روايت علياصغر منتظري از شهدا و رزمندگان مسجد جعفري محله نبرد(گردان عمار) در كتابي با نام «جامانده» توسط انتشارات روايت فتح منتشر شد.
فريده شجاعي، نويسنده اين كتاب است. در قسمتي از كتاب ميخوانيم: «در جبهه بودم و ميان خاكريزها، با اين تفاوت كه از آن همه شلوغي و همهمه خبري نبود. به جاي بوي باروت، بوي گلاب به مشامم ميرسيد. همه جا ساكت بود. خودم را روي تپهاي مشرف بر زميني صاف و هموار ديدم كه ميشد تمام محيط را از آنجا ديد.
عدهاي از بچههاي گردان عمار را ديدم كه مثل وقتهايي كه براي عمليات ميرفتيم، پشت سر هم صف بسته بودند و در يك رديف حركت ميكردند. هرچه به من نزديكتر ميشدند، بهتر ميتوانستم صورتها و سربندهاي ياحسين آنان را ببينم. ناگهان با ديدن اندام درشت و قدِ بلند مسعود ملا كه پيشاپيش همه حركت ميكرد، به وجد آمدم و با تمام توان، نامش را فرياد زدم، اما صدايي از گلويم خارج نشد. ميخواستم خودم را تكان بدهم ولي مانند مصلوبي سر جايم ميخكوب بودم. باز هم تلاش كردم، اما بينتيجه بود. همانطور كه نااميد چشم ميچرخاندم، جمشيد مهاجراني و پشت سر او حميدرضا معيا را ديدم و با فاصله چند نفر، چشمم به اميرعباس نجارباشي و اميرحسين رستگار افتاد. هركدام از آنها را كه ميديدم، صدايشان ميكردم، اما آنان به روبهرو چشم دوخته بودند و لبخند ميزدند، درست مثل وقتهايي كه همدست ميشدند تا يكي را دست بيندازند.»
براساس اين گزارش، جامانده با قيمت 10هزار تومان و با تيراژ هزار و 100 نسخه روي پيشخوان كتابفروشيها قرار گرفت.