کد خبر: 768322
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۷
پيش‌نيازهاي حل مسئله از نگاه سجاد علمرداني روانشناس و مشاور خانواده
بر كسي پوشيده نيست كه براي زندگي عادي الزاماتي وجود دارد كه افراد براي داشتن شرايطي آرام بايد خود را به آن مسلح و تجهيز كنند.
بهنام صدقي
در صورتي كه به يك سري اقدامات پيشگيرانه توجهي نشود، قطعاً فرد در زندگي عمومي با مشكلات متعددي رو‌به‌رو شده و با مسائلي دست و پنجه نرم مي‌كند كه به مرور زمان او را دچار فرسودگي فردي، خانوادگي و شغلي مي‌كند. يعني فرد علاوه بر اينكه نمي‌تواند با نزديكان درجه يك خود ارتباط صحيحي داشته باشد، نمي‌تواند در محل كار و ساير محيط‌هاي اجتماعي نيز به درستي برخورد كند. از همه مهم‌تر اينكه در زندگي شخصي نيز توانايي مقابله و حل و فصل درست مسائل را نداشته و اگر هم داشته باشد به درستي و در زمان مناسب از آن استفاده نمي‌كند. سجاد علمرداني، روانشناس و مشاور خانواده در گفت‌وگو با ما در اين زمينه توضيح مي‌دهد.
 

مهارت‌هاي ارتباطي را بياموزيم

آموزش مهارت‌هاي زندگي به منظور ارتقاي سلامت روان و بهداشت شخصي و گروهي تدارك ديده شده است. تصور كنيد در جامعه‌اي زندگي مي‌كرديد كه كمتر كسي مهارت در صف ايستادن (در ايستگاه اتوبوس، نانوايي و...) داشته باشد، فكر مي‌كنيد چه اتفاقي مي‌افتاد؟ يا در خانه همه با هم حرف مي‌زدند و يا اينكه پدر خانواده به هيچ عنوان نمي‌توانست در مواقع بحراني و شرايط تنش‌زا خانواده را هدايت و مديريت كند.

قطعاً در شرايط و بستري كه افراد زندگي مي‌كنند، عوامل مختلفي تأثير دارد كه براي برخورد بهتر و درست‌تر با اين عوامل بايد به سلاح‌هايي مثل بينش درست از خود و پيرامون، تنظيم هيجان و حل مسئله و... مسلح شد. مشكلات و مصيبت‌ها از جايي شروع مي‌شود كه فرد با مشكلي ساده يا پيچيده (نسبت به ارزيابي خود از مورد) رو‌به‌رو مي‌شود و اينجاست كه وي دچار علامت سؤال‌هايي مي‌شود كه آيا فلان هيجان يا تصميم را بايد انجام داد يا بر اساس فلان بينش جلو رفت؟

اين انبوه تراكم سؤال‌هاي مجهول باعث مي‌شود كه استرس و پريشاني، اولين محصول مواجهه با مشكلات باشد. مداومت استرس و تنش دروني و همچنين عجز بيروني در حل و كم كردن آن، باعث مي‌شود كه در تعاملات اوليه و حتي خيلي ساده با اطرافيان و دنياي پيرامون دچار ناسازگاري و تنش شوند.

فرد بايد مهارت‌هايي مثل خوب شنيدن، خوب توجه كردن، خوب فيد بك دادن را آموخته باشد. دارا بودن چنين مهارت‌هايي نيازمند آموزش‌هاي اوليه (در دوران پيش دبستاني و دبستاني) است. آموزش‌هايي كه در روح و جان فرد رخنه مي‌كند و او را از يك فرد ساده تبديل به شخصي رويين‌تن در مقابله با مسائل و مصائب زندگي مي‌كند. چنين اشخاصي مي‌دانند كه در چه زماني، چه بگويند، چه هيجاني داشته باشند و چه عكس‌العملي از خود نشان دهند.

خود را بشناسيم

اولين گام براي فرد در شروع هر عملي، خودشناسي و خود‌بينشي است. بصيرتي دروني و بيروني نسبت به شرايط و پيرامون خود، با اين هدف كه زندگي را براي خود و ديگران تلخ نكند. با شناخت واقع‌بينانه از شرايط موجود و خود‌آگاهي نسبت به شرايط موجود، مي‌توان انتظار عكس‌العملي خوب و حساب‌شده را از فرد داشت. اين مهارت ذاتي نيست، بلكه اكتسابي و يادگرفتني است. مهارتي كه از خانواده و بستر والدين پرورش مي‌يابد و با گذشت زمان شناخت بيشتري از وضعيت فعلي فرد عرضه مي‌دارد. پس مي‌توان با چنين مقدمه‌اي با اطمينان گفت كه يك فرد 30 ساله كه هميشه در تكاپوي خود است با يك جوان 20 ساله در خودشناسي تفاوت دارد. قطعاً شخص 30 ساله بهتر مي‌انديشد، بهتر عمل مي‌كند و بهتر پيامدها را بر گردن مي‌گيرد.

خودشناسي به فرد كمك مي‌كند در صورت داشتن مشكل يا مسئله‌اي (مثل بيماري رواني، وسواس، افسردگي يا ...)، از آن نگريخته و در مقابل آن گارد نگيرد. اين امر موجب مي‌شود مسير درمان را پيموده و به بن‌بست نرسد.

هيجانات خود را تنظيم كنيد

داشتن هيجاناتي معتدل، معقول و متناسب با رويدادها، اساسي‌ترين مهارتي است كه فرد مي‌تواند از كودكي و شرايط تربيتي آن به ارث برده و يا اكتساب كند. منظور از هيجان متناسب با موضوع چيست؟

براي مثال فرض كنيد دو خبر ناگوار، اولي تصادف يكي از عزيزان شما و ديگري مردود شدن خواهرتان در امتحان را كسي در دو زمان متفاوت به شما مي‌دهد. اگر در خبر دومي به اندازه خبر اولي ناراحت شويد قطعاً مي‌توان گفت كه شما تنظيم هيجان نداريد، چراكه حتماً خبر اولي ناگوارتر و بدتر از اولي است. يا وقتي دوستي را بعد از 10 سال اتفاقي در خيابان مي‌بينيد و همچنين در اتفاقي ديگر فيلمي كه مورد علاقه شماست و شما اتفاقي با روشن كردن تلويزيون، با آن مواجهه مي‌شويد، آيا اين دو واقعه به يك اندازه حس تعجب شما را بر‌مي‌انگيزد؟ اگر تفاوت چنداني نداشته باشد، بايد نگران احساسات و هيجانات خود باشيد!

هيجان سالم و ابراز متناسب رفتار و احساسات با موقعيت و اتفاق آن، به اين نكته اشاره دارد كه نبايد در همه جا هيجانات و شادي‌ها و غم‌هاي يكساني داشته باشيم. بايد با توجه به مسائل و اولويت‌هاي زندگي بين آنها و ميزان احساسات به وجود آمده تفاوت قائل شويم. اين ايجاد شكاف، همان فرصتي است كه در فرد انگيزش ايجاد مي‌كند كه بنابراين هر چيزي به قوت خود در جاي خود پايدار باقي بماند.

حل مسئله، ارتقا يافته‌ترين مهارت

در نهايت، حل مسئله و انتخاب بهترين و كم‌آسيب‌ترين مسير براي دستيابي به خواسته‌ها و آمال، جلو رفتن و پيش رو را داشتن است. پيش رويي كه پر از موانع كوچك و بزرگ است و ديد و بينش و خودآگاهي و هيجاني كامل، سالم، دقيق و بي‌ادعا مي‌خواهد كه مسائل را به غرض و مرض بررسي كرده و مسائل به وجود آمده را حل و فصل كند.

افراد در مواجهه با مسائل و حل آن چند روش را بر‌مي‌گزينند. يكي عقب‌نشيني از مقابله و مواجه شدن با مشكلات است. راحت‌ترين راه و البته بدترين آن. معمولاً كساني اين مورد را انتخاب مي‌كنند كه از اكتساب چنين مهارتي عاجز بوده‌اند. چراكه خانواده‌اي مدير، فرزندي مدير مي‌آفريند.

نمي‌توان از خانواده‌اي كه صرفاً نگران معاش خود است انتظار ياددهي و آموزش طولاني مدت مديريت و شيوه حل مسئله را داشت. البته كه صحيح است كسي كه نمي‌تواند گره از مسئله خود بگشايد، نمي‌تواند اين مهارت را به ديگري بياموزد.

ديگري دور زدن مسئله يا رد كردن آن است. طوري كه در نگاه اول به نظر آيد كه مشكلات حل شده و مشكلي وجود ندارد اما با گذشت زمان خواهيم ديد كه مصائب سر برآورده‌اند و نهيب مي‌زنند. اما بهترين روش حل مسئله كه مد نظر ماست، حل مستقيم آن است. به شيوه‌اي كه فرد با خونسردي مشكل و مسئله را مي‌بيند، مورد بازبيني چند باره قرار مي‌دهد، در مورد راه حل‌هاي موجود براي حل آن مي‌انديشد، مشورت مي‌كند و بعد از همه اين موارد، اقدام به پيشروي به جلو و حل مستقيم آن مي‌كند. اين روحيه و آموزش و ياددهي و اين يادگيري مهارت حل مسئله است كه مي‌تواند نقش اساسي در زندگي و ارتقاي سلامتي و بهزيستي رواني و جسمي افراد داشته باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها