ترور سعيد حجاريان هم بهانه ديگري است تا جماعت تجديدنظرطلب به تفكرات و انديشههاي هاشمي هجوم آورده و وي را شخصيتي بدانند كه هماره در مقابل آرا و خواستههاي مردم بوده و تحت هر شرايطي روي نظرات خود پافشاري كرده است. مراد ويسي از اعضاي حزب مشاركت و از نويسندگان نشريات جماعت تجديدنظرطلب در دوران حاكميت اصلاحات، بعد از ترور سعيد حجاريان تخطئه هاشمي به علت سكوت وي در قبال اين ترور را عامل بي اعتمادي بيشتر مردم به وي و همچنين رويگردان شدن جامعه از وي مينامد. نويسنده تلاش ميكند هاشمي را بيگانه از غم و درد مردم جامعه معرفي كند؛ خصلتي كه شمهاي از روحيه ديكتاتوري را با خود به همراه دارد.
مراد ويسي در اين باره مينويسد: «با گذشت چهار روز از ترور سعيد حجاريان، اكنون سكوت هاشمي رفسنجاني در برابر اين واقعه براي بسياري از مردم فهيم و آگاه ايران اسلامي كه عادت دارند در تحليل وقايع سياسي هيچ چيزي را فراموش نكنند، سؤال برانگيز شده است. مردم از خود ميپرسند آيا هاشمي در محكوم كردن اين ترور ترديد دارد و يا نگران آن است كه محكوميت ترور حجاريان موضع همفكران او را تقويت كند. به راستي در شرايطي كه مخالفان و موافقان حجاريان خواسته يا ناخواسته اين ترور را محكوم كردهاند، سكوت هاشمي چه پيامي دارد؟ آيا هاشمي نگران آن است كه محكوم كردن اين واقعه موجب رنجش برخي شود؟ اگر روزي سكوت هاشمي در برابر شعار «دشمن هاشمي، دشمن پيغمبر است» اعتماد مردم را به او خدشهدار كرد، امروز او خود اصرار دارد كه در همنوا شدن با غم و اندوه مردم و «وفاق سياسي – اخلاقي» در محكوميت ترور حجاريان حتي از بسياري از شاگردان و همفكران خود عقب بماند؟(1)
اگر چه رهبران اصلي تخطئه هاشمي افرادي نظير سعيد حجاريان، عباس عبدي و اكبر گنجي بودهاند اما ساير افراد و يا عناصر تندروي وابسته به جريان هواخواه ليبراليسم هم از اين قافله جا نمانده و در بحبوحه حمله به هاشمي و دموكراسي ستيز ناميدن وي، حملاتي را عليه وي ترتيب دادهاند.
محسن آرمين از نواب رئيس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدين انقلاب، هاشمي را فردي متبحر در موج سواري و سوءاستفاده از ساير جريانات سياسي خوانده كه وجود مخالف و منتقد را بر نتافته و تلاش دارد به هر شكل ممكن مخالفان خود را قلع و قمع كرده و يگانه فردي باشد كه براي مردم تصميم ميگيرد، بدون آنكه به آرا و نظرات جامعه توجهي كند: «... در مورد ورود هاشمي به صحنه انتخابات... از شاخصههاي آقاي هاشمي اين است كه خيلي خوب ميتواند سوار موج شود و طبيعتاً از موج جبهه دوم خرداد هم استفاده ميكند. آقاي هاشمي در 10 سال گذشته در امتحانات متعددي وارد شده است و به نظر من نتوانسته است نمره قبولي بگيرد. او از شاگرداني است كه در تمام امتحانات بهخصوص دوره چهارم مجلس مردود شده است. »(2)
«حذف مخالف و برخورد چكشي با منتقدان» رويه ثابت هاشمي است، به گونهاي كه وي در مجلس چهارم اقدام به حذف تندروهاي تجديدنظرطلب كرد و بعد از آن نتوانست در مقابل مجلس دستساز خود هم دوام آورد و نظرات آنان را تاب بياورد: « در مجلس چهارم حمله به جناح اصلاح طلب و قلع و قمع نيروهاي اين جناح توسط هاشمي رفسنجاني صورت گرفته است. بزرگترين اشتباه سياسي هاشمي رفسنجاني در دوره چهارم بود. چرا كه با حذف نيروهاي اصلاحطلب و خط امامي، يك مجلس تقريباً يكدست راست، توسط آقاي هاشمي به وجود آمد كه بلافاصله، در مقابل خود هاشمي ايستاد و افكار و برنامههايش را به او ديكته كرد. اگر ايشان بخواهد مثل گذشته عمل كند و به جناح راست تكيه زند در اقيانوسي كه خودش كشتي نجات جناح راست است غرق خواهد شد و هم خودش و هم كشتي را از بين ميبرد.»(3)
تمام اينها در حالي است كه هاشمي بعد از گذشت نزديك به 20 سال از آن دوران برخورد منتقدان با حسن خميني را اينگونه تفسير و تأويل ميكند: «اعلام نامزدي شخصيتي چون ايشان[سيد حسن خميني] كمترين حق خانواده امام و حتي يك شهروند عادي است ولي ميبينيد كه چگونه با اين يادگار ارزشمند برخورد ميكنند.»(4)
وي در همين سخنراني برخورد منتقدان با سيدمحمود دعايي را هم بر نميتابد و با اشاره به سوابق مبارزاتي و تجربههاي ديرينه فرهنگي ايشان در انتشار نشريه «بعثت» در دوران مبارزات قبل از انقلاب و همراهي با امام در سالهاي تبعيد، گفت: «در سال ۴۵ بيانيهاي عليه جشن تاجگذاري داده بوديم كه من و آقاي دعاييلو رفتيم. من دستگير و بازداشت شدم و او به عراق فرار كرد و در آنجا با كمك حاج آقا مصطفي خميني به راديو بغداد رفت و سالها يكتنه، سخنران برنامه بسيار تأثيرگذار «نهضت روحانيت در ايران» بود.»(5)
پینوشت: 1. آفتاب امروز 78/12/25
2. همان، 78/11/8
3. همان
4. پايگاه اطلاعرساني هاشمي رفسنجاني، 94/09/23
5. همان