اره تكنولوژيك بهتر است يا قلم سنتي؟
تصور كنيد يك تنه درخت به مثابه كل زندگي ما باشد و تصوير نهايي حك شده روي آن تصوير كيفي زندگيمان باشد. دو نفر ميخواهند روي اين تنه درخت حكاكي كنند، يكي با قلم سنتي چوببري و ديگري با اره برقي.
تفاوت سرعت، عملكرد و تصويري كه روي تنه ايجاد ميشود به مثابه تفاوتي است كه سنت و فناوري روي زندگيمان ايجاد ميكند. طبيعي است كسي كه از اره برقي استفاده ميكند سريعتر كارش پيش ميرود و حجمي كه تراش ميدهد بيشتر و بزرگتر است. قطعاً تصويري با چنين زمختي كيفيت خوبي ندارد اما چون تمام مراحل كار در چند دقيقه انجام ميشود يك نكته قابل دفاع براي خودش دارد.
در طرف ديگر اين تنه با يك قلم چوببري سنتي تراشيده ميشود؛ قلمي كه كار كردن با آن حداقل چند روز زمان ميبرد اما چنان ريزهكاري دارد كه تصويري خلق ميشود به واقعيت بسيار نزديك. در اين مورد زمان قرباني ميشود تا سنت، كيفيت كار را بالا ببرد.
براساس منطق، اره تكنولوژيك براي آينده نزديك بشر اهميت بيشتري دارد تا تكامل بيولوژيك. امروزه بهجاي اينكه معني انسانيت را قلم حجاري بيولوژيك تعريف كند، ارّه تكنولوژيك بازتعريف ميكند. ابزارهايي كه ما استفاده ميكنيم، شيوه زندگي ما را سريعتر از آنچه فكر ميكنيم تغيير ميدهند. ما به مثابه همان كنده چوب هستيم و بعضي اوقات حتي متوجه تغيير نميشويم.
آيا در مسير دلخواهمان هستيم؟
فرض اين مطلب كه ما با مصنوعات تكنولوژيك از پوشش گرفته تا نحوه زيستمان به عنوان مثال تلفنهاي هوشمند و اتومبيلهاي نسل جديد و غيره در حال تكامل هستيم، اين سؤال را در ذهن ايجاد ميكند كه آيا اين نوع از تكامل ما را در مسير دلخواهمان قرار ميدهد؟
بسياري از انديشمندان اروپايي در پاسخ به اين سؤال بيمحابا ميگويند بله چون تكنولوژي براساس ذهن انساني ايجاد ميشود كه از نبودها و كمبودها رنج ميبرد پس طبيعي است تلاشي در جهت حل مشكلات كند. در نتيجه قطعاً اين تكنولوژي زندگي انسان را در مسير تكاملي قرار ميدهد كه مورد خواست انسان است. اين گروه معتقدند تكنولوژي هماني را ميخواهد كه زندگي طلب ميكند؛ افزايش بهرهوري، فرصت، شكوفايي، پيچيدگي، تنوع، تخصصگرايي، حضورِ فراگير، آزادي، همزيستي متقابل، زيبايي، شور و هيجان، ساختار و افزايش تكامل.
اما گروه دومي هم وجود دارند كه به اين سؤال پاسخ منفي ميدهند. آنها معتقدند چون آدمي براساس دركي كه از زندگي شخصي و اجتماعي خودش دارد، دست به اختراع يك تكنولوژي ميزند و چون درك هر انسان بسته به شرايط و موقعيتش نسبي است، قطعاً تكنولوژي نميتواند براي همه انسانها مفيد باشد. آنها معتقدند فكر ناقص انسان نميتواند تكنولوژياي را مطرح كند كه سبب تكامل كيفيت و سرعت زندگي همه انسانها باشد.
كيفيت را فداي سرعت كردهايم
حرف من اين است كه اگرچه تكنولوژي صرفاً تنها دليل اين همه واكنش متفاوت نيست اما دانشمندان به روشني عنوان كردهاند تكنولوژي يك مؤلفه مؤثر است.
انسان رفاه طلب است. اين بدان معناست كه آدمي هر تلاشي ميكند در جهت رفاه و لذت بيشتر است. اگر كار ميكند با هدف كسب درآمد بيشتر براي زندگي بهتر است. اگر موبايل اختراع ميكند براي دسترسي راحتتر است. اگر رايانه اختراع ميكند صرفاً براي افزايش رفاه كاري خودش است. در حقيقت ما به عنوان ارگانيسمهاي جستوجوگر آسايش، بيشترين هزينه را صرف به حداقل رساندن درد و به حداكثر رساندن لذت ميكنيم و زماني كه بحث از تكنولوژي ميشود، ما اصولاً در پي آسان كردن امور هستيم يا نهايتاً اينكه حوصلهمان سر نرود و البته اينكه قدري جوانتر به نظر بياييم.
عافيتطلبي، رفاهطلبي و لذتجويي آدمي را اگر به عنوان تكههاي پازلي درنظر بگيريم كه كنار تكهاي با نام «تكنولوژي» قرار ميگيرد، قطعاً نتيجه خوبي حاصل نميشود. آدمي مادامي كه بخواهد كيفيت را قرباني رفاه و لذت كند، تصميم ميگيرد سرعت را زياد كند.
چاقوي دولبه تكنولوژي را چگونه استفاده كنيم؟
تمايل ما براي آسايش، به همراه قدرت تكنولوژيكياي كه در دست ماست، پيشامد ناخوشايندي را رقم خواهد زد كه اگر مراقب نباشيم، تكامل تكنولوژيك، ما را بهجاي اينكه به سوي شگفتيها رهنمون كند به سمت بيتحركي هدايت خواهد كرد. آيندهاي كه اينچنين تعريف شود، نه توسط انديشه كمالطلب بلكه توسط نبود سختي و محنت تعريف شده است.
آيندهاي كه بخواهد براساس تصور و لذتجويي آدمي و با كمك فناوري تكنولوژي كه او با ذهنش ساخته ايجاد شود، قطعاً آينده درستي نخواهد بود.
بيتحركي نيز چندان اجتنابناپذير نيست اما احتمال وقوع آن اين موضوع را روشن ميكند كه به عنوان گونههاي انساني، ما به ماشينها براي اينكه بشريت را در مسير نگه داريم نياز داريم. صنعت تكنولوژيك كه تلاش فراواني را صرف تعريف انسان ميكند، بهجاي اينكه صرفاً نيازهاي محدودمان را برآورده كند، همچنين وظيفه دارد ما را در رسيدن به تكامل ياري نمايد.
تكنولوژي به طور بالقوه هم فرصت و هم ابزار رسيدن به چيزي والاتر را در خود دارد و ما به عنوان مصرفكنندهها بايد يادمان باشد كه تقاضاهاي جمعيمان است كه سرنوشتمان و شرايط پساانسان را مشخص خواهد كرد.
در مقابل اگر انسان يك لحظه به اين فكر كند كه رفاه خود را كنار بگذارد، به آموختن بيشتر و ايجاد فرصتهاي بهتر فكر كند، از ابزار تكنولوژي بهترين استفاده را خواهد كرد. انساني كه عافيتطلبي و آسايش را در سرعت بيشتر نبيند و به فكر اين باشد كه بهترين استفاده را از زمان كند و هيچ گاه كيفيت را قرباني كميت نميكند.
دقيقاً به همين دليل است كه محققان و پژوهشگران عرصه ارتباطات و فناوري زماني كه ميخواهند از آسيبها و مزاياي تكنولوژي صحبت كنند، تكنولوژي را به چاقوي تيزي تشبيه ميكنند كه ميتواند هم دست انسان را ببرد هم طنابهايي كه آينده او را محدود كردهاند پاره كند.
اين چاقوي تيز همانقدر كه كارراهانداز است، همانقدر هم ميتواند با يك ضربه از سر بيفكري انسان را نه تنها در زندگياش به جلو هل ندهد بلكه به عقب بكشاند. اين دقيقاً همان اتفاقي است كه ما در مقوله اينترنت و تلفنهاي همراه اين روزها شاهد آن هستيم.
موبيال و اينترنت همراه همانقدر كه ميتواند باعث بهروزرساني دادههاي ذهني ما باشد، به همان ميزان كه ميتواند به سؤالهاي روزمره عمومي و تخصصيمان پاسخ بدهد يا در مباحث علمي و درسي كمك حالمان باشد، به همان اندازه هم ميتواند محدود شود به وسيلهاي براي گروه ساختن، بازي كردن و چت كردن. چرا؟ مشخص است چون انسان معلومالحال براساس دادههاي ذهنياش از اين تكنولوژي هم استفاده رفاهي ميكند. بهجاي اينكه به فكر بهترين استفاده از موبايل و اينترنت باشد بهفكر لذتبخشترين استفاده است. او از اينكه بازي كند، موسيقي دانلود كند، فيلم لود كند و حتي چت كند بيشتر از تحقيق علمي لذت ميبرد، پس تكنولوژياي كه در دسترس دارد را به لذتجوييهايش محدود ميكند.
*استاد ارتباطات و فناوري اطلاعات