به گزارش خبرنگار ما، اواخر دي ماه مأموران پليس فرديس كرج از قتل دختر جواني با خبر و راهي محل شدند. مأموران وقتي پاي در قتلگاه گذاشتند با جسد دختر جواني روبهرو شدند كه با شليك چهار گلوله به قتل رسيده بود. بررسيها نشان داد قاتل برادر جوان مقتول است كه علاوه بر قتل خواهرش، دختر خالهاش را هم با شليك گلوله زخمي كرده است.
در نخستين گام از تحقيقات، مادر مقتول گفت: پسرم پيمان در تهران كار ميكند. او مدتي است با خواهرش اختلاف دارد و هر وقت به خانه ميآيد با هم درگير ميشوند. ساعتي قبل او در حالي كه اسلحه كلاشنيكفي همراه داشت به خانه آمد. خيلي عصباني بود و وقتي ديد مقتول با دختر خالهاش در خانه است، بيشتر عصباني شد و با آنها مشاجره كرد. پس از اين با پيمان حرف زدم و او را آرام كردم، اما دست به اسلحه برد و بعد از شلیک گلوله فرار کرد.
همزمان با انتقال جسد دختر جوان به پزشكي قانوني، كارآگاهان تحقيقات خود را براي دستگيري پيمان آغاز كردند. مأموران ابتدا به محل كار متهم فراري در حوالي خيابان مولوي تهران رفتند، اما دريافتند وي پس از حادثه به مكان نامعلومي گريخته است. در حالي كه حدود 40 روز از حادثه گذشته بود، بررسيهاي تخصصي كارآگاهان استان البرز نشان داد متهم فراري به محل كارش در تهران برگشته است . بنابراين صبح ديروز مأموران پليس كرج با گرفتن نيابت قضايي براي دستگيري متهم فراري راهي تهران شدند.
مأموران در نهايت متهم را در مخفيگاهش دستگير كردند. متهم پس از دستگيري به دادسراي جنايي تهران منتقل شد و مورد بازجويي قرار گرفت.
متهم در بازجوييها به قتل خواهر و زخمي كردن دختر خالهاش اعتراف كرد. وي گفت: مدتي بود به دخترخالههايم بد بين بودم، به همين دليل به خواهر گفته بودم با آنها رفت و آمد نكند، اما متوجه شدم كه مقتول پنهاني از من با آنها رفت و آمد دارد.
من هميشه در فرديس نبودم به همين دليل هر وقت به خانه ميآمدم، به او تذكر ميدادم و حتي در اين اواخر او را تهديد هم كردم، اما فايدهاي نداشت تا اينكه روز حادثه وقتي به خانهمان آمدم ديدم دخترخالهام به خانه ما آمده و با خواهرم در حال حرف زدن است. خيلي ناراحت شدم و با آنها درگير شدم كه مادرم مرا آرام كرد. لحظاتي بعد دوباره با خواهرم درگير شدم كه او جواب مرا داد و من هم با اسلحهاي كه داشتم به سوي آنها شليك كردم و بعد هم از محل گريختم. وي ادامه: وقتي متوجه شدم خواهر فوت كرده به يكي از شهرهاي شمالي گريختم و اسلحه را هم در دريا انداختم. از آنجايي كه ميدانستم مأموران براي دستگيري من به محل كارم ميروند، مدتي در شمال ماندم تا اينكه چند روز قبل به تهران برگشتم و گمان نميكردم كه مأموران مرا تحت نظر دارند.
وي در پايان با اظهار پشيماني گفت: مدتي قبل اسلحه را از يكي از بستگانم خريدم و اصلاً قصد كشتن خواهرم را نداشتم، اما روز حادثه خيلي عصباني شدم و كنترلم را از دست دادم.
متهم پس از بازجويي به دستور بازپرس منافي آذر، قاضي شعبه سوم دادسراي جنايي تهران با صدور قرار عدم صلاحيت براي ادامه تحقيقات در اختيار مأموران پليس آگاهي شهرستان كرج قرار گرفت.