
هر ساله با فرارسيدن بهار شور و شعف سرتاسر كشور را فراميگيرد و همه چيز از طبيعت گرفته تا خانهها و حال و هواي دل مردم نو و تازه ميشود و اكثر خانوادهها تمايل به مسافرت رفتن و بازديد از شهرها و اماكن مختلف دارند، به همين خاطر در ايام نوروز يا ايامي همانند تعطيلات تابستان دورههاي بسيار شلوغي از مسافرتها را در خانوادهها و سطح جامعه در پيش داريم و طي اين دوران شاهد افزايش ميزان تصادفات در جادهها و كلانشهرها هستيم؛ تصادفاتي كه شادي عيد نوروز و مسافرتها را به غم و اندوه تبديل ميكند و در اكثر موارد نيز مقصر اصلي اين حوادث خود ما هستيم. در واقع نوع رفتار ماست كه موجب سوانح رانندگي ميشود؛ رفتاري كه ريشههايي فرهنگي، اجتماعي، تربيتي و روانشناختي دارد.
پريناز مهرابي، روانشناس و كارشناس مسائل فرهنگي و اجتماعي در اين خصوص ميگويد: «حضور ماشين در عرصه زندگي ما تأثير زيادي داشته است و ما شاهد اثرگذاري آن روي محيط زيست و آسيبهايي كه بر پيكره آن وارد ميشود نيز هستيم كه هر دوي اين عوامل جزو اساسيترين علتهاي از دست دادن جان انسانهاست. دستهاي ديگر از ساير عوامل كه باعث افزايش ميزان حوادث و تصادفات رانندگي ميشود شامل عوامل اجتماعي و جامعهشناختي، زيستي و روانشناختي است كه در بروز يا افزايش اين حوادث نقشآفريني ميكنند.» در ادامه گفتوگوي ما با اين پژوهشگر و كارشناس را ميخوانيد.
منظور از عوامل اجتماعي مؤثر در سوانح رانندگي آن دسته از عواملي هستند كه در بطن جامعه حضور دارند و شامل فرهنگ، قوانين، هنجارها و ارزشهاي حاكم بر جامعه ميباشند، در واقع تمامي پتانسيلها و عوامل فرهنگي و اجتماعي را در حيطه خود جاي ميدهند و با گسترش يافتن و رشد خود منجر به اطاعت دروني افراد و كنترل آنها از جانب بيرون ميشوند، به عنوان مثال ميتوان گفت گسترش تبليغات و دامنه وسيع اثرگذاري آنها در كنار ساير عوامل اجتماعي در سطح جامعه و حتي اعمال قدرت و جريمه و... منجر به الزامي شدن بستن كمربند ايمني در خودروها هنگام رانندگي شد و اين جريان با استفاده از ساير عوامل اجتماعي و تأثير قدرتها در سطح جامعه در بين افراد جامعه كاملا دروني و پذيرفته شده و افراد حتي در نبود پليس هم از اين ابزار به خاطر حفاظت از جان خود استفاده ميكنند.
در حقيقت به اين نتيجه ميرسيم كه با اجراي قوانين در سطح جامعه با استفاده از پتانسيلهايي كه در سطح جامعه وجود داشته و ابزارهايي پرقدرت همانند رسانههاي عمومي كه مورد اطمينان افراد هستند، همچنين بهرهبرداري از قدرت اجرايي سازمانهاي ذيربط و استفاده از ميزان همنوايي افراد در گروههاي مختلف كه در كنار يكديگر جامعه را تشكيل ميدهند، وضع قوانين و آموزش آنها به ساير رانندگان ميتوانيم به جايگاهي دست پيدا كنيم كه افراد در اثر همنوايي گروهها با يكديگر در جامعه گروه وسيعي به نام جمعيت رانندگان، جمعيت عابران پياده يا موتورسواران و... خودشان ملزم به اطاعت و پيروي از قوانين و هنجارهاي حاكم بر جامعه شوند و به حقوق خود و سايرين احترام بگذارند. جامعهاي كه به چنين جايگاهي دست يابد جمعيتهاي مختلف تشكيلدهنده آن افرادي قانونمند همراه با ويژگيهاي مثبت شخصيتي هستند و با اقدام و رفتار و عملكرد خود شروعكننده تغييرات در سطح فردي بوده و گامهاي پرقدرت و استواري را براي حفظ سلامت روحي و رواني خود برميدارند و از سوي جامعه نيز مورد احترام و ارزش واقع ميشوند.
