
ممكن است در اينجا يك شبههاي پيش بيايد - گاهي يك شبهاتي مطرح ميكنند، مغالطههايي ميكنند- مغالطه بيطرف بودن علم كه آقا علم را با سياست مخلوط نكنيد؛ علم بيطرف است! بله، علم در مرحله كشف حقايق، بيطرف است؛ دانش وقتي ميخواهد يك حقيقتي از حقايق عالم هستي را، چه حقايق مادي، چه حقايق غيرمادي را كشف كند، طبعاً با پيشداوري نميتواند؛ بايد برود و كشف كند؛ اينجا علم بيطرف است؛ اما علم وقتي ميخواهد در خدمت يك جهتگيري قرار بگيرد، به هيچ وجه بيطرف نيست. امروز در دنيا هم اينجور نيست. همان كساني كه گاهي سر جمهوري اسلامي و سر مجموعه متدين دانشگاهي كشور داد ميكشند كه آقا علم را سياسي كرديد، علم را جهتدار كرديد، خودشان علم را در خدمت استعمار قرار دادند، در خدمت سلطه بر ملتها قرار دادند، در خدمت به زنجير كشيدن كشورها قرار دادند. استعمار با علم به وجود آمد؛ اگر علم نداشتند، نميتوانستند اين همه كشورها را استعمار كنند، اين همه تسليحات را در دنيا انباشته كنند. اين تعداد عظيم جنگهايي را كه غربيها، اروپاييها و بعد امريكا بر دنيا و بر ملتها تحميل كردند، اين همه انساني كه در اين راهها كشته شد؛ از نقاط دور آسيا بگيريد، تا آفريقا، تا امريكاي لاتين - چه كردند اينها؟- با علم اين كارها را كردند. علم در خدمت ظلم قرار گرفت، در خدمت استكبار قرار گرفت، در خدمت سلطهگري قرار گرفت؛ چرا در خدمت عدل قرار نگيرد؟ چرا در خدمت ارزشها قرار نگيرد؟ چرا در خدمت گسترش پيام اسلام - كه پيام آزادي انسانهاست، پيام سعادت انسانهاست- قرار نگيرد؟
22 مرداد 1391