
اين روزها اما اوضاع و احوال به كلي فرق كرده است. تلفن همراه، خودروي شخصي، شبكههاي اجتماعي و پيشرفت تكنولوژي به جاي اينكه باعث تقويت ارتباطات بين مردم شود، به نظر ميرسد بيشتر باعث دوري آنها از يكديگر شده است.
حالا خيلي از اعضاي فاميل مدتهاست از هم بيخبرند، البته اعضاي فاميل كه پيشكش، خواهر و برادرها هم حالا از يكديگر خبر ندارند و همين طور فرزندان از پدر و مادرهايشان.
حالا در اين ميان مهماني هم اگر برگزار شود جنسش با مهمانيهاي سالهاي گذشته خيلي فرق ميكند. به نظر ميرسد اصلاً صفاي گذشته را ندارد و صميميت قبلي بين اعضاي فاميل نيست. در طول مهماني هم خيلي از افراد مدام با گوشي تلفن همراه خود و شبكههاي اجتماعي سرگرم هستند. مدت كوتاهي دور هم مينشينند، كمي خوش و بش ميكنند و بعد هم ناهار يا شامي ميخورند و هر كس ميرود دنبال كار خودش. انگار نه انگار كه مثلاً آمدهاند مهماني كه همديگر را ببينند، دور هم باشند و از اوضاع و احوال هم خبر بگيرند. اين روزها واقعاً اوضاع مهماني رفتن آدمها فرق ميكند.
يادي از مهمانيهاي گذشتهجالب اينجاست وقتي با همين مردم گرفتار صحبت ميكنم همه آنها قبول دارند كه مهمانيهاي گذشته يك حال و هوا و صميميت خاص ديگري داشت كه در مهمانيهاي اين روزها آن صميميت خيلي احساس نميشود.
مجتبي ايماني مرد ميانسالي است كه خاطرات بسيار خوبي در مهمانيهاي سالهاي گذشته دارد. او كه در كسوت معلمي مشغول فعاليت است، ميگويد: «من از مهمانيهاي سالهاي كودكيام خاطرات بسيار خوبي در ذهنم مانده است.»
وي ميافزايد: «سخن گزافي نيست اگر بگويم بخشي از شخصيت اجتماعي ما بچهها در آن دوران در همين مهمانيهاي فاميلي و دورهميهاي خانوادگي شكل گرفت و اين مهمانيها تأثير بسيار مستقيمي روي تربيت و نوع شكلگيري شخصيت اجتماعي ما در آن سالها داشت.»
ايماني ميگويد: «من اين موضوع را حتي سر كلاس براي دانشآموزانم ميگويم و براي آنها از خاطرات خوش مهمانيهاي دوران كودكيام روايت ميكنم. براي اين روزهاي دانشآموزانم دلم ميسوزد، فضاي جامعه به گونهاي است كه آنها ديگر نميتوانند مثل گذشته مهمانيهاي باصفا را تجربه كنند.»
انسيه اكبري نيز يكي ديگر از شهرونداني است كه با مرور خاطرات دوران كودكي خود از مهمانيهاي خانوادگي و دور هم جمع شدنهاي اعضاي فاميل به خوبي و نيكي ياد ميكند و ميگويد: «يادم است آن روزها مردم بدون توجه به مسائلي مانند مشكلات معيشتي و حساب و كتاب كردنها به مهماني ميرفتند يا مهماني ميدادند.»
وي ميافزايد: «اين در حالي است كه وضعيت معيشتي برخي از مردم آن روزها خيلي هم وضعيت مطلوبي نبود و يك كارمند يا حتي يك كارگر با همان درآمد اندك خود به مديريت خانواده ميپرداخت و در روزهاي آخر هفته مهماني رفتن و مهماني دادن جزو كارهاي ثابت آنان بود.» وي ميگويد: «من يادم است در آن دوران هميشه بساط مهمانيهاي خانوادگي باز بود و دراين ميان اگر قرار بود عروسي برگزار شود تا يك هفته قبل و بعدش برو بيا داشتيم و يكي دو روز قبل از مراسم عروسي بيشتر اعضاي فاميل در منزل عروس يا داماد جمع ميشدند و مثل الان نبود كه عروسيها به يكي دوساعت خلاصه شود. اين خانم خانهدار ميافزايد: مردم هواي هم را بيشتر از الان داشتند و اگر خداي ناكرده براي كسي مشكلي پيش ميآمد، همه باهم تلاش ميكردند مشكل او را رفع كنند اما به نظر ميرسد اين روزها آدمها بيشتر به فكر خودشان هستند.
صحبتهاي اين خانم خانهدار درحالي است كه وقتي با برخي ديگر از شهروندان نيز صحبت ميكنم تقريباً حرفهاي مشابهي ميزنند و همگي از اينكه ديگر مثل گذشته خانوادهها و فاميل دورهم جمع نميشوند انتقاد ميكنند و از اين وضعيت نگرانند.
اين همه درحالي است كه اسلام به موضوع صله رحم و ديد و بازديد تأكيد فراواني دارد، ضمن اينكه از نظر كارشناسان علوم اجتماعي نيز دور هم جمع شدن فاميل و اعضاي خانواده ميتواند به تحكيم روابط عاطفي خانوادهها و در نتيجه تحكيم روابط عاطفي افراد جامعه و ايجاد شور و نشاط در جامعه منجر شود. »
دورهمي ماهانه، يك ايده خوباما در كنار همه اين نگرانيهايي كه وجود دارد و در حالي كه ديگر از مهمانيهاي خانوادگي و دورهمنشينيهاي فاميل خيلي خبري نیست، هستند آدمهايي كه در همين اوضاع و احوال دست به كارهاي جالبي ميزنند و با استفاده از ايدههاي بسيار خوب افراد فاميل را دور هم جمع ميكنند.
احمد كرماني كارمند يكي از ادارات دولتي كه در آستانه بازنشستگي قرار دارد يكي از اين افراد است و از حدود دو سال پيش وقتي متوجه شد روابط آدمها مثل سالهاي گذشته نيست و از مهمانيهاي خانوادگي ديگر خبري نيست، دست به ابتكار جالبي زد و در يك جلسه همه افراد فاميل را دور هم جمع كرد و از آنها خواست ماهي يك بار همه اعضاي فاميل در يكي از تفرجگاههاي اطراف شهر يا در منزل يكي از اعضا جمع شوند و يك روز شاد و به يادماندني را دور هم بگذرانند.
وي در باره اين كار ميگويد: از حدود دو سال پيش بود كه تصميم به اين كار گرفتم و از آنجا كه ميدانستم شايد يكي از مهمترين دلايل دور شدن افراد فاميل از يكديگر مسائل اقتصادي است، تصميم گرفتيم در هر بار دور هم جمع شدن، يكي از خانوادهها ميزبان بقيه باشد و تمامي مخارج مهماني بر عهده او قرار گيرد.
اين شهروند ميافزايد: ما 18 خانواده هستيم كه جمعيتمان 60 -50 نفر است و ماهي يك بار طبق اطلاعرساني كه به يكديگر ميكنيم دور هم جمع ميشويم و يكي از خانوادهها در هر مهماني مسئول ميزباني از تمامي اعضا ميشود. به اين صورت هر5/1 سال يك بار نوبت يكي از خانوادهها ميشود كه از اين جمع 60-50 نفره ميزباني كند كه با توجه به تأكيد بر ساده برگزار شدن مهمانيها معمولاً فشار زيادي بر فرد ميزبان وارد نميشود، ضمن اينكه فرد بعد از هر ميزباني تا 5/1 سال ديگر نيازي به هزينه كردن ندارد.
وي اضافه ميكند: با اينكه اطلاعرساني و تعيين محل مهماني و تشريح برنامهها به وسيله شبكههاي اجتماعي يا پيامك صورت ميگيرد اما يكي از كارهاي خيلي خوب در اين جمع اين است كه در روز برگزاري مهماني كه معمولاً يك نصف روز كامل طول ميكشد و بعد از ظهرهاي روز جمعه برگزار ميشود همه اعضا آن نصف روز را با اينترنت و شبكههاي اجتماعي قطع ارتباط ميكنند و هيچكس حق ندارد در طول مهماني با تلفن همراه خود در شبكههاي اجتماعي وقت خود را بگذراند چراكه صفا و صميميت و دور هم بودن كمرنگ ميشود. كرماني ميگويد: حالا بعد از دو سال كه از راهاندازي اين مهماني خانوادگي ميگذرد، يك صندوق قرضالحسنه نيز راهاندازي كردهايم و اعضا در اين صندوق سرمايهگذاري ميكنند و هرماه مبلغي بر اساس قرعهكشي به يكي از افراد به عنوان قرضالحسنه و بدون حتي يك ريال سود و كارمزد پرداخت ميشود كه خوشبختانه با استقبال بسيار خوبي نيز روبهرو شده است. وي خاطر نشان ميكند: شايد باورتان نشود اما آن نصف روز مهماني كه بيشتر در يكي از تفرجگاهها و خارج از شهر برگزار ميشود، آن قدر شاد و مفرح ميگذرد كه همه دوست داريم هرچه زودتر جلسه ماه بعدي فرا برسد.
لذت دور هم بودن را از دست ندهيمصحبتهاي اين شهروندان مرا به ياد روزهايي مياندازد كه جمعمان واقعاً جمع بود. اين روزها اما احساس ميكنم آدمها خيلي تنها شدهاند. ديگر مثل گذشته از خيلي از خانهها روز جمعه صداي سرو صداي بچهها و فاميل بلند نميشود. شايد اين روزها وقتي جمعه فرا ميرسد موقع ناهار بوي خوش پلوي دمكشيده براي يك مهماني پرجمعيت از خيلي از خانهها به مشام نميرسد.
اين روزها مثل گذشته در خيابانهاي شهر يك ماشين پر از آدمهاي كوچك و بزرگ نميبينيم كه در روزهاي تعطيل مثل جمعه يا راهي مهماني باشند يا در راه بازگشت از مهماني. در عوض تا دلت بخواهد اين روزها ماشينهاي تكسرنشين و آدمهاي تنها را ميبينيم كه در تنهايي خود فرو رفتهاند. واقعاً حيف نيست لذت دورهم بودن را از دست بدهيم؟