ايجاد تعهد براي افراد
نكته حائز اهميتي كه بايد در جامعه خود پياده كنيم ايجاد تعهد براي افراد است؛ امري كه بايد دروني شود و به طور مستقيم با دروني شدنش آثار و شواهد خود را در ابعاد بيروني نمايان كند. اين نكته كاملاً مشهود است كه در صورت ايجاد تعهد دروني، افراد با ميل و رغبت و تمايل خود قوانين را اجرا كرده و از اجراي آن لذت ميبرند. تمامي اين مراحل جز از طريق فرهنگسازي و آموزش در حيطههاي مختلف و اقشار مردم ممكن نيست و بيشك ثمره اينها در جامعه نيز ايجاد دوستي و احساس تعهد و خوشحالي افراد در كنار يكديگر است.
نقش عوامل محيطي در سوانح رانندگي
بدونشك عوامل زيستي و محيطي قادر به ايجاد اثراتي بر افزايش سير صعودي تصادفات و حوادث رانندگي است، به عنوان مثال در فصل تابستان و شروع گرماي هوا عده زيادي از رانندگان عصبي و كلافه ميشوند و آستانه صبرشان پايين ميآيد، خستگي بر آنها غلبه كرده و به دليل عجله و شتابي كه در ساير اعمال و رسيدن به كارهاي خود دارند، باعث بروز حوادث و تصادفات ميشوند. از جهت ديگر در فصول سرد سال نيز به دلايل مختلف اعم از برف يا كولاك، يخبندانها و شرايط آب و هوايي نامساعد احتمال روند تصادفات افزايش مييابد.
يكي از دلايل ديگر بروز تصادفات رانندگي احداث جادههايي است كه مطابق با استانداردها احداث يا طراحي و ساخته نشده است و هر ساله در برخي از محورهاي پرتردد و جادهها مشكلات و تصادفاتي را ايجاد ميكند. در مجموع درمييابيم كه هميشه خطرات و حوادثي از جانب طبيعت، محيط و به ويژه جادهها ما را تهديد ميكند. پس ميتوانيم با مجهز كردن خودرو و انجام معاينه فني و اطمينان از كاركرد بخشهاي مختلف آن، همچنين داشتن آگاهي و اطلاعات كامل از مسير سفر و شناخت راه آن يا استفاده از ابزار و برنامههاي پيشرفته همانند GPS كه امروزه براي شناسايي بهترين راهها كمك ميكند بر مشكلات رانندگي فائق شويم. در دسته آخر عوامل عمدهاي كه در بروز حوادث و تصادفات نقش عمدهاي دارند، مربوط به عوامل روانشناختي و شخصيتي در بين افراد است.
رانندگي متأثر از شخصيت و نماد آن است
شيوه رانندگي هر شخص بالغ كه به لحاظ قانوني و سني مورد تأييد واقع شده و برايش گواهينامه صادر ميشود نشانه و دليلي براي پذيرش ساير گروههاي جامعه است. در واقع رانندگي هر فرد به نوعي نماد و نشانهاي از شخصيت اوست زيرا رفتارهايي كه افراد حين رانندگي از خود بروز ميدهند نشانه و ادلهاي بر انگيزهها و هيجانات حاكم بر شخصيت آنهاست. به نوعي زير بناي بروز و تكرار هر رفتاري، الگوهايي است كه او از كودكي با آنها پرورش يافته است، به عنوان مثال افراد از نظر شيوه هيجانهايي كه نسبت به محيط بروز ميدهند به دو دسته تقسيم ميشوند، مثلاً برخي از افراد هيجانخواه و دستهاي ديگر از آنها هيجانگريز هستند.
افرادي كه معمولاً در زيرمجموعه گروه هيجانخواه قرار ميگيرند، در اكثر مواقع شاهد بروز رفتارهايي از آنها هستيم كه بر مدار هيجان ميچرخد. اين افراد بيشتر توسط هيجانهاي خود كنترل ميشوند و تحت تأثير آنها هستند. آنان در سبك و شيوه زندگي خود رفتارهاي پرخطري از خود بروز ميدهند، مثلاً اين گروه با سرعتهاي بسيار بالا رانندگي ميكنند، لايي ميكشند، حركات نمايشي پرخطر انجام ميدهند و جان خود و سايرين را در معرض خطر قرار ميدهند. افرادي كه داراي اين سطح از هيجانات هستند و چنين روحيهاي دارند بيشتر از افراد ديگر حين رانندگي رفتارهاي پر خطر و نمايشي دارند و موجب تصادف ميشوند.
تأثير گفتوگوي دروني بر نوع رانندگي
يكي ديگر از حيطههايي كه منجر به افزايش ميزان حوادث و تصادفات رانندگي ميشود، گفتوگوي دروني هر فرد با خويشتن است. در واقع اين موضوع گونه و صورتي از فكر كردن است كه در ذهن جريان دارد و به آن گفتوگوي دروني ميگوييم. معمولاً اين گفتوگوها كه هر فرد در ذهن خود انجام ميدهد و شامل افكاري اعم از اتفاقات و جريانها و حوادثي است كه در طول زندگي او رخ ميدهد ناشي از تفكرات و افكار روزانه هستند كه گاهي حالت مثبت و تشويقي را در عرصه زندگي فرد دارد و در برخي از مواقع حالات منفي و تنبيهكننده را در پي دارد، به عنوان مثال يك راننده حين رانندگي يا در مواجهه با خطرات به تمركز بالايي نياز دارد كه گفتوگوي دروني منفي در فرد مورد نظر ميتواند منجر به هجوم آوردن افكار منفي و حواسپرتي در رانندگي او شود؛ افكاري كه زاييده تفكراتي غيرمنطقي و غيرعقلاني است و با ايجاد استرس و اضطراب به شدت بر عملكرد فرد تأثير ميگذارد.
در واقع اين گفتوگوهاي منفي عزت نفس فرد را بسيار پايين ميآورد. در صورتي كه اگر اين گفتوگوي دروني و ذهني فرد حالت مثبت را به همراه داشته باشد، باعث ايجاد آرامش و وجود افكار مثبت و شاد در ذهن او ميشود كه تمامي اين عوامل خودشان بر حالتهاي جسمي و سلامتي تأثير مستقيم دارند و به نوعي باعث افزايش تمركز فرد بر اعمال و عكسالعملهاي به موقع او هنگام رانندگي و دقت و تمركز بيشتر در وجودش ميشوند.
از جمله عواملي كه باعث ايجاد گفتوگوي دروني منفي در ذهن افراد ميشوند مشكلات و مشغلهها و درگيري فرد از لحاظ خانوادگي، عاطفي، اقتصادي و... است. گوش دادن به موسيقيهاي بسيار مهيج يا مبتذل باعث حواسپرتي فرد و بروز حوادث رانندگي تصادفات ميشود. استفاده از داروهاي توهمزا، مواد مخدر و مشروبات الكلي با ايجاد اضطراب، توهم، افكار منفي و... گفتوگوي دروني منفي را افزايش ميدهد و در برخي مواقع باعث شكلگيري و ايجاد رفتارهاي غيرمنطقي، منفي، لجبازي و كورس گذاشتن با خودروهاي ديگر و ايجاد مزاحمت براي سايرين و افزايش تصادفات رانندگي ميشود.
آموزش و مشاوره، گام اول اصلاح رانندگي
به اين ترتيب زيرساختهاي فرهنگي و جامعهشناختي و عوامل روانشناختي و ذهني افراد بر شيوه رانندگي آنها تأثير بسزايي دارد. فردي كه هيجانخواه و ريسكپذير است در صورتي كه اين ويژگي شخصيتي در چارچوب خانواده و فرهنگ جامعه كنترل و مهار نشده باشد، بازتاب آنها به صورت شهودي در رانندگي فرد قابل مشاهده است. در نهايت شخصيتي كه در وجود هر فرد نهفته است و به صورت اعمال و رفتار آن نمود بيروني پيدا ميكند، مجموعهاي از ويژگيها و خصوصيات رواني و جسماني او است كه در اثر هنجارها و ارزشهاي جامعه در بستر خانواده شكل گرفته است.
در خاتمه بايد گفت اهميت نقش آموزش و مشاوره و آثارش بر جامعه و افراد محرز است. در واقع بايد با بهرهگيري از امكانات و كنترلهاي سازمانهاي ذيربط، تبليغات گسترده توسط رسانهها و همچنين ايجاد قوانيني براي بررسي افراد از نظر ويژگيهاي رواني و شخصيتي به افراد گواهينامه رانندگي اعطا شود. بايد به افرادي كه در اين زمينه توانايي كنترل افكار و ذهنيت يا رعايت قوانين و... را ندارند، آموزشها و مهارتهاي كاربردي و لازم با كمك مشاوران و روانشناسان داده شود تا كمتر شاهد بروز سوانح رانندگي ناشي از رفتارهاي غلط رانندگي باشيم.