
مهاجرت كشتيگيران ايراني به كشورهاي همسايه بايد هرچه سريعتر آسيبشناسي شود تا بيش از اين شاهد مهاجرت سرمايههاي مليمان نباشيم.
متأسفانه در سالهاي اخير برخي كشورها كه در عرصه ورزش محلي از اعراب ندارند، ورزشكاران ساير كشورها را به خدمت گرفتهاند. قطر و آذربايجان در اين راه از همه بيشتر فعال بودهاند و كشتيگيران و تكواندوكاران ما بيش از پيش مورد توجه آذربايجان قرار گرفتهاند. برخوردهاي حذفي و تصميمهاي خلقالساعه سبب ميشود ورزشكاران سرخورده شوند و عطاي كار را به لقايش ببخشند. البته آذربايجان با استفاده از ورزشكاران و مربيان ايراني در اين دو رشته به موفقيتهايي هم دست يافته است. به جرئت ميتوانم بگويم كه اگر در انتخاب كادرهاي فني و ورزشكاران عدالت رعايت شود، هم كشتيگيران و هم مربيان از سوي وزارت ورزش، كميته ملي المپيك و فدراسيون مورد كم لطفي قرار نگيرند و آيندهشان تأمين باشد، هيچ وقت از وطنشان دست نميكشند. براي آنكه سرمايههاي كشتي و ساير رشتهها را از دست ندهيم بايد بستر را براي حفظ آنها فراهم كنيم. به غير از آذربايجان ساير كشورها هم خواهان كشتيگيران ما هستند؛ كشتيگيراني كه در المپيك صاحب مدال ميشوند، جايزهاي را كه برايشان در نظر گرفته شده دريافت ميكنند، اما آنها كه مدال نميگيرند هيچ حمايتي از آنها نميشود و در حقيقت آيندهاي ندارند. اين در حالي است كه مدالآوران المپيك هم از بيتوجهيها و تأمين نبودن آينده خود ناراضي هستند! مگر قرار است چند نفر از كشتيگيران اعزامي به المپيك مدال بگيرند؟ نبايد مليپوشانمان را به اين راحتي فراموش كنيم. قطعاً براي كشتيگيران هيچ كجا بهتر از وطن نخواهد بود و آنها هم همانند ساير ورزشكاران ايراني به وطنمان عرق دارند، اما اين مسئله بايد دو طرفه باشد. نخبههاي ورزش سلامت، خانواده و جواني خود را براي موفقيت ورزش ايران ميگذارند به اين اميد كه اول از همه مورد توجه معنوي و پس از آن حمايت مادي قرار گيرند.
غلام محمدي/کارشناس کشتی