کد خبر: 761702
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۲
سياست دولت آلمان در موضوع سوريه يك نمونه آشكار و روشن از نحوه رفتار كشورهاي غربي بر سر بحراني است كه بيش از پنج سال طول كشيده و نتيجه آن صدها هزار كشته و زخمي و ميليون‌ها نفر آواره است. اين رفتار دو وجه متناقض دارد
رحمان نعيمي
سياست دولت آلمان در موضوع سوريه يك نمونه آشكار و روشن از نحوه رفتار كشورهاي غربي بر سر بحراني است كه بيش از پنج سال طول كشيده و نتيجه آن صدها هزار كشته و زخمي و ميليون‌ها نفر آواره است. اين رفتار دو وجه متناقض دارد؛ يك وجه آن نوعي همكاري با دولت و ارتش يا دستگاه‌هاي اطلاعاتي آن است كه البته كشورهاي غربي به هيچ وجه تمايلي به رسانه‌‌اي شدن اين وجه ندارند. وجه ديگر اين رفتار به صورت مخالفت سرسختانه غربي‌ها با دولت و ارتش سوريه انجام مي‌گيرد كه با حمايت مالي- تسليحاتي از گروه‌هاي معارض در داخل سوريه طي اين سال‌ها دنبال مي‌شد. هر چند غربي‌ها همچنان سعي دارند تا بر وجه دوم از اين رفتار اصرار بكنند اما شرايط منطقه رفته رفته اوضاع را به جايي رسانده كه آنها را ناچار به در پيش گرفتن وجه نخست كرده است. به نظر مي‌رسد هرچه پرونده سوريه در مدار گفت‌وگوهاي بين‌المللي  بر مبناي قطعنامه 2254 شوراي امنيت پيش برود، كشورهاي غربي هم ناچار به دنبال كردن وجه نخست از اين رفتار هستند و با بي‌ميلي مجبورند از اهداف وجه دوم چشم‌پوشي بكنند.

   همكاري‌هاي پنهاني
روزنامه آلماني بيلد در گزارش اخير خود خبر از همكاري سرويس اطلاعاتي آلمان (BND) با نهادهاي امنيتي سوريه داده و اينكه مقام‌هاي ارشد آلماني طي روزهاي گذشته سفرهاي فشرده‌اي را به دمشق و ديدار با همتايان ارشد سوري خود داشته‌اند. بيلد هدف اين همكاري و موضوع ديدارهاي انجام شده را مربوط به تبادل اطلاعات بين دو طرف دانسته‌ تا اينكه آلمان بتواند از اين اطلاعات براي نحوه حضور نظامي خود در ائتلاف ضد داعش استفاده بكند و سرويس اطلاعاتي آلمان مايل به «باز نگه‌داشتن راه‌هاي مراوده با نظام سوريه است تا در صورت نياز بتواند در سوريه فعاليت عملي داشته باشد». يك مورد مشخص از فعاليت عملي عبارت است از پرواز جنگنده‌هاي آلماني بر فراز خاك سوريه كه از نظر مقام‌هاي آلمان اهميت خاصي دارد زيرا در صورت سقوط جنگنده‌هاي آنها تنها با كمك نهادهاي امنيتي سوريه است كه مي‌توانند از وضعيت خلبان‌ها مطلع شده يا حتي اينكه نحوه كمك به آنها هم تنها با كمك اين نهادها ممكن است. طبيعي است كه دولت آلمان بعد از تصويب عمليات نظامي خود در سوريه توسط پارلمان به فكر راه‌هاي عملي امن باشد و گزينه اصلي هم در همكاري دولت، ارتش و نهادهاي امنيتي سوري است اما نكته برجسته اين گزارش در استقرار مأموران سرويس اطلاعات آلمان در سفارت اين كشور در دمشق است. لازم به يادآوري است كه آلمان بعد از مارس 2011 هماهنگ با جبهه غربي- عربي ضد سوريه سفارت خود را در دمشق به بهانه نبود امنيت تعطيل كرد اما حالا و با استقرار مأموران امنيتي آلمان در سفارت اين كشور در دمشق بايد گفت كه اين سفارت به نوعي فعاليت خود را از سر گرفته و اين كار به نحوي پيش‌درآمد دولت آلمان براي بازگشايي سفارت خود در دمشق است. نكته قابل توجه اين است كه مقام‌هاي آلماني در مورد گزارش بيلد اظهار نظري نكرده‌اند و تنها بروكهارد ليشكا، كارشناس امور امنيتي حزب سوسيال دموكرات آلمان، احتمال چنين همكاري‌هايي را بعيد ندانسته است. به عبارت ديگر، مقام‌هاي ارشد آلماني در حالي دنبال همكاري با نظام سوريه هستند كه نمي‌خواهند آن را علني بكنند و حتي در ظاهر امر هم سعي به تكذيب اين موضوع دارند چنان كه بعد از مصوبه پارلمان آلمان، معاون صدراعظم اين كشور از عدم همكاري با ارتش سوريه گفت.

   شكاف استراتژيك
همكاري پنهاني آلمان با نهادهاي امنيتي سوريه دلالت بر وجه نخستي دارد كه در آن اولويت قبلي از سقوط نظام سوريه كنار گذاشته شده و مبارزه با تروريسم در اين كشور اولويت اصلي شده است. در واقع، جنگ سوريه در حدود پنج سال گذشته باعث شده تا اولويت‌هاي غرب هم در قبال آن تغيير كند. اگر غرب از ابتداي اين جنگ در مارس 2011 اولويت اصلي را بر سقوط نظام سوريه گذاشته بود و كار را با تسليح و حمايت مالي از گروه‌هاي تروريستي پيش مي‌برد، از دو سال قبل به اين سو متوجه شده كه اين روند تنها به تقويت گروه‌هاي تروريستي منجر شده و آرزوي سقوط نظام سوريه قابل تحقق نيست. توجه به اين موضوع باعث شد تا به تدريج شكافي استراتژيك در موضع كشورهاي غربي نسبت به اين جنگ ايجاد بشود. يك نمونه روشن از اين شكاف در شوراي امنيت ملي امريكا اتفاق افتاد. استيو سيمون مسئول امور خاورميانه در شوراي امنيت ملي امريكا بود كه در كنار رابرت مالي، عضو ارشد شوراي امنيت ملي و فيليپ گوردون، هماهنگ‌كننده امور خاورميانه‌اي امريكا، همواره در مورد سياست تهاجمي واشنگتن نسبت به نظام سوريه هشدار مي‌داد و معتقد بود كه اين سياست موجب ايجاد خلأ قدرتي در سوريه مي‌شود كه در نتيجه، گروه‌هاي تروريستي بر اين كشور مسلط مي‌شوند. جالب اينجا است كه همين سيمون كسي بود كه در ابتداي 2012 رياست اتاق عمليات امريكا عليه سوريه را به عهده داشت كه وظيفه‌اش ايجاد مراكز آموزش و مسلح كردن معارضان سوري و ايجاد گذرگاه امن ورود به سوريه براي آنها بود. اختلاف نظر او با افرادي مثل سامانتا پاور، نماينده فعلي امريكا در سازمان ملل، باعث شد تا او از ابتداي دور دوم رياست جمهوري اوباما كاخ سفيد را ترك كند اما گذر زمان نشان داد كه تجربه و شناخت او از وضعيت خاورميانه و به خصوص كشور سوريه درست بوده است. حالا بر اساس گزارش پايگاه خبري بلومبرگ، او سفري مخفيانه به سوريه داشته و حتي با شخص بشار اسد، رئيس‌جمهور سوريه، ديدار و گفت‌وگو هم كرده است. هر چند گفته شده سفر او به عنوان كانال ارتباطي امريكا با سوريه نبوده و او بنا بر تصميم شخصي خود به دمشق رفته اما با توجه به نفوذ و روابط او در حاكميت امريكا نمي‌توان اين سفر را تنها يك تصميم شخصي و بدون ارتباط با نهادهاي امنيتي امريكا دانست.

   گزينه‌هاي غرب
قرار است در ابتداي سال نو ميلادي(2016) مذاكره بين دولت و معارضان سوري انجام بشود و وليد معلم، وزير خارجه سوريه، هم آمادگي كشورش براي شركت در اين مذاكرات را اعلام كرده و تنها گفته كه منتظر فهرست گروه‌هايي است كه اجازه شركت در اين مذاكرات را ندارند. اين مذاكرات محصول سه دور مذاكرات بين‌المللي در ژنو و نيويورك و قطعنامه شوراي امنيت است تا در نخستين گام مذاكرات انجام شود و در روند اين مذاكرات چارچوب تشكيل دولت وحدت ملي مشخص بشود. حالا بايد ديد گزينه غرب در قبال اين روند چيست و اينكه غرب در ادامه كار از چه گزينه‌هايي استفاده مي‌كند. جان كري، ‌وزير خارجه امريكا، بعد از ديدار با ولاديمير پوتين، رئيس‌جمهور روسيه، در نيمه دسامبر گفت كه مردم سوريه بايد درباره بشار اسد تصميم بگيرند. اين يك چرخش تمام عيار از سوي امريكا بود كه بايد گفت متحدين غربي او و به ويژه كشورهاي بريتانيا، ‌فرانسه و آلمان هم كم و بيش همين جهت را دنبال مي‌كنند هر چند حاضر نباشند به اين صراحت بگويند. شايد به همين جهت است كه آلمان از هم اكنون به فكر افتاده تا به صورت مخفيانه هم شده از سفارت خود در دمشق گردگيري بكند اما باز نبايد فراموش كرد كه غرب به طور كلي از سقوط نظام سوريه نااميد شده است. بايد گفت كه امريكا و متحدين غربي‌اش هنوز هم آرزوي سقوط نظام سوريه را دارند اما واقعيت خطرناكي به نام داعش و ديگر افراطي‌هاي تروريست در سوريه باعث تغيير اولويت آنها شده و گزينه‌هاي آنها را محدود به مبارزه با اين واقعيت كرده است. از اين رو، اين كشورها ديگر چاره‌اي ندارند تا با پذيرفتن نظام سوريه و قدرت اين كشور به عنوان مهم‌ترين تكيه‌گاه در مبارزه با داعش، نحوه همكاري خود با آن را تعريف كنند و اقدام سرويس اطلاعاتي آلمان يا سفر استيو سايمون به دمشق را بايد در همين جهت ارزيابي كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار