جوانآنلاين: استفان زونس استاد برجسته علوم سیاسی در دانشگاه سان فرانسیسکو در آمریکا است. او مطالعات زیادی در حوزه مسائل غرب آسیا داشته است و از این رو کرسی تدریس او و نظریات کارشناسی وی همواره مورد توجه جدی توسط دستگاه سیاست خارجه آمریکا قرار می گیرد. زونس در یک آسیب شناسی از عملکرد سیاست خارجی کشورش در برابر برخی از تحولات جهانی، از آنها تحت عنوان سیاست دوگانه یاد می کند و این روش را مغایر با ادعای دموکراسی خواهی دولت مردان آمریکایی قلمداد می کند. «آمریکا نگران قدرت گرفتن یک جریان فرقه ای خاص در بحرین (شیعیان) است. از سوی دیگر، آمریکا از این بیم دارد که یمن به پناهگاه امن القاعده تبدیل شود. اما آمریکا نمی تواند به حمایت خودش از حکام این دو کشور ادامه بدهد؛ بلکه باید خودش را برای پذیرفتن استقرار دموکراسی بیشتر در یمن و بحرین آماده کند. هر چه دموکراسی در این کشورها بیشتر ریشه بگیرد به همان نسبت، میزان حمایت از جریان های افراطی همانند سازمان القاعده کاهش خواهد یافت.»
تمدن غرب سابقه ای طولانی در ارائه ادبیات شیک همراه با وعده های رفاهی و آزادی طلبی دارد. آنها پس از قرون وسطی و با گسترش تکنولوژی های جهان گردی، سرزمین های دیگر را به نام برقراری صلح و آزادی به تسخیر در می آوردند و بومیان مناطق مختلف جهان از شرق تا غرب را به نام آزادی قتل عام می نمودند. کارل بورمان در کتاب افلاطون یکی از این نمونه توحش مدرن که توسط اسپانیایی ها صورت گرفت را این گونه توصیف می کند: «در واپسین سال های سده پانزدهم میلادی، ایزابلا ملکه خونریز کاستیل به همراه شوهرش فردیناند، شاه آراگون، سپاهی عظیم را به سوی آخرین بقایای دولت های مسلمان اندلس به حرکت در آورد. مورخین می نویسند او کشتزارها را پایمال کرد و پس از غارت و تخریب روستاها، شهر مالقه (مالاگا) را چنان به محاصره گرفت که به گفته ویل دورانت مردم اسب ها و سگ ها و گربه هایی را که در شهر یافت می شد، کشتند و خوردند و سپس از گرسنگی، ده ها و صدها تن جان سپردند. مهاجمان پس از فتح شهر 12 هزار نفر از سکنه را به بردگی گرفتند. هفت ماه پس از این واقعه یک ماجراجوی ایتالیایی به نام کریستف کلمب از سوی ایزابل و فردیناند راهی سفری دور و دراز شد تا گنجینه افسانه ای هند را غارت نماید.»
کلمب نیز دعوی تمدن، نوآوری و آزادی را داشت و همانند پادشاه آراگون خونریزی و جنایت را در سرزمین جدید یعنی قاره آمریکا علیه سرخپوستان به نمایش گذاشت. نگاه سیاست مدار غربی بر خلاف دولت مردان کنونی جمهوری اسلامی ایران، تحمیل دموکراسی بر مردم است. آنها دموکراسی را بر مبنای تامین منافع شخصی خود تعریف کرده و با هر وسیله ای که در توان دارند، حتی با جنگ، آن را به افکار عمومی مورد نظر خود تحمیل می کنند اما در جمهوری اسلامی ایران مقام اول اجرایی کشور در اختیار فردی قرار می گیرد که صریحا اعلام می کند مردم را نباید به زور به بهشت فرستاد. کافران آنگونه که به کفر خود ایمان دارند، در میان مسلمانان اراده های ستودنی کمتر یافت می شود.
زونس معتقد است در دوره کنونی، آمریکا نمی تواند همانند دهه شصت یا هفتاد میلادی از قدرت نظامی برای سرکوب دموکراسی واقعی استفاده کند. اتفاقی که در ویتنام رخ داد و به شکست انجامید با پرونده کشورهایی نظیر سوریه، عراق، یمن و بحرین متفاوت است. نقش کلیدی رسانه در عصر حاضر به دولت های غربی اجازه نمی دهد همانند گذشته مسیر استعمار را ادامه بدهند. زونس معتقد است: «اگر آمریکا سیاست های خودش را تغییر ندهد بار دیگر مرتکب اشتباه تاریخی خواهد شد؛ زیرا در کنار جریان های دموکراسی خواهی نخواهد بود. باراک اوباما در آغاز دوران ریاست جمهوری اش وعده هایی در حمایت از دموکراسی مطرح کرد اما عملا به نظر می رسد که متأسفانه حاضر شده است به وضع موجود در کشورهای عربی تن در بدهد اوباما در خصوص حکام این کشورها با عملگرایی برخورد می کند به این معنا که وضع موجود آنها را می پذیرد.»
