به گزارش خبرنگار ما، ساعت 17 عصر روز سه شنبه 11 اسفندماه قاضي ايلخاني، بازپرس ويژه قتل از دادسراي جنايي تهران با تماس تلفني مأموران كلانتري 127 نارمك از فوت مشكوك سه خواهر ميانسال در ساختماني مسكوني با خبر شد. پس از اعلام خبر، بازپرس به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حادثه كه ساختماني دو طبقه در خيابان فتاحي، كوچه اعرابي پلاك 31، حوالي خيابان شهيد مدني شمالي بود، حاضر شد. تيم جنايي در طبقه دوم ساختمان با جسد سه خواهر 42 ساله تا 48 ساله روبهرو شدند كه به طرز مرموزي جان باخته بودند. نخستين بررسيها نشان داد هر سه خواهر مجرد بودند كه همراه پدر سالخوردهشان در اين خانه زندگي ميكردند. همچنين مشخص شد حادثه را يكي از همسايهها به مأموران پليس اطلاع داده است. تيم جنايي در بررسي محل حادثه متوجه شدند لوله بخاري از محل خودش بيرون آمده كه نشان ميداد سه خواهر بر اثر گاز منوكسيد كربن فوت كردهاند.
در بررسيهاي ديگر تيم جنايي با ديوار نوشتهاي با ماژيك روبهرو شدند«از همه به خاطر رفتنمان حلاليت ميطلبيم.»
يكي از مأموران پليس گفت: وقتي به محل حادثه رسيديم، مرد جواني كه خودش را برادر سه خواهر معرفي كرد به ما گفت كه سه خواهرش بر اثر نشت گاز دي اكسيد كربن فوت كردهاند. هواي داخل خانه بسيار سنگين بود و سه زن ميانسال با لباس خانه روي زمين افتاده بودند كه احتمال ميرفت در خواب فوت شده باشند. پس از اين مأموران اورژانس هم از راه رسيدند و بعد از معاينه فوت آنها را تأييد كردند. پزشكي قانوني كه در محل حادثه حاضر شده بود، در معاينات اوليه علت مرگ سه خواهر را خفگي با گاز دي اكسيد كربن اعلام كرد.
برادر سه خواهر در توضيحات بيشتر گفت: به جز اين سه خواهر برادر ديگري دارم. من و برادرم ازدواج كردهايم و در قسمت ديگري از شهر زندگي ميكنيم. يك سال قبل مادرم فوت كرد و پدرم تنها شد البته سه خواهرم كه ازدواج نكرده بودند، در طبقه دوم خانهمان زندگي و از پدرمان مراقبت ميكردند. ساعتي قبل پدرم در حالي كه گريه ميكرد با من تماس گرفت و خواست خودم را به خانه برسانم. وقتي به خانه آمدم از ماجرا با خبر شدم.
مرد سالخورده هم در حالي كه وضعيت مناسبي نداشت، گفت: من براي انجام كاري از خانه بيرون رفته بودم. موقع اذان مغرب هم به مسجد رفتم و بعد از خواندن نماز به خانهام برگشتم. كليد خانه را نداشتم، هر چه زنگ زدم دخترانم در را باز نكردند. با تلفن همراهم با آنها تماس گرفتم، اما جواب ندادند. خيلي نگران شده بودم تا اينكه با لگد در حياط را باز كردم و وارد شدم. به سرعت به طبقه بالا رفتم و با اجساد بيجان آنها روبهرو شدم. بوي گاز هم خانه را پر كرده بود. ديدم كه لوله بخاري از جايش جدا شده بود. در حالي كه شوكه شده بودم به داخل كوچه رفتم و با داد و فرياد از همسايهها كمك خواستم.
يكي از همسايهها به خبرنگار ما گفت: در حال عبور از مقابل خانه پيرمرد بودم كه سراسيمه خودش را به كوچه انداخت و با فرياد درخواست كمك كرد. با چند نفر از همسايهها به خانه آنها رفتيم كه با اين صحنه روبهرو شديم. آنها روي ديوار نوشته بودند كه پدر و بستگانشان آنها را ببخشند و حلال كنند. ما همچنين در خانه آنها دو نامه كه يكي براي پدر و يكي هم براي خالهشان نوشته بودند، روبهرو شديم كه در هر دو نامه درخواست حلاليت كرده و نوشته بودند به خاطر اين تصميم آنها را ببخشند. پس از اين، من با پليس تماس گرفتم.
يكي ديگر از همسايهها هم گفت: آنها دختران خوبي بودند و بين 35 تا 40 سال سن داشتند. بيشتر اوقات در خانه بودند و كمتر به داخل كوچه ميآمدند. آنها با كسي رفت و آمد نداشتند و كار هم نميكردند و فقط از پدرشان مراقبت ميكردند.
در ادامه اجساد سه خواهر براي انجام آزمايشهاي لازم و مشخص شدن علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني فرستاده شد. همچنين تيمي از مأموران پليس به دستور قاضي ايلخاني تحقيقات درباره اين حادثه را آغاز كردند تا راز مرگ مشكوك سه خواهر برملا شود. نامهها و دستخطهاي آنها براي بررسي بيشتر و خطشناسي در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.