در تصميمات مهم زندگي ما برعهده بگيرند. اين نگرش ما را به انسانهايي مبدل ميسازد كه سازنده سرنوشت خود نبوده و مختار بر قبول مسئوليتهاي محوله نيستيم و همه چيز را بر گردن بدشانسي و خوششانسي ميگذاريم يا نحس بودن طالع را دليل بد آوردن خود قلمداد ميكنيم.
توسل به موهومات و خرافاتوقتي گروهي بر اين باورها تأكيد كنند و زندگي خود را بر اساس آن برنامهريزي كنند، كمكم به صورت يك باور عمومي و فرهنگي، عرف و عادت خود را نشان ميدهد. وقتي افراد دليل اتفاقات، حوادث و اشتباهاتشان را فرافكني كرده و به علل بيروني و موهومات نسبت دهند، مسلماً براي حل آن نيز راهي جز متوسل شدن به موهومات و خرافات نخواهند يافت و اينجاست كه بازار فالگيرها و رمالها داغ ميشود و انسانهاي سادهدل راه حل مشكلات خود را در ستارهها و فال قهوه و فال ورق و سحر و جادو جستوجو ميكنند.
آينهبيني براي رفع شكست ماليمشكل تنها در متوسل شدن به امور ماورايي نيست، بلكه مشكل در اين است كه توانايي و مهارت افراد براي حل مشكل، تصميمگيري منطقي، مواجهه با مسائل و استفاده از تواناييها و قدرت تعقل زايل شده و انساني كه ميتواند از تمام ماهيت خود براي برخورد با چالشهاي زندگي بهره ببرد مبدل به فردي منفعل ميشود و بد و خوب زندگياش را به دست طالع و بخت و اقبال و شانس ميسپارد.
براي مثال زني كه با همسرش مشكل دارد به جاي پيدا كردن علت مشكل و يافتن راهحل و تغيير در رويه زندگي به دنبال يافتن دعاي مهر و محبت و سحر و جادوست. يا وقتي فردي دچار شكست مالي يا مالباختگي ميشود، به آينهبيني و رمالي رو ميآورد و از راه درست يافتن مال خود بازميماند. حتي گروهي سادهتر براي حل مشكل جسمي و رواني خود به افرادي سودجو و كلاهبردار متوسل ميشوند و در نهايت به جاي يافتن درمان به بيراهه كشيده ميشوند.
ترس از آينده و مبهم دانستن آنزندگي ما انسانها پر از نقاط خطير و استرسآور و اضطرابزا است. همه ما دچار مشكلاتي ميشويم كه براي آنها ممكن است راهي پيدا نكنيم. اينجاست كه ترس از ناتواني در حل مسائل ما را به سمت خرافات هدايت ميكند و انتظار ما در برآوردن آمال و آرزوهايمان ما را به سوي موهومات ميكشاند، در حالي كه زندگي ما با ترسها و ناكاميها همراه است و همه ما داراي تواناييها و ظرفيتهايي براي مقابله با بحران و تابآوري در برابر مشكلات هستيم و ميتوانيم بدون توسل به امور غيرمنطقي راهي بيابيم تا بر بحرانهاي زندگي خود غلبه كنيم.
از ديگر دلايل رويآوري افراد به خرافات و طالعبيني ترس از آينده و مبهم دانستن آن است. براي همه انسانها اين سؤال پيش ميآيد كه چه عاقبتي در انتظارشان است. در واقع انسان نيازمند اميد و خوشبيني نسبت به آينده است. عدهاي كه نميتوانند برنامهريزي و اهداف خود را مشخص كنند به دنبال يافتن آينده خود دست به دامن پيشگوها و رمالها ميشوند، اين زمينهاي براي تغيير دادن سرنوشت در ذهن بسياري از افراد ايجاد كرده است تا با استفاده از سحر و جادو و افسون تغييرات مورد دلخواهشان را كسب كنند.
قضاوت و اختيار با خودتان است كه به جاي صرف هزينه و ورود به دنيايي كه موهوم و ناشناخته و قابل پيشبيني نيست فكر و عمل خود را به كار اندازيد و اقدام به رفتارهاي كارآمد و مؤثر كنيد تا نتايج رضايتبخشتري نصيبتان شود.