گاهي اوقات يك چيزي كوچك است كه بايد كوچك بماند اما وقتي يك چيزي بزرگ است نبايد بزرگترش كرد. فكر كنيد يك بادكنك را بيشتر از حد معمولش باد كنيد. البته اين موضوع ربطي به ادغام يك بخش از يك وزارتخانه بزرگ به يك وزارتخانه بزرگتر ندارد!چراكه هر چه وزارتخانه بزرگتر، قدرت ماستمالي كردن بهعلاوه ارزش افزوده، كمتر!آنوقت فكرش را بكنيد كه بادكنك را كه بزرگتر شده است با نخ نازكش بدهيد دست يك بچه خوابآلو! حالا خوابآلو نه، بازيگوش! حالا بازيگوش نه، عصبي! حالا...
اصولاً integrationيا همان ادغام اقتصادي، فرايندي در اقتصاد است كه با هدف توسعه كسبوكار بهمنظور افزايش فروش و كسب سود بيشتر، همچنين بهدست آوردن كنترل انجام ميشود. حالا شما بياييد و بين طيبنيا و نعمتزاده از اينجور بده بستانها انجام دهيد. يا بادكنك ميتركد يا بادش خالي ميشود يا رها در آسمان... و دست آخر هم، نه نظارت بيشتر ميشود و نه توسعه كسب و كار...
البته طيبنيا اول مخالف ادغام بود اما بعدش موافق ادغام شد. يعني اول بنا نبود، بعدش بنا شد. يعني اول بنا بود كه دولت كوچكتر شود و بعد هم وزارتخانهها كوچكتر شوند. اما مگر ميگذارند كه طيبنيا به چيزهاي كوچكتر فكر كند. از قديم گفتهاند بزرگ فكركن تا بزرگ شوي. يعني پيش از اين علي طيبنيا وزير امور اقتصادي و دارايي در نشست خبري شوراي گفتوگوي بخش خصوصي و دولت در پاسخ به اين سؤال كه آيا موافق ادغام وزارت صنعت، معدن و تجارت در اين وزارتخانه هستيد، گفته بود وزارت اقتصاد به اندازه كافي بزرگ بوده و حتي بايد كوچك شود و اولاد آدم برايش كلي كف و سوت زده بود (انگار كه مثلاً از اين مراسمهاي مختلط و ميتينگهاي انتخاباتي بنفش است). اما حالا لابد وزير ديده كه وزارتخانه را بزرگترش كند، بهتر از اين است كه نعمتزاده را عوضش كنند. وظايفش را كمتر ميكنند تا متناسب با گذران دوران كهولت باز هم وزير بماند! به اين ميگويند استراتژي نه سيخ بسوزد نه كباب!
بين خودمان بماند. جانم برايتان بگويد كه ما سه نوع ادغام در عالم علم اكونومي داريم: ادغام رو به عقب، ادغام عمودي و ادغام افقي. اما اينكه الان عمودي و افقي و عقبكي است را خدا ميداند. ميگوييد از كجا معلوم كه با اين قدرت حرف ميزني و نظريه صادر ميكني؟ خب، شاپور خودش به من گفت! چي گفت؟ گفت: با پيشنهاد انتزاع بخش بازرگاني از وزارت صنعت، معدن و تجارت و ادغام آن با وزارت اقتصاد موافقيم و اصلاً عقد دختر عمو و پسر عمو را توي آسمانها بافتهاند و از اول بايد ما دو تا به هم ميرسيديم و اينكه شعر ميخوانديم كه ما دو تا داداشيم، اشتباه بوده و...
بله! شاپور محمدي معاون اقتصادي وزير اقتصاد در پاسخ به اين سؤال كه چرا وزير اقتصاد چندي پيش با ادغام وزارت صنايع با وزارت اقتصاد مخالفت كرده بود، گفته: اين موضوع فرق ميكند و ارتباطي به بخش بازرگاني ندارد. در پيشنويس لايحه برنامه ششم توسعه پيشنهاد شده است بخش بازرگاني وزارت صنعت، معدن و تجارت منتزع شده و در وزارت اقتصاد ادغام شود. ما اصالتاً از اول خانوادهمان تاجر بوده و در تجارت، مالالتجاره مهم است و نه تجارت. ما هم چيزي كه زياد داريم پول بشكه آورده است! اولاد آدم حالا بايد ببيند مدل ادغام چطوري است؟ آنوقت ديگر چه چيزي ميماند كه آزادسازي نكرده باشند كه بكنند؟ (فكر كنيد كه اولاد آدم، شهرام جزايري است و الان بازگشته به دوران حبس و كلاس اقتصاد به زبان ساده دارد برگزار ميكند...)
انواعشناسي ادغامجات
1- ادغام عمودي تركيب دو وزارتخانه است كه در دو سطح متفاوت از فعاليت قرار دارند. براي مثال يك وزارتخانه توليد حرف و يك وزارتخانه توليد واردات. تركيب در اين روش با فراهم نمودن چيزي براي گران كردن (كه به مصرفكننده نهايي نزديكتر است) به عنوان ادغام عمودي رو به جلو شناخته ميشود، مثل واردات خاك گربه كه رو به جلوست و ادغامي است در جهت حفظ محيط زيست.
2- اگر ادغام عكسش باشد ميشود رو به عقب!مثل واردات نعل!
3- گاهي اوقات هم ادغام دو وزارتخانه كه در دو مسير كاملاً متفاوت قرار دارند، ادغام اختلاطي است، محصولش ميشود مثل واردات اسپرم گاو نر.
4- ادغام افقي، در كسبوكار يك استراتژي تصاحبي ميباشد مثل واردات فرش!
شايد به اولاد آدم خرده بگيريد كه اين مباحث خيلي سنگين است و اولاد آدم سرتان را گول ماليده و ستونش را با يك چيز كوچك شروع كرده و حالا هي دارد بزرگش ميكند! اما چاره چيست؟ نبايد اين مباحث در اتاقهاي دربسته بماند. در علم اقتصاد هدف از اين ادغامها، افزايش انحصار و قدرت بازاري وزارتخانه جديد است، كه اغلب به كاهش رفاه مصرفكنندگان ميانجامد. در حاليكه منافع اين ادغام گاهي بسيار زياد است. اما كو رفاه اجتماعي؟ يعني فكر ميكنيد اين بخش وزارت صنايع را كه گرفتند، بعدش بايد بروند و بخش رفاه اجتماعي ربيعي را هم بگيرند؟ خب ربيعي هم كه هم جوان است و هم مانند اينها خوب نظريه صادر ميكند! او ديگر چرا؟
اولاد آدم ميداند ادغامي كه با تغيير ساختار صورت نپذيرد و فقط يك ساختمان و آدمهايش را با زدن يك تابلو بدهند به يك وزارتخانه ديگر، دردي را دوا نميكند، اما سكوت اختيار كرده و ميگذارد كه آزمون و خطاها ادامه يابد تا عمر اين دولت هم به سر رسيده و دولت بعدي بيايد و بگويد اين چه اشتباهي بود!