کد خبر: 759542
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۹
استانداردهاي دوگانه تجديدنظرطلبان در قبال حوادث مشابه
بسيار اتفاق افتاده است كه جريان تجديدنظرطلب در طول سال‌هاي حيات خود براساس اهداف حزبي، برخوردي متناقض در قبال پديده‌هاي مشابه داشته باشد كه مصاديق آن كم هم نيست.
بسيار اتفاق افتاده است كه جريان تجديدنظرطلب در طول سال‌هاي حيات خود براساس اهداف حزبي، برخوردي متناقض در قبال پديده‌هاي مشابه داشته باشد كه مصاديق آن كم هم نيست. اساساً براي رهبران اين جريان هدف وسيله را توجيه مي‌كند به گونه‌اي كه چنانچه حادثه‌اي تلخ و غير انساني روي دهد و برجسته كردن آن برخلاف مصالح جناحي اين حزب باشد، رسانه‌ها و شخصيت‌هاي وابسته به اين طيف بايد كنج سكوت و عزلت گرفته و ساده و بي‌تفاوت از كنار آن حادثه بگذرند، در مقابل چنانچه حادثه‌اي كم اهميت و به مراتب ساده‌تر روي دهد كه پرداختن به آن، اهداف و نيازهاي پدرخوانده‌هاي اين طيف را برآورده مي‌كند، تمام ملازمان اين جريان موظف مي‌شوند در اشكال متفاوت و متنوع آن موضوع را برجسته كرده و آن را به دغدغه نخست جامعه تبديل كنند.
اساساً پرداختن به مطالبات اصلي جامعه يك مسئله فرعي و دست دوم براي رهبران تجديدنظرطلب است و آنچه نقش اول را ايفا مي‌كند اهدافي است كه وابستگان به مدعيان اصلاح‌طلبي را به قدرت نزديك مي‌كند و مي‌تواند آن را به شرايط محقق نزديك كند. براي همين است كه از دو سال پيش تاكنون رسانه‌هاي زنجيره‌اي اين جريان به جاي پرداختن به مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم، تمركز خود را بر پيروزي در انتخابات پيش رو گذاشته و با معرفي نامزدهاي احتمالي و تطهير فتنه‌گران، صداي رقابت‌هاي زودهنگام انتخاباتي را به صدا درآورده‌اند.
      
در حالي شاهد هستيم جماعت تجديدنظرطلب به دنبال پيگيري اهداف بالادستي خود هستند كه در مقابل جامعه مطالباتي را دنبال مي‌كند كه 180 درجه با انديشه و خواسته‌هاي اين جريان در تضاد است كه مي‌توان از آن تحت عنوان «تضاد اصلاحات با جامعه» ياد كرد. در اين تناقضات گاه‌ تئوريسين‌هاي طيف مدعي اصلاح‌طلبي تلاش مي‌كنند از بسياري از اتفاقات مورد احترام و تكريم مردم چشم‌پوشي كرده و به سادگي در گذرند چراكه نه اولويت و دغدغه آنهاست و نه مصلحت كلان تجديدنظرطلبي حكم مي‌كند به چنين اتفاقاتي پرداخته شود.
نمونه اخير رويكرد تجديدنظرطلبان مبني بر «استانداردهاي دوگانه در قبال پديده‌هاي مشابه اجتماعي» را مي‌توان حادثه تلخ و دردناك كشتار شيعيان در نيجريه دانست كه با آنكه قريب به 300 نفر و به روایتی 500 نفر در اين حادثه كشته شده‌اند اما روزنامه‌هاي زنجيره‌اي با بي‌تفاوتي تمام از كنار اين حادثه گذشته و آن را در تيترهاي انتخاباتي زودهنگام به فراموشي سپرده‌اند، گويي كه كشته‌شدگان نه انسان بوده‌اند و نه مسلمان كه براي آنها دل بسوزانند.
در حالي قتل عام بيرحمانه و وحشيانه شيعيان اين كشور آفريقايي در رسانه‌هاي كشورهاي غربي سانسور مي‌شود كه روزنامه‌هاي زنجيره‌اي هم مشابه چنين رفتاري را انجام داده و تلاش مي‌كنند به جاي چنين موضوع مهمي به دغدغه‌هاي انتخاباتي پدرخوانده‌هاي خود بپردازند، به گونه‌اي كه نزديك به 50 تيتر انتخاباتي طي دو روز گذشته در صفحات نخست اين روزنامه‌ها درج و در آن بر جناحي شدن انتخابات خبرگان رهبري و تسخير كرسي‌هاي مجلس دهم توسط عناصر افراطي اين جناح تأكيد شده است.

به راستي اگر همين تعداد كشته – يا حتي يك پنجم آن- در يك كشور غربي نظير امريكا، انگليس و فرانسه كشته مي‌شد، جماعت تجديدنظرطلب همين برخورد را با آن داشتند و با سادگي از كنار آن مي‌گذشتند؟
چرا بايد رسانه‌ها و شخصيت‌هاي وابسته به اين طيف تا به اين حد از بروز عاطفه و انسانيت در قبال كشتار مسلمانان نيجريه يا غزه و فلسطين و لبنان عاجز باشند، آيا اتخاذ چنين رويكردي تعامل آنها با مقامات رسمي و غربي را به خطر مي‌اندازد و اهداف جناحي آنها را با چالش روبه‌رو مي‌سازد يا آنكه حمايت‌هاي مراكز غربي در آستانه انتخابات آتي – كه در انتخابات گذشته هم تكرار شده بود- از تجديدنظرطلبان با چالش مواجه مي‌شود و از ترس چنين رويدادي مجبور به سانسور فجايع نيجريه يا ساير كشورهاي مسلمان‌نشين مي‌شوند؟
 
  برخورد دوگانه ضاحيه تا پاريس
مشابه چنين رفتاري را كه به كرات از سوي تجديدنظرطلبان تكرار شده است در نمونه ديگر مي‌توان از حوادث گروه تروريستي داعش در بيروت و پاريس نام برد.
به دنبال وقوع حملات تروريستي در ضاحيه‌جنوبي جماعت تجديدنظرطلب رفتاري مشابه با مقامات كشورهاي اروپايي و امريكا داشتند و با رفتاري خونسردانه، نه تنها به كشتار مردم ضاحيه نپرداختند بلكه تلاش كردند در حد ممكن از كنار آن به سادگي بگذرند، آن هم در شرايطي كه برخي از مقامات دولتي كشورمان هم براي رفع تكليف پيامي معمولي در محكوميت اين حملات تروريستي صادر كردند. مدعيان اصلاح‌طلبي مانند مقامات امريكايي و اروپايي در برخورد با انفجارهاي ضاحيه به گونه‌اي رفتار كردند كه انگار اصلاً اتفاقي نيفتاده است.
 اين درحالي است كه وقوع چنين حملاتي در كشوري مثل فرانسه واكنش تند، عجولانه و خشمگينانه تجديدنظرطلبان – باز هم نظير مقامات اروپايي و امريكا - را به دنبال داشت.
بلافاصله پس از انتشار اخبار مربوط به حملات تروريستي پاريس، روزنامه‌هاي زنجيره‌اي به شكل ويژه‌اي به اين حوادث واكنش نشان دادند و تا روزها اين موضوع را در صفحات نخست خود پوشش خبري مي‌دادند.
مشابه چنين رفتاري را مي‌توان از باراك اوباما مشاهد كرد كه با ترتيب دادن يك نشست خبري آن را محكوم و تأكيد كرد امريكا در كنار دولت و مردم فرانسه ايستاده است.
اوباما بلافاصله پس از نشست خبري و در حالي كه قبل از وقوع حملات با فرانسوا اولاند رئيس‌جمهوري فرانسه تلفني گفت‌وگو كرده بود، مجدداً مراتب همدردي خود را به همتاي فرانسوي‌اش اعلام كرد. علاوه برآن سخنگو و وزير خارجه امريكا نيز به اين حملات واكنش نشان دادند و آن را قوياً محكوم كردند.
در انگليس نيز نخست‌وزير و وزير خارجه اين كشور با سرعت و قاطعيت هرچه بيشتر وقوع اين حملات را محكوم كردند و آنگلا مركل صدراعظم آلمان نيز همچنين.
اگرچه عمق فاجعه و شدت حملات حوادث پاريس بي‌سابقه بود اما مشابه چنين رفتاري در حملات تروريستي به مجله هتاك شارلي ابدو نيز مشاهده شد. در اين حملات كه در ژانويه 2015 رخ داد تنها 12 نفر كشته شدند اما مقامات غربي واكنشي همسطح حملات ديشب از خود نشان دادند و حتي بسياري از آنها در تظاهرات همبستگي با مردم فرانسه در پاريس شركت كردند. رسانه‌هاي وابسته به اين طيف در حادثه شارلي ابدو نه تنها اقدام اين نشريه را محكوم نكردند بلكه با درج تيترهايي از چنين رفتار توهين‌آميزي هم حمايت كردند كه نمونه‌اي از آن تيتر يك روزنامه توقيف شده مردم‌امروز بود.

   چرایی سانسور كشتار نيجريه
اگر چه سانسور كشتار شيعيان در روزنامه‌هاي زنجيره‌اي را مي‌توان به دلايل متعدد دانست اما يكي از مهم‌ترين آن را مي‌توان اين عنوان كرد كه رهبران اين جريان به خوبي مي‌دانند كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، مسلمانان بسياري در اقصي نقاط جهان به تفكر و انديشه‌هاي حضرت امام و انقلاب اسلامي متمايل شده و با تفكرات نظام سلطه به مخالفت پرداختند كه يك نمونه از آن را مي‌توان افزايش شيعيان نيجريه در طول سال‌هاي اخير و راهپيمايي آنها در حمايت از مردم فلسطين در روز قدس دانست كه با حمله نيروهاي حاكميتي مواجه شده است.
اساساً يكي از رويه‌هاي مورد قبول تجديدنظرطلبان آن است كه نشان دهند تأكيد بر مباني و گفتمان انقلاب اسلامي در عرصه كشورداري نه تنها دستاوردي را به دنبال نداشته بلكه مشكلاتي را با خود به همراه داشته است و نبايد مانند گذشته از تسلط و نفوذ چنين گفتماني در ساير بلاد اسلامي سخن به ميان آورد چراكه تأكيد بر اين وجه مي‌تواند منجر به افزايش محدوديت‌هاي غرب عليه ايران شود.
 
  تطهير استكبار
استانداردهاي دوگانه جماعت تجديدنظرطلب يك چاشني ثابت را هم همواره به همراه دارد و آن اينكه چهره نظام سلطه به هر شكل ممكن تطهير شده و اقدامات و سخنان خصمانه و گاه بي‌ادبانه مقامات اين كشورها تطهير و سانسور شود، آن هم با اهداف خاصي كه مهم‌ترين آن را مي‌توان اينگونه عنوان كرد، «مخدوش‌‌كردن الگوي مقاومت در مقابل غرب» يكي از اهدافي است كه جريان دوم‌خرداد سال‌هاست به دنبال آن بوده، آنگونه كه اين جماعت ماه‌ها قبل از برگزاري انتخابات يازدهم رياست‌جمهوري اين را به افكار عمومي منتقل مي‌كرد كه تنها عامل مشكلات معيشتي و اقتصادي مردم ديپلماسي تهاجمي و فعالانه ايران در سياست خارجه است كه در صورت تغيير در اين رويه رفتاري، گشايش فراواني در زندگي آنها اتفاق خواهد افتاد.
اين جريان در ماه‌هاي پيش با بهره‌گيري از اتفاقات بحث‌برانگيزي نظير «ديدار چهره به چهره دو رئيس‌جمهور ايران و امريكا‌» و همچنين «‌استمرار مذاكرات دو طرفه با نمايندگان نظام سلطه» تلاش دارد به جامعه اين را تلقين نمايد كه تحقق اين موارد مي‌تواند پوششي مناسب براي كاهش تحريم‌ها و ترميم چهره بين‌المللي ايرانيان به شمار آيد و اين يعني شكستن هيبت نماد مقاومت در مقابل امريكا.
«استحاله اصول و مباني سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران» هم يكي ديگر از اهداف است، به صورتي كه مهم‌ترين مؤلفه اين سياست خارجه كه همان مبارزه با استكبار و مقاومت بر سر اصول است، جاي خود را به سازش، تسليم و روابط عادي دوطرفه داده تا ديگر در سياست خارجه كشورمان نتوانيم جايي از مبارزه و مواجهه با قدرت‌هاي استعمار‌گر بيابيم.
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Sweden
|
۱۱:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۵
0
0
دلیل آن روشن است چون شیعیان نیجریه نه اروپائی هستند، نه قدشان بلند است و نه خوش تیپ. بلکه چون پیروی علی هستند باید قتل عام شوند. و وابستگان و خودباختگان و کرنش کنندگان وطنی در برابر غرب نباید هم دست کم اظهار تأسفی کنند از آنچه بر سر شیعیان علی آمده است.
سید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۵
0
0
جاداردجهان اسلام عزای عمومی اعلان کندوفریادمرگ برصهیونیست وال سعودسردهد.
عبدالله منتقد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۲
0
0
كسي كه آرزويش تآسيس دانشگاه انگليسي زبان در ايران است ديگر زبان مسلمانان انقلابي را نمي فهمد ! لذا براي پاريس فورا بيانيه مي دهد ولي به كشتار شيعيان نيجريه و فاجعه منا اهميت لازم را نمي دهد .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار