خرافهپرستي از آنجا به يك موضوع خطرناك تبديل ميشود كه با حقايق مخلوط ميشود و كجفهميها را در جامعه پديد ميآورد و به مرور زمان تا مرز يك اعتقاد مقدس پيش ميرود و تنه به تنه اعتقادات ديني ميزند و تشخيص آن براي مردم سخت و دشوار ميشود.
در حال حاضر و در عصر اطلاعات و تعقل نيز شاهد خرافات در جامعه هستيم و امكانات و وسايل ارتباط جمعي نوين ابزاري شده است كه اينگونه موضوعات سريعتر در جامعه گسترش يابد. واقعيت اين است كه خرافات مردم را از اصل دين دور ساخته و توهم و خرافه را جايگزين خرد و تعقل ميكند.
معنا و مفهوم خرافه
در لغتنامههاي دهخدا و معين در معناي خرافه نوشته شده است: سخنان پريشان و نامربوط ولي خوشايند يا عادت و عقيدتي بيرون از مبناي عقل و ناسازگار با آموزهها و موازين شرع و حتي عرف را گويند. يا به عبارتي ديگر ميتوان گفت خرافات عبارت است از عقايد باطل و بياساس كه به كلي خلاف منطق و واقعيات است و هيچ گونه پايه و منبع عقلاني براي آن نميتوان متصور شد.
خرافه در اصل نام مردي از قبيله عذره (از طوايف عرب) بوده است كه مدتي غايب شده و پس از برگشت داستانهايي نقل ميكرد كه مردم گمان كردند او ديوانه و جن زده شده است؛ مردم او را به دروغ متهم ميساختند و گفتههاي او را باور نداشتند و ميگفتند: «هذا حديث خرافة، و هو حديث مستملح الكذب ـ اين از گفتههاي خرافه است و اين گفتاري نمكين اما دروغ است.» از آن پس به هر سخن دروغي گفته ميشد: سخن خرافه.
خرافه يك بيماري اجتماعي است
بارها شنيدهايد كه براي مبارزه با فلان بيماري و ريشهكني آن نياز به بسيج عمومي است. با توجه به آثار و تبعات رواج خرافهپرستي، براي مبارزه با اين بيماري نيز نياز به بسيج عمومي به رهبري انديشمندان ديني در اين برهه از زمان احساس ميشود.
گاهي افراد به غلط تصور ميكنند كه خرافات معطوف به قديم بوده و در حال حاضر با گسترش وسايل ارتباط جمعي و انتشار صحيح اخبار خطر رواج خرافه محدود شده است اما بايد به اين نكته توجه كرد نه تنها خطر خرافهپرستي محدود نشده است بلكه شكل آن تغيير يافته و تحت عنوان اديان غيرالهي جديد خطر بيشتري نسبت به گذشته جامعه را تهديد ميكند.
خرافهها به ساختار بنيان جامعه لطمه ميزنند
بايد اذعان كرد رواج خرافات در جامعه آسيبهاي فراواني در حوزههاي اقتصادي، فرهنگي و ديني در پي خواهد داشت كه البته آثار ويرانگر خرافه بر دين و اعتقادات مردم بيشتر از حوزههاي ديگر است. بيترديد خرافات بنياد و اساس دين را نشانه رفته است و آن را متزلزل ميكند و حتي ميتواند آن را متلاشي كند. از اين رو بايد توجه داشت كه هر چيزي را كه با ابزار دين در جامعه رواج پيدا ميكند نبايد پذيرفت مگر اينكه آن موضوع توسط انديشمندان و علماي ديني مورد تأييد واقع شده باشد. بنابراين با توجه به آثار مخرب انديشهها و تفكرات خرافي لازم و ضروري است كه سطح آگاهي و سواد مردم را افزايش داد و آنها را نسبت به موضوعات ديني و اعتقادي آگاه ساخت. در اين راستا دستگاههاي فرهنگي كشور و مراكز آموزشي جامعه و حوزههاي علميه وظيفه دارند كه اولاً خرافهها را از دين بزدايند و دين حقيقي را در معرض ديد و فكر مخاطبان خود قرار دهند و همچنين مصاديق خرافاتي را كه در جامعه مرسوم شده است به مخاطبان معرفي كنند. ثانياً با بهرهگيري از الزامات جديد، تصويري را از دين ارائه دهند كه در مقابل گزارههاي نوين، صامت و ساكت نباشد. اين دو مهم البته نيازمند جهد فراوان است، اما مطمئناً تأثيرات خاصي را در كاهش تفكرات خرافي در پي خواهد داشت و ميتواند از گسترش اين تفكرات در جامعه و بهخصوص ميان افراد جوان جلوگيري كند.
درمان خرافه طبيب حاذق ميخواهد
اگر بپذيريم كه خرافه از مظاهر فساد و گمراهي افراد جامعه محسوب ميشود و بيماریای است كه نياز به طبيبي حاذق براي درمان دارد بهتر ميتوان در مورد راهكارهاي مبارزه با آن بحث نمود. يكي از موضوعاتي كه در اين مطلب به آن اشاره شد طرح عقايد منطقي و مبارزه با عقايد سخيف است كه در قرآن نيز به آن اشاره شده است. بايد در طرح مسائل ديني با منطق و عقلانيت پيش رفت زيرا استفاده از ابزار درست راه را بر رسوخ خرافه خواهد بست و مردم خود اجازه نفوذ و رواج آن را در جامعه نخواهند داد. از سوي ديگر ترويج علم و منطق علمي و همراه با دلايل و استدلال منطقي تأثير بسزايي در خرافهزدايي دارد.
بيشك هدف خرافات تيشهزني به ريشه باورهاي ديني و اعتقادي جامعه ديني است. حداقل تأثير ترويج خرافات در جامعه اين است كه افراد جامعه با تأثيرپذيري از اين خرافهها نسبت به اسلام و مباني آن بيتفاوت شوند كه اين موضوع در آينده آثار جبران ناپذيري را به جامعه تحميل خواهد كرد. بنابراين لازم و ضروري است دستگاههاي فرهنگي و حوزههاي علميه با جديت به اين عرصه ورود كنند و با معرفي خرافههايي كه در برخي موارد بخشي از دين شدهاند راه درست و اسلام اصيل و ناب را به مردم معرفي كنند و مردم را در مسير درست راهنمايي كنند. مبارزه با خرافه جز با برنامهريزي جدي فرهنگي و اسلامي از سوي متوليان ميسر نيست.
رهنمود رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب در اين زمينه ميفرمايند: «در مبارزه با خرافات شجاع باشيد. البته خرافه چيست؟ خود اين مهم است. بعضيها هستند كه حقايق ديني را هم به عنوان خرافه انكار ميكنند. ما كاري با آنها نداريم. آنچه كه با كتاب و سنت متقن و معتبر ثابت شده، از دين است؛ چه حالا عقول بپسندند يا نپسندند. از اين حمايت و دفاع كنيد. آنچه كه با دليل معتبر، ثابت نشده است و با مباني و اصول ديني معارضه ندارد، درباره آن ساكت بمانيد. آنچه كه با يكي از اصول ديني معارضه دارد و مدرك معتبري ندارد، ردش كنيد. اين ميشود خرافه، و معيار خرافه اين است. امروز، مدعيان ارتباط با امام زمان (عج) و ارتباط با غيب، به شكلهاي مختلف، در جامعه كار ميكنند. البته همه اينها نشانه اين است كه گرايش به دين، يك عنصر اصلي در زندگي مردم است. مردم به مسائل ديني علاقه دارند كه آدم خرافهساز ميرود، خرافه درست ميكند؛ چون آن كالاي اصلي در اختيارش نيست، كالاي تقلبي را به ميدان ميآورد تا اينكه مردم را جذب كند. اين نشانه گرايش مردم به دين است. اما خوب، اين خطرناك است. در مقابله با خرافات و آن چيزهايي كه از دين نيست، شجاع باشيد و بگوييد. ملاحظه اينكه حالا ممكن است كسي بدش بيايد يا ممكن است چه بكند، نكنيد؛ كه غالباً در مواردي انسان متأسفانه ميبيند كه اين مراعاتها هست.»