سالگرد جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که با نام «روز شهدای اقتدار و اتحاد ملی» گرامی داشته میشود، نقطه عطفی تعیینکننده در مسیر تضمین بقای جمهوری اسلامی و ارتقای جایگاه ایران در سطح منطقه و جهان است.
جنگ ۱۲ روزه آغاز رونمایی از قدرت درونی ایران در مواجهه مستقیم با ابرقدرت ادعایی نظامی یعنی امریکا و شریک شرورش رژیم صهیونیستی بود؛ قدرتی که در جنگ رمضان به طور عینیتری نمایان شد. یک سال پیش در چنین روزی، امریکا و رژیم صهیونیستی با حداکثر ظرفیت لازم و در قالب یک جبهه مشترک، جنگی با طراحی مدتدار را علیه ایران با اطمینان به اینکه به زودی به نتیجه خواهند رسید، آغاز کردند.
جنگ ۱۲ روزه در پی یک تصمیم آنی در کاخ سفید به وقوع نپیوسته بود. ترامپ بعد از بمباران مراکز هستهای اذعان کرد که خلبانان امریکایی هر ساله و طی ۲۲ سال برای اجرای چنین عملیاتی در خاک ایران تمرین کرده بودند.
امریکا و رژیم صهیونیستی تصور میکردند که با ضربات برقآسا و ترور فرماندهان نظامی ارشد کشور، شبکه فرماندهی به یکباره از هم میپاشد و جمهوری اسلامی نیز قادر به پاسخ جدی نخواهد بود. اما ایران با وجود غافلگیری، توانست قوای رزمی و سیاسی خود را فوراً سازماندهی کند و بازآرایی صفوف نظامی و با اتکا به انسجام ملی و حمایت مردمی نتیجه جنگ را به نفع خود جابهجا کند. همانطور که رهبر شهید انقلاب فرمودند: «در جنگ دوازدهروزه، ملت ایران هم امریکا را شکست داد هم صهیونیستها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دستِ خالی برگشتند. این شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند، اما دست خالی برگشتند، یعنی به هیچکدام از هدفهای خودشان نرسیدند.»
آنها در جنگ ۱۲ روزه تصور میکردند که با این حملات توان آفندی راهبردی ایران یعنی توان موشکی و پهپادی و صنعت هستهای را نابود کرده و با فروپاشی ساختار اجتماعی ایران مقدمات سرنگونی حکومت را فراهم میکنند. اما در عمل عکس آن رخ داد، ایران با حملات موشکی و پهپادی و گذر موفقیت آمیز از چتر تدافعی ادعایی علیه سرزمینهای اشغالی و ایجاد ویرانیهای بسیار در تل آویو، قدرت شکست ناپذیر ایران را به همگان نشان داد. روزنامه انگلیسی تلگراف در گزارشی از منطقه «حولون» در جنوب تلآویو، مقیاس ویرانی را چنان شدید توصیف کرد که «بسیاری از روی عکسها آن را با غزه اشتباه میگیرند.»
جنگ ۱۲ روزه، سکوی پرتاب جنگ رمضان
از عوامل موفقیت راهبردی ایران در جنگ رمضان، پیروزی در جنگ ۱۲ روزه، کسب تجارب غنی از چگونگی جنگ و شناخت تاکتیکی و راهبردی از نقشه راه دشمن، تدوین راهبرد متناسب با این نقشه راه برای تجدید رویارویی و همچنین نمود بخشی از قدرت نظامی ایران به دشمنان است. ایران با تکیه بر دستاوردهای جنگ ۱۲ روزه، پاسخ خود به حملات امریکا و رژیم صهیونیستی را بر اساس قواعد اعلامی رهبر شهید انقلاب در قالب جنگ منطقهای آغاز کرد و ضربات کاری و ناباورانهای به منافع امریکا در منطقه ایجاد کرد، به طوری که حتی ترامپ را مجبور کرد با تأکید بر «بزرگترین غافلگیری» اعتراف کند که «هیچکس فکر نمیکرد عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، یا کویت یا بحرین مورد اصابت موشکهای ایرانی قرار بگیرند.»
از طرف دیگر، شکست متجاوزان و نمایش داراییهای نظامی و اثبات توانمندیهای عملیاتی ایران برای ایجاد ضربه به دشمن در جنگ ۱۲ روزه، توانست محاسبات امریکا را آشفته و آن را برای استفاده از تمام ظرفیت ممکنه سیاسی و نظامی برای جنگ دوم در اسفند ماه ترغیب کند.
با وجود این دشمن، در جنگ رمضان به مراتب پیروزیها و ایجاد جبهههای جدید توسط ایران همچون بستن تنگه هرمز، شکستهای ممتدی را پشت سر هم متحمل شد و ناچار از دیگر متحدانش کمک خواست، هر چند آنها برای رهایی از پیامدهای جنگ با ایران به او پاسخ ندادند و وی را همراهی نکردند.
ترامپ پس از ناکامیهای مکرر برای باز کردن تنگه هرمز و بیتوجهی شرکایش، از اعضای ناتو اینگونه درخواست حمایت کرد که «متحدان ناتو باید وارد شوند و به ما برای خروج از این معضل کمک کنند، چون آنها بیشتر از امریکا به نفتی که از تنگه هرمز میگذرد وابستگی دارند.»
بر این اساس، جنگ رمضان یک جنگ تمامعیار نظامی میان ایران و مجموعهای از کشورها شامل امریکا و متحدانش بود و پیروزی ایران در آن، به معنای غلبه بر سایر کشورها در عرصه میدانی تلقی میشود. تردیدی نیست که دستاوردهای جنگ ۱۲ روزه، محاسبات دقیقتری را برای ایران رقم زد و از سوی دیگر نشان داد که ایران وارد لایه تعیین راهبرد جدید بازدارندگی از راه تهاجم گسترده به همه منافع امریکا و رژیم صهیونیستی است. محاسباتی که در آن، علاوه بر امریکا، سایر کشورهای دیگر نیز در بانک اهداف قرار گرفته و از نظر چگونگی پاسخ نیز، ارزیابیهای دقیق صورت گرفته است. از جمله، حملات ایران به پایگاه نظامی انگلیس در قبرس، نشام میدهد که ایران برنامه راهبردی بلندمدتی برای ضربه زدن به متجاوزان و شرکای آنها در ابعاد منطقهای و حتی فرامنطقهای تدوین کرده و در حال حاضر هم به نسبت مقتضیات زمان آن را به روز میکند.
بر همین اساس بود که سپاه پاسداران در ماه اخیر رسما و طی بیانیهای اعلام کرد که اگر دشمن بخواهد مجدد جنگ را آغاز کند، جنگ را فرامنطقهای خواهد کرد.
انسجام ملی در جنگ ۱۲ روزه
جنگ ۱۲ روزه سبب تقریب دیدگاهها در ایران و به وجود آمدن یک وحدت خودجوش در میان مردم شد و شکست میدانی متجاوزان را تکمیل کرد. امری که حتی تحلیل گران غربی نتوانستند از آن چشم پوشی کنند. نشریه امریکایی «فارین پالیسی» در گزارشی، جنگ دوازدهروزه اسرائیل علیه ایران را یک قمار شکستخورده برای بنیامین نتانیاهو توصیف کرد که به هیچ یک از اهداف خود نرسید.
این نشریه همچنین تأکید کرد که این جنگ نه تنها افسانه فروپاشی ایران در اثر حمله را از بین برد، بلکه به تقویت «وطنپرستی ایرانی» نیز انجامید.
در واقع، انسجام ملی به عنوان یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی ایران، نقش مهمی در تعیین قدرت و در نهایت پیروزی ایران ایفا کرد و سبب شکست راهبردی متجاوزان شد. از این رو، یکی از میدانهای اصلی جنگ دشمن در هم شکستن اتحاد ملی و اجرای عملیات پنهان و آشکار روانی برای دستکاری افکار عمومی و تشدید درگیریهای داخلی یا حتی ایجاد شکافهای جدید در بین مردم و نیروهای انقلابی است. دشمن اکنون تلاش میکند که با بهانههای مختلف اقتصادی، سیاسی و با برجسته کردن اختلافات نخبگان سیاسی، فضای متشنج درگیری را بر ایران حاکم کند و از این راه با تضعیف پیکره تصمیمگیری در مرکزیت نظام جمهوری اسلامی، آن را دچار تشتت آرا کند. از این رو، مسئولان در کنار تلاشها برای ترمیم قوای نظامی و ایجاد آمادگی رزمی، حفظ این عامل مهم و تعیین کننده برای ایجاد آرامش داخلی و جلوگیری از تخریب امنیت ملی را در اولویت قرار دهند.