با علني شدن اختلافات وزارت ورزش و كميته ملي المپيك طي روزهاي اخير حالا همه نگران اين هستند كه بحث دعواي مديريتي ميان محمود گودرزي و كيومرث هاشمي به عنوان رؤساي اين دو مجموعه و كشمكشهاي معاونان و دستاندركاران زيردست آنها با هم سرانجام به كجا ميانجامد و اصلاً ميتوان پاياني بر آن متصور بود يا خير؟ آنچه مسلم است اينكه اين حاشيه پررنگ و زشت تنها ورزش و افتخارآفريني ورزشكاران در ميدان بزرگي چون المپيك را نشانه رفته است كه بايد خيلي زود جلوي آن گرفته شود.
اما با نگاهي گذرا به تاريخچه روابط سازمان تربيت بدني سابق و وزارت ورزش كنوني با كميته ملي المپيك به راحتي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اين