دموکراسی تحمیلی غرب امروز برای سوریه در حال رقم خوردن است. محاصره مالقه (مالاگای کنونی) و غرناطه (گرانادای کنونی) در اسپانیای قرن 15 میلیادی امروز در حلب و رقه جریان پیدا کرده است. غرب از یک سو انتخاب قانونی بشار اسد برای ریاست جمهوری سوریه را نمی پذیرد و از سوی دیگر برای مردم بحرین حق رای برای انتخاب سرنوشت خود را قائل نیست.
این سیاست های دوگانه کشورهای غربی و نهادهای بین المللی به شدت بر روی افکار عمومی جهان با استفاده از ابزارهای نوین اطلاع رسانی تاثیر می گذارد و فشار زیادی بر سیاست های دولت مردان تحمیل می کند. اگر دولت فرانسه به خود اجازه می دهد تا در دو مقطع سال های 2011 و 2013 به قلب آفریقا و مالی لشکر کشی نماید، تحت فشار افکار عمومی سرانجام پس از حملات تروریستی پاریس مجبور می شود حتی به ظاهر برای دفاع از حکومت سوریه دست به همکاری نظامی بزند.
امروز وقتی خبر کشتار هزار مسلمان در نیجریه روی خروجی رسانه های خبری قرار می گیرد، تصمیمی از جانب دولت فرانسه برای دفاع از حقوق شهروندی و دموکراسی در نیجریه گرفته نمی شود اما در سال 2013 پس از آنکه یک سال از درگیری های فرقه های مذهبی در جمهوری آفریقای مرکزی، مستعمره پیشین فرانسه گذشت، سازمان ملل به نظامیان فرانسه اجازه مداخله در این کشور آفریقایی را صادر کرد. این کشور در سال 1960 به استقلال رسیده و توانسته است از استعمار فرانسه رها شود. مداخله جدید فرانسه در آفریقای مرکزی در طول چند ماه موجب کشتار صدها مسلمان در این کشور توسط نظامیان فرانسوی می شود زیرا آفریقای مرکزی دارای معادن سرشاری از الماس و فلزات گرانبها است.
آبراهام لینکلن رئیس جمهور آمریکا در سال 1864 در یک سخنرانی در بالتیمور آمریکا می گوید: «جهان هیچ گاه تعریف خوبی از کلمه آزادی نداشته است. در استعمال کلمه ای واحد ما چیز واحدی را اراده نمی کنیم.» موریس کرنستون مورخ معاصر انگلیسی نیز معتقد است «نه یک آزادی بلکه آزادی های بسیار هست و آنها همان اندازه گوناگونند که در قیود، موانع و باورها تفاوت وجود دارد.»
آمریکا وقتی می گوید ما برای عراق و افغانستان دموکراسی می آوریم، طبق منطق لینکلن این ادعا را باید به صورت دیگری تفسیر کرد. برقراری صلح با ابزار جنگ در عراق و افغانستان معادل کشته شدن یک میلیون غیر نظامی در طول کمتر از ده سال است. همین طور زیر سوال بردن دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران توسط دولت های غربی باز هم طبق نظریه لینکلن به گونه دیگری تعبیر می شود. چراکه سکوت غربی ها در برابر مصادیق عینی نقض حقوق بشر در کشورهای همسو با منافع آنها در عمل حسن نیت آنها را نزد افکار عمومی مخدوش کرده است و این روند در نهایت طبق نظر شهریار زرشناس موید بحران دموکراسی در تمدن غرب خواهد بود. سکوت در برابر کشتار غیر نظامیان در یمن توسط نیروهای نظامی سعودی و اماراتی به معنای قرار گرفتن فلسفه غرب در تنگنای واقعیت هاست. زرشناس معتقد است تمدن غرب که در دهه های اخیر کوشید مکتب لیبرال دموکراسی را به عنوان نسخه نهایی سعادت بشر معرفی نماید با بحران انحطاط مواجه شده است. وی یکی از نشانه های این بحران را تنزل شدید مشارکت های مردمی در تحولات سیاسی کشورهای غربی معرفی می کند. میزان پایین آرای شرکت کنندگان در انتخابات کشورهای غربی نشان از سلب اعتماد عمومی و در نتیجه کاهش مشروعیت نظام های حاکم خواهد بود.
آسیب شناسی این تفکر غرب در نهایت به مرحله انقطاع انسان غربی از وحی منتهی می شود. بحران دموکراسی به معنای آن است که غرب از پایان قرون وسطی زمین را از آسمان جدا کرد و مبنای حیات را اصالت لذت جویی انسان قرار داد. جان لاک به عنوان پدر لیبرال دموکراسی تئوری خود را بر همین مبنا شکل داد و انسان غربی مسافر سفری شد که در آن خداوند تعریفی نشده است و برای دست یافتن به هدف هیچ چیز ضد ارزش محسوب نمی شود.