
«فرهنگ» گرانيگاه انقلاب و نظام اسلامي است، «فرهنگ» بستر و پايه اصلي در هر اقدام و موضوع سياسي، اقتصادي و اجتماعي است، «فرهنگ» مظلومترين بخش كشور ماست، «فرهنگ» كليدواژهاي است كه مقام معظم رهبري طي ساليان متمادي و متوالي از اهميت و لزوم در اولويت قرار گرفتنش به صورت مكرر انذار داده است. اين چند جمله نه به طور كامل بلكه در حد اختصار و البته احتياج، نشاندهنده عمق، تأثيرگذاري و راهبردي بودن «فرهنگ» است.
برخلاف اهميت روز افزون و در حال تزايد فرهنگ در ميان دولتها و ملتهاي دنيا، اين مسئله بسيار مهم و حياتي در برنامهها و راهبردهاي اعلامي دولتهاي بر سر كار آمده؛ هر ساله يك روند نزولي را در واقعيت و يك سير صعودي تساعدي عجيب و غريب در لابهلاي اظهارات و سخنرانيهاي مسئولان به خود اختصاص داده است. تازهترين نمونه اين سير نزولي و تحقير واقعي و ارتفاع كلامي و تظاهر رگ گردني در برنامه ششم توسعه كه توسط سازمان مديريت و برنامهريزي تدوين شده و در هيئت دولت به تصويب رسيده، قابل احصا و مشاهده است.
در اين برنامه كه در ادامه ريلگذاري سالهاي گذشته صورت گرفته، قرار است براي پنج سال آينده كشور حدود و ثغوري را مشخص كند؛ نقش دولت در مبحث فرهنگ و نيز به عنوان طراح بودجه و هزينههاي جاري و اصليترين بازوي اجرايي و پيادهسازي مباحث تئوريك و روي كاغذ با وجه تسميههايي مثل برنامه ششم توسعه و يا سياستهاي كلي نظام در اين بخش استراتژيك و مهم نسبت به سالهاي گذشته، نقشي بيمسئوليت و يله به خود گرفته است. در اين برنامه كه مشخص نيست سازمان مديريت و برنامهريزي با چه معيار و ملاكي آن را تهيه و تدوين كرده موضوعات فرهنگي و دستگاهها و بخشهاي درگير در اين گزاره مهم از نظر بودجه و تأمين هزينه به شدت تحت فشار و در مضيقه قرار داده شدهاند.
برخلاف تمام مدعاهاي ظاهري و گفتاري دولتمردان در رابطه با اهميت و اثرات فوقتصور فرهنگ بر زوايا و اتفاقات مرتبط با آحاد مردم در جامعه و به تبع آن دولت و نظام، در برنامه ششم توسعه بيشتر حقارت و بيتوجهي متوجه بخش فرهنگ شده است. يكي از دلايل كمتوجهي دولت در برنامه ششم توسعه به بخشها و دستگاههاي مختلف متولي در امر فرهنگ كمبود بودجه و ضعيف بودن قدرت پولي و مالي دولت عنوان شده است. كذب بودن اين مدعا در ندادن بودجه كافي به اين دستگاهها و بخشها از آنجايي قابل اثبات است كه با توجه به ارقام اعلام شده از سوي خود دولت، هزينههاي جاري دولت يازدهم طي سه سال اخير با كل هزينههاي جاري در بازه زماني هشت ساله بر سركار بودن دولتهاي نهم و دهم است! اين يعني اينكه دولت يازدهم در طول سه سال چيزي برابر با هزينه هشت سال دولتهاي گذشته را به عنوان «هزينههاي جاري» به باد داده است. اين مظلومنمايي و ارائه اطلاعات غلط از سوي دولت به مردم و جامعه در حالي صورت ميگيرد كه در تقسيمبندي، تخصيص و توزيع بودجههاي مصوب حوزه فرهنگ توسط مسئولان مديران دولتي همچنان سهم برنامهها، جشنوارهها و اقدامات مختلف فرهنگي صورت گرفته از جانب طيف مخالفخوان، شبهروشنفكر و البته گستاخ و مدعي كه در توهم اپوزيسيوني نظام به سر ميبرند؛ بيشترين و بالاترين رقمهاست كه شاهد مثالهاي متقن و مستدلي براي اين مدعا نيز وجود دارد.
مبحث «فرهنگ» در برنامه ششم توسعه با سياستهاي كلي نظام ابلاغي از سوي مقام معظم رهبري كه ماحصل و ثمره هزاران نفر ساعت كار كارشناسي توسط افراد خبره و زبردست بوده، به طور كامل در تضاد و تباين است. نكات مندرج در اين برنامه كه قرار است طي روزهاي آينده از سوي رئيسجمهور به مجلس تقديم شود با رويكرد و سخنرانيهاي متعدد رهبر انقلاب طي ساليان متمادي واصل به زمان حال و نيز تأكيد بر مسئله «فرهنگ» در نامگذاري شعار سال از سوي ايشان كه منبعث و ناظر بر سياستهاي كلي نظام و همچنين ضروريات لازم و مورد نياز جامعه و كشور است؛ نه تنها در يك مسير قرار ندارد بلكه حتي به نوعي همانند سنگ جلوي پا در مسير تحقق سياستهاي كلي نظام هستند. در حالي كه مردم و كشورمان به دليل اتخاذ مواضع انقلابي و نرفتن زير بار سيطره و دستورات متوحشانه آنها مورد تخاصم و دشمني كينهتوزانه دولتهاي غربي و امريكاست دولتمردان و مسئولان كمترين وقعي به موضوع فرهنگ كه بستر رشد تفكرات انقلابي و استقلالگرايانه است، نميگذارند. با توجه به اهميت و اولويت فوقالعاده اين موضوع لازم است كه نمايندگان محترم مجلس در تصويب اين برنامه و نيز اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي به جهت وجاهت و جايگاه قانوني كه دارند ضمن نقشآفريني و عمل مسئولانه نسبت به مسئوليت خطيري كه برعهده دارند از حالت خمودگي و خنثي بودن خارج شده و اجازه رفتن چنين ظلمي بر «فرهنگ» را ندهند.