جيمز ديوس، سخنگوي پنتاگون هفتم نوامبر گفته بود كه داعش در افغانستان حضوري ندارد بلكه برخي گروههاي شبهنظامي با استفاده از داعش در حال گسترش عملياتهاي تروريستي در پاكستان و افغانستان هستند و اين گروهها هيچ ارتباطي با داعش در سوريه و عراق ندارند. حالا بيش از دو ماه گذشته و كاخ سفيد مجوز حمله نظاميان امريكايي را به نيروهاي داعش در افغانستان صادر كرده تا در هر لحظه و هر نقطه از افغانستان، شبهنظاميان گروه خراسان، شاخه داعش در افغانستان، مورد حمله نيروهاي امريكايي قرار بگيرند. روشن است سياست امريكا در مورد شبهنظاميان داعش در افغانستان طي اين مدت كوتاه تغيير اساسي پيدا كرده و واشنگتن نه تنها حضور داعش در افغانستان را پذيرفته بلكه براي مقابله با آن مجوز نظامي هم صادر كرده است. مسئلهاي كه باقي ميماند اين است كه جداي از دليل چرخش ديدگاه واشنگتن نسبت به حضور داعش در افغانستان، مجوز نظامي به چه معنايي است و با اين مجوز چه برنامهاي را در نظر دارد.
به نظر ميرسد واشنگتن قبل از اين و با تكذيب حضور داعش در افغانستان نميخواست در مبارزه با داعش بار ديگري را بر دوش خود بگذارد تا افكار عمومي را تنها معطوف به داعش در عراق و سوريه بكند. اين سياست امريكا با توجه به ناكامي در مبارزه با داعش در عراق و سوريه و نقش برجسته سوريه در جنگ با داعش نتيجهاي در پي نداشت و در عمل باعث شد امريكا به تدريج به زير سايه حملات روسيه به داعش كشيده بشود، بنابراين واشنگتن نياز به زمين بازي جديدي داشت تا با خروج از سايه روسيه بتواند بار ديگر جايگاه سابق در مبارزه با داعش را به دست بگيرد و افكار عمومي را در مورد مبارزه با داعش توجيه كند. با توجه به نقاط حضور داعش در كشورهاي مختلف، تنها افغانستان چنين زمين مناسبي را براي مبارزه امريكا با داعش فراهم ميكند چرا كه از يك سو، امريكا در اين كشور زيرساختهاي لازم را براي شروع اين بازي در اختيار دارد و از سوي ديگر امريكا نياز به داعش دارد تا با جنگافروزي تازهاي در افغانستان هم داشتههاي سابق خود در اين كشور را حفظ و هم آنكه نقش رقباي بينالمللي خود در اين كشور را تضعيف كند. اين نكته اخير را ميتوان از افزايش همكاريهاي چين با افغانستان و سفر فعلي صلاحالدين رباني، وزير خارجه افغانستان به پكن دريافت. وانگ ئي، وزير خارجه چين در كنفرانس خبري مشترك با همتاي افغاني خود گفته كه مذاكرات صلح مسير درست در جهت صلح و آرامش دائمي در افغانستان است و «چين همچنان به عنوان حامي، ميانجي و تسهيلكننده گفتوگوهاي صلح در افغانستان نقش بازي خواهد كرد.» بايد توجه كرد چين يكي از كشورهاي حاضر در مذاكرات چهارجانبه صلح افغانستان است. با وجود حضور امريكا در اين مذاكرات و روابط نزديك چين با پاكستان، به نظر ميرسد پكن نقش تعيينكنندهتري از امريكا در اين مذاكرات دارد. اين تفوق چين بر امريكا در مذاكرات صلح افغانستان باعث گسترش روابط و نفوذ پكن در كشوري ميشود كه به قلب آسيا شهرتيافته و وزني تعيينكننده در رقابت كلي پكن با واشنگتن دارد. روشن است چنين نتيجهاي در تناقض با تلاشهاي مستمر امريكا جهت ايجاد محدوديت براي گسترش روابط و نفوذ چين است و واشنگتن كه طي سالهاي گذشته زنجيرهاي از ژاپن تا هند به دور چين كشيده حالا نميتواند شاهد حضور و نقش قابل توجه چين در افغانستان باشد. واشنگتن براي مقابله با اين معضل از دستورالعمل متداول خود ايجاد تنش و جنگافروزي استفاده ميكند و بهترين بهانه براي اجراي اين سياست هم شبهنظاميان داعش در افغانستان هستند، بنابر اين واشنگتن هم حضور داعش در افغانستان را اعلام ميكند و هم برنامه نظامي در اين كشور را تدوين ميكند تا به اين بهانه، بازگشتي براي عقب بردن چين در افغانستان داشته باشد، به اين ترتيب پكن و واشنگتن دو سياست به شدت متضاد در مورد افغانستان در پيش گرفتهاند. در حالي كه اولي سعي ميكند از راه مذاكره و پيشبرد روند صلح دولت افغانستان با طالبان حضور و نقشي پررنگ در اين كشور داشته باشد و دومي راه جنگ و تنش را در پيش گرفته تا با نقش بر آب كردن برنامه رقيب، موقعيت خود را در قلب آسيا حفظ كند.