محمد دليريان / کارشناس کشتی فرنگیتيمهاي شركتكننده اين حق و فرصت را داشتند و ميتوانستند با تمام قوا در جام جهاني كشتي فرنگي حاضر شوند و اگر اين اتفاق رخ نداده، اين خواسته خود آنها بوده نه نشان از ضعف تيم ايران. با اين وجود، غره شدن به پيروزي و كسب موفقيت برابر حريفي كه با تمام قوا و نفرات اصلي خود ظاهر نشده، گول زدن و فريب خود است و ميتواند عواقب ناگواري داشته باشد. در كل اما به اين مسئله از زواياي مختلف ميتوان نگاه كرد. در هر حال، نفراتي كه در اين رقابتها حضور داشتند، كشتيگير بودند. حتي اگر نفرات سوم و چهارم تيمهاي خود بوده باشند. ضمن اينكه تيم ايران هم در برخي از مسابقات اين رقابتها از نفرات جوانتر خود استفاده كرد و همه كشتيها را با نفرات اصلي دنبال نكرد. ضمن اينكه برخي فرنگيكاران تيم ايران همچون سوريان و قاسمي نيز به دليل محدوديت حضور تنها دو كشتيگير در هر وزن، فرصت حضور در اين رقابتها را نداشتند. اما به طور كلي، جام جهاني فرصت خوبي بود تا كادر فني تيم ملي كشتي فرنگي نفرات خود را محكي جدي بزند و نقاط ضعف و قوت آن دستش بيايد. اگرچه تيم ايران موفق به كسب عنوان قهرماني در اين رقابتها شد اما در برخي وزنها به وضوح شاهد آن بوديم كه برخي كشتيگيران تيم ايران هنوز به شرايط مناسبي كه بايد نرسيدهاند و ضعفهايي دارند كه بايد در فاصله 75 تا 80 روز باقيمانده تا المپيك ريو، درصدد برطرف كردن آن باشند. اين قهرماني ميتواند مقدمهاي براي حضور قدرتمندانه فرنگيكاران ايران در المپيك ريو باشد. البته به شرط آنكه سادهلوحانه تصور نكنيم روسيهاي كه در جام جهاني حاضر شد همان تيمي است كه در المپيك روي تشك خواهد رفت. بايد اين مسئله را در نظر بگيرم كه در المپيك، تيمها از بهترين نفرات خود و تنها نفراتي استفاده ميكنند كه شانس بالاي كسب مدال را دارند و اين يعني كار فرنگيكاران ايران در المپيك به مراتب سختتر از جام جهاني است.