
اين روزها اوضاع منطقه بسيار عجیب شده و عربستان سعودي با تمام قدرت در حال بسيج كردن متحدان خود براي مقابله با ايران است.
شايد جديترين آن را بتوان اتفاقات رخ داده در پي اعدام شيخ نمر دانست كه سبب شده است اين كشور ارتباط خود را با ايران قطع كند. از سوي ديگر به نظر ميرسد با وجود تلاش اين كشور ديدگاههاي جهاني نسبت به اين اقدام سعودي به شدت منفي است و بسياري از نشريات غربي در حال زير سؤال بردن اقدامات عربستان به عنوان يك رژیم ضدانساني هستند. به عنوان مثال نشريه پوليتيكو در يكي از مقالات خود با اشاره به تفاوتهاي ايران و عربستان آورده است: عربستان سعودي يك كشور سركوبگر است و از حاميان اصلي داعش، القاعده و طالبان به حساب ميآيد.
در بخش ديگري از اين مقاله آمده است: ايران از اين گروههاي تروريستي نفرت دارد زيرا آنها خواستار كشتار شيعيان هستند اما عربستان از آنها حمايت ميكند. سعوديها به دليل نفرت از ايثار و از خودگذشتي بسيار بدنام هستند. آنها اتباع خارجي را به استخدام درميآورند تا كارهاي روزمره آنها را انجام دهد. كمتر سعودي پيدا ميشود كه زندگي خود را به خاطر كشورش به خطر اندازد. براي جنگ يمن، عربستان سعودي صدها مزدور از كلمبيا را به كارگرفت.
نكته جالب اينجاست كه با بالا گرفتن اين درگيريها ايران يك انتخابات مهم نيز در پيش دارد؛ انتخاباتي كه قرار است در آن نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان انتخاب شوند؛ انتخاباتي كه ميتواند در شرايط فعلي منطقه بسيار تأثيرگذار و حياتي باشد.
شايد در اين ميان نكته اصلي اينجا باشد كه نظام جمهوري اسلامي ايران در بين نظامهاي منطقه تنها نظامي است كه بر اساس مردم سالاري ديني در منطقه اداره ميشود.
در اين ميان عربستان نظامي است كه حتي در آن زنان نيز حق رانندگي ندارند و تنها انتخابات مهم اين منطقه نيز محدود به انتخاباتهاي شهرداري است كه همه چيز در آن بر اساس نظام قبيلگي تعيين ميشود. از سوي ديگر ساير كشورهاي عربي نيز وضعي بهتر از این ندارند و تمام آنها بر اساس حكومتهاي پادشاهي مطلقه اداره ميشود.
كويت، امارات، قطر و بحرين همگي كشورهايي هستند كه در رتبه بندي منطقهاي بدترين وضعيت را دارند و به هيچ عنوان نميتوان از آنها انتظار اين را داشت كه حتي به سادهترين قواعد كار حزبي نيز معتقد باشند. در سوي مقابل ايران قرار دارد كه تقريباً در هر سال يك انتخابات برگزار كرده است، در تمامي آنها اين مردم بودهاند كه به كانديداهاي خود رأي دادهاند. حالا بايد ديد نقش انتخابات در اين هياهو كجاست و چگونه ميتواند در افزايش اعتبار بينالمللي ايران نقش بازي كند.
آتشي كه مهار شده است
شايد نگاهي كوتاه به آتشي كه امروز در منطقه غرب آسیا افروخته شده است، اهميت امنيت مستقر در ايران را به خوبي نشان دهد. در حالي كه گروهك داعش مرزهاي خود را در عراق و سوريه گسترانده است و به مدد كمكهاي اطلاعاتي و مالي برخي كشورهاي منطقه همچون تركيه و عربستان سعودي در حال تازيدن است، ايران به عنوان اصليترين معارض با داعش و همچنين گروههاي تروريستي همچون جبهه النصره و احرار الشام در كمال امنيت به سر ميبرد.
اين امنيت راهبردي مهمترين دارايي ايران براي مقابله با اوضاع نابسامان موجود در خاورميانه است كه حتي به شهادت كارشناسان و تحليلگران خارجي از زمان جنگ جهاني اول و فروپاشي امپراتوري عثماني سابقه نداشته است. گروههاي تروريستي هر روز در حال تلاش براي بر هم زدن اين امنيت هستند، اما در اين ميان دستگاههاي اطلاعاتي نظام جمهوري اسلامي ايران از توانمندي مناسبي براي واكنش به هرگونه شيطنت برخوردارند و تمامي عملياتهاي گروههاي تروريستي چه در غرب و چه در شرق كشور را به طور كامل خنثي كردهاند.
طبيعي است كه در چنين حالتي اين تسلط ناشي از استحكام دروني نظام جمهوري اسلامي در حوزه ثبات مردمي است كه توانسته چنين فضايي را براي دستگاههاي امنيتي كشور فراهم كند. نميتوان فراموش كرد كه در روزهاي فتنه 88 و پس از آن در سايه ناآرامي در تهران دستگاههاي اطلاعاتي غربي به شدت فعال شده و زمينه ترورهاي مداوم را به خصوص در مورد دانشمندان هستهاي كشور فراهم كردند.
بسياري بر اين باورند در اين فضا بود كه رژيم صهیونيستي اين فرصت را پيدا كرد كه دست به عمليات تروريستي در داخل ايران بزند و زمينه را براي ايجاد رعب و وحشت در بين دانشمندان داخلي فراهم كند. از اين رو اولين نكته و دستاوردي كه از انتخابات حاصل ميشود، افزايش ثبات و استحكام داخلي كشور است چراكه در غير اين صورت ميتوان انتظار داشت انتخابات عملا از يك فرصت به يك تهديد تبدل شود و تمام دستاوردهاي نظام در حوزه حفظ امنيت كلي كشور را با مخاطره روبه كند.
اين مهم در صورتي روي ميدهد كه گروههاي سياسي كشور و كنشگران عرصه انتخابات قانون را به عنوان زمين بازي در نظر گرفته و از هر گونه رفتاري كه خارج از اين زمين بازي انجام شود خودداري كنند. اولين نكته در اين حوزه نداشتن نگاه صفر و يك به انتخابات از سوي فعالان انتخاباتي است چراكه در غير اين صورت خطر بر هم خوردن اين توازن در داخل كشور وجود دارد، بههمين دليل است كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني اخير در جمع ائمه جمعه بر سلامت انتخابات تأكيد كردند و اين مسئله كه برخي در نزديكي موعد برگزاري انتخابات شروع به مطرح كردن برخي سؤالات در رابطه با سلامت انتخابات ميكنند را يك مرض بد ميشمارند، از اين رو مهمترين نكتهاي كه بايد در شرايط فعلي مورد توجه قرار گيرد، پرهيز از فضادادن به چنين جرياناتي است و اين نكته بايد از سوي رأي دهندگان نيز مورد توجه قرار بگيرد، چرا كه در اين صورت و در صورت بيتوجهي مردم به چنين جريانهايي زمينه برگزاري يك انتخاب خوب و بدون هر گونه حاشيهاي در داخل كشور فراهم ميشود.
نعمت امنيت و حضور حداكثري
جامعه ايراني و رأيدهندگان آن اكنون بهتر از هر زمان ديگري قدر نعمت امنيت را ميدانند. متقابلاً به طور مستقل ميتوان بحث كرد كه براي طرفهاي خارجي نيز هيچ چيز به اندازه خارج كردن ايران از فاز امنيت استراتژيك - كه مدتي است در آن قرار دارد - اهميت ندارد. اگر بنا باشد انتخابات آينده در ايران به سبب هوا و هوس يك جريان سياسي از اين وضعيت خارج شود، لازم است رأيدهندگان نيز اين نكته را مورد توجه قرار دهند كه اساساً از توجه به چنين اشخاص و چنين جريانهايي دور باشند.
نكته ديگري كه در اين رابطه بايد مورد توجه قرار گيرد، حضور پر شور در عرصه انتخابات است كه مورد تأكيد مقام معظم رهبري نيز قرار گرفته است.
حضرت آيتالله خامنهاي در همين ديدار با تأكيد بر حضور حداكثري ملت در انتخابات پيش رو گفتند: هرچه حضور مردم بيشتر باشد استحكام و اعتبار نظام و كشور بيشتر ميشود و بههمين دليل هميشه بر حضور هرچه بيشتر مردم تأكيد كردهايم و اينبار نيز بر اين مسئله اصرار ميورزيم چراكه نظام متكي بر عواطف، خواستها و انتخاب مردم است.
پاسخي كه بايد به سعوديها داده شود
با در نظر گرفتن تمام اين جوانب ميتوان به اين نكته رسيد كه برگزاري يك انتخابات شكوهمند در شرايط فعلي علاوه بر اينكه بر اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران ميافزايد، ميتواند پاسخ محكمي به فعاليت عربستان سعودي به ايران محسوب شود.
اين نكته زماني مهمتر ميشود كه ساختار خشن و بيهويت اين كشور را در نظر گرفته و بدانيم برگزاري يك انتخابات پر شكوه بهترين نمايش قدرت در برابر نظام خشن و بيمنطق سعودي است.