اولاد آدم هوس كرده بود تعطيلات برود بوسني و هرزگوين! يعني يك پيامك برايش آمده بود كه بفرماييد تو! مجلس بيرياست! (اين مجلس بيريا با آن مجلس بيرياسَت فرق دارد). بله! داشتم ميگفتم كه اولاد آدم هم ميخواست برود دفتر بوسني ايرلاين و دو فقره بليت رفت و برگشت بگيرد و بالاخره در اين فضاي پسابرجامي دلي از عزا دربياورد و ببيند كه از آنور دنيا، اينور دنيا چگونه ديده ميشود كه يكهو معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي از «در» داخل شد و گفت: اي اولاد آدم اين كار را نكني كه تدبيريها به هر پيامكي اجازه نشر ميدهند و ما به هر پيامكي به ديده اغماض نمينگريم و اصلاً حالا كه اينطور شد به تو بشارت بدهم كه يك چنين پروازي و ايرلايني وجود ندارد و مجوز ندارد و دست كارگروه نظارت بر محتوا برابر شوراي عالي فضاي مجازي درد نكند با اين عروس بزك كردنش!
اولاد آدم هم هر چه گفت كه مگر ميشود؟ شما هم چشم نداري ببيني بعد از اين همه سال، ما بخواهيم برويم به يك جاي سرسبز و بزنيم زير آواز! حتماً پيش از ارسال پيامكهاي تبليغاتي نسبت به محتواي آنها دقت ميشود! اينجوري كه نميشود كلاه مردم را برداشت!.... اما او گفت كه متأسفانه سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري در كارگروه نظارت بر محتوا برابر شوراي عالي فضاي مجازي، عضو نيست. او درخواست عضويت داده تا بتواند بر محتواي تبليغات گردشگري در فضاي مجازي نيز نظارت داشته باشد. البته به دنبال طرح درخواست او، شورا همكاريهاي خوبي با ميراث داشته و پنل «خدمات ارزش افزوده» را به او داده است، ولي پنل «پيامك» در اختيار او نيست. يعني با آنكه با عضويت اين سازمان موافقت كردهاند، «اما» گفتهاند؛ نميتوانند منتظر تأييد محتواي پيامكها از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بمانند. پيامكها را ميفرستند اگر تخلفي شد، با فرستنده برخورد ميكنند.....
شير تو شير است ديگر. جيبت را كه پر كردي و در رفتي، آن وقت ميگويند: خاوري كجايي؟ دقيقاً كجايي؟
اولاد آدم باز هم خدا را شكر كرد كه پنل خدمات ارزش افزوده را آنها از اينها نگرفتهاند! اما، از اين «اما» گفتن آنها ياد يك اماي ديگر افتادم كه شبيه معماست! نميدانم برايتان بگويم يا نه؟ راستش تا حالا با معاون حقوقيها درنيفتادهام. يكهو چند تا تبصره از جيبشان درميآورند و خلع سلاحت ميكنند و به جاي بوسني ميفرستندت يك جايي تا آب خنك بخوري! تا به خودت بيايي هم كه ديگر كار از كار گذشته.... دل به دريا ميزنم. يا بخت يا اقبال.... بله.... همين معاون حقوقي رئيسجمهور پيش پاي شما از اماهاي سادا گفته بود!
نگوييد كه سادا ديگر چه كوفتي است؟ اسم قحط است؟... به سامانه جامع اطلاعات اموال دستگاههاي اجرايي، (سادا) ميگويند! خانم معاون گفته است: بانك اطلاعات سادا درخصوص اموال منقول و غيرمنقول دولت رونمايي شد «اما» بايد بتوان با مديريت دقيق و قاطع و اتخاذ تصميمات مناسب از هرگونه فساد جلوگيري كرد.... يعني سامانه نميتواند اين كار را بكند؟ يا مديريت دقيق نيست؟ يا تصميمات مناسب نيست؟ يا...
البته ميدانم كه ميدانيد كه نميداند كه ميدانيم! اما منظورش اين بوده و بشارت داده كه سادا، شفافسازي و قابل دسترس بودن درآمدها هزينههاي دولت و اجراي قوانين منصفانه حاكميت قانون را ميطلبد.... يعني چون نه شفاف است نه اجرا منصفانه است و نه قانون حاكم پس...
اصلاً اين بحث دارد بيخ پيدا ميكند. ما هر چه ميآييم اين سخنان را ماستماليزاسيون بكنيم، نميشود. ما را با همين اقتصاد مركانتليستي بفرستند يك جايي تا آبها از آسياب بيفتد و برگرديم و ببينيم دنيا دست كيست، بهتر است! يعني اولاد آدم اول فكر ميكرد اقتصادمان اسلامي است. بعد گفتند سوسياليستي است و بعدش يكهو از توي لُپ لُپ، پوپوليستي شد. بعدش ليبراليستي. حالا مركانتليستي. فردا...
نگوييد كه امروز دارم به در و ديوار ميزنم و شدهام شبيه وزير راه كه از سوسياليزم عبور كرد و الان رسيده به مركانتليسم. وزير راه، راه را گم نميكند كه! ميكند؟ اما...
توضيح واضحات:
آخوندي گفته كه در حركت مركانتيليستي اتحاد استراتژيك و اشتراك منافع وجود دارد بنابراين قدرت سياسي ابزاري در دست سوداگران است.... پس دم تدبير گرم با اين اقتصادش.... بوسني آماده باش، اولاد آدم دارد ميآيد!