ورود مستقيم شبكه سلطنتي BBC به جريان رقابتهاي انتخاباتي، يادآور سريال تلويزيوني به يادماندني «كيف انگليسي» ساخته ضياءالدين دري است. سريالي كه در آن سير تحول جواني كه ميخواست به كشورش خدمت كند تا تبديل به يكي از مهرههاي سياسي انگليس در ايران شود به خوبي به تصوير كشيده شده بود.
كيف انگليسي به دورهاي از تاريخ حكومت پهلوي اشاره دارد كه احزاب سياسي قدرت گرفته و دربار توان چنداني براي كنترل اوضاع ندارد. در عوض انگليسيها تلاش ميكنند با استفاده از مهرههايشان در ايران نسبت به چينش نمايندگان مجلس شوراي ملي اقدام كنند. دري در اين سريال به خوبي نشان ميدهد كه چطور انگليس بدون آنكه مستقيماً بخواهد ردپايي داشته باشد، عمل ميكند. اين سريال از آن جهت قابل توجه است كه در آن به انتخابات مجلس نيز اشاره شده و تماشاگر در طول درام اين سريال متوجه ميشود چطور فردي مليگرا ميتواند به مهرهاي استعماري تبديل شود.
شايد هنوز هم عدهاي به اين باور نرسيدهاند كه انگليس در آرزوي نقشآفريني دوباره در عرصه سياست ايران است. نكتهاي كه ابوالقاسم طالبي نيز در فيلم سينمايي «قلادههاي طلا» به آن پرداخته و در يكي از كليديترين سكانسهاي اين سريال سفير انگليس خطاب به دختر جوان ايراني از نفوذ انگليس در سياست ايران سخن ميگويد. غير از اين كارگردانها مسعود جعفري جوزاني نيز در چند فيلمش از جمله «شيرسنگي» و «در مسير تندباد» به سابقه بد انگليسيها در تفرقهافكني در بين ايرانيان و ايجاد زمينههاي نفوذ در جامعه ايراني اشاره ميكند. مشاهده اين گونه آثار كه با رويكرد ملي و در جهت روشنگري درباره تاريخ معاصر توليد شدهاند ميتواند براي درك موضعي كه BBC اين روزها در پيش گرفته است مؤثر باشد. انگليسيها قطعاً دوست دارند شرايط سياسي در كشورمان به روزگاري بازگردد كه در دست هر كدام از نمايندگان مجلس كيف انگليسي باشد و چهرههاي مد نظر BBC در عرصه قانونگذاري كشور بر مسند قدرت باشند. سينماگران متعهدي مانند دري، جوزاني و طالبي سالها پيش نسبت به اين موضوع هشدار دادهاند، حالا نوبت ملت است كه نشان دهد تا چه حد نسبت به تهديدات هشياري دارد!