اين كه نميشود! اصلاً شما ميدانيد آكواريوم چيست؟ نميدانيد لابد كه ماهيها را همينطور ميخريد براي سفره هفت سين! همين كارها را ميكنيد كه اقتصاد مملكت را ويران ميكنيد. حالا ماهي قرمز و سفره هفت سين شايد خيلي به بحث اين ستون نيايد. اما ريل و سفره نفت كه ميآيد! پس دوباره مينويسم؛ اصلاً شما ميدانيد ريل چيست؟ اصلاً شما ميدانيد دو ميليارد دلار چيست؟ يا نميدانيد ريل چيست يا نميدانيد دو ميليارد دلار چقدر است؟ چرا همينطور از خودتان حرف درميآوريد و وزير و معاون وزير را كه در حال بازي با واژههاي سوسياليستي و مركانتليستياند ميخواهيد با واژگان ديگر مشغول كنيد؟ اصلاً هر كسي عضو مجمع توليدكنندگان فولاد بود، ميداند فولاد چيست؟ ريل چيست كه از خارج بياورند؟ ما خودمان ذوبآهن داريم كه... كو سفارش؟
نگوييد اولاد آدم دارد سر صبحي گيجتان ميكند تا اين پنجشنبه آخر سالي ياد اموات بيفتيد و چرتكه انداختن و حساب و كتاب را فراموش كنيد و بگوييد خدا پدر اولاد آدم را بيامرزد كه هميشه با يك بحث انحرافي، منحرفمان ميكند و شيرينترين مباحث انحرافي هم در اقتصاد است و... بسيار خب برايتان توضيح ميدهم: در اينجا ما دو قصه داريم. بگذاريد قصه اول را با توجه به سخنان معاون وزير راه برايتان بنويسم:
1- راه آهن ريل لازم دارد اما معلوم نيست اين ريل خريداري ميشود يا نه؟
2- ذوب آهن خود را تجهيز ميكند تا بتواند ريل بسازد اما معلوم نيست كه كسي به او اطمينان دارد يا نه؟
3- عضو مجمع توليدكنندگان فولاد گفته كه وزارت راه دو ميليارد دلار داده به چينيها تا ريل بياورد و اين كار را ميتوانست با ذوبآهن خودمان بكند!
4- معاون وزير راه گفته كه آن كسي كه اين حرف را زده يا ريل نميداند چيست يا دو ميليارد دلار.
5- ذوب آهن هيچ حرفي تا به حال نزده.
6- وزارت راه هم تمايلي براي ادامه اين بحث انحرافي از خود نشان نداده.
و اما قصه دوم وقتي شروع شد كه پشت بند معاون وزير، مدير عامل شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل هم وارد ميدان شد و از داخل كشكولش اين حرفها را اولاد آدم بيرون كشيد:
1- ما حامي پروژه ريل ملي هستيم!
2- ذوب آهن اصفهان 21 ماه است كه به وزارتخانه ريل نداده است، با آنكه اين پروژه ملي محصول آخوندي و نعمتزاده و ربيعي بوده است و در اين دو سال ككشان هم نگزيده و لام تا كام حرفي نزدهاند و فقط خون جگر خوردهاند!
3- اين بلاتكليفي ريلي داخلي به بلاتكليفي ريلي خارجي گره خورده و مانع تحقق رفاه اجتماعي شده است!
4- شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل بخاطر اين بلاتكليفي الان دارد «خريد محتاطانه» ميكند و همين امسال 175 كيلومتر ريل خريده، حالا از كجا؟ به شما چه ربطي دارد!
5- ذوبآهن از وزارت راه تقاضاي شمش فولاد كرده است تا در عوضش ريل بدهد. (يعني نعمتزاده از آخوندي شمش فولاد بخواهد! آخوندي شمشش كجا بود؟ فولاد مگر طلاست كه همينطور در جادهها ريخته باشد؟)
6- ذوب آهن از 6 ماه ديگر ريل ملي ميسازد. اما معلوم نيست شمش فولاد را بالاخره آخوندي ميدهد يا نعمتزاده يا ربيعي!
اولاد آدم مانده است كه چرا همه هر كاري را كه انجام نميشود مياندازند پاي يكديگر و كاري را كه انجام ميشود مياندازند پاي خودشان؟ و بعضي وقتها هم دو سال سكوت ميكنند... اصلاً برويم همان ماهي قرمز شب عيدمان را بخريم. آكواريوم هم كه... راستي ميدانيد آكواريوم چيست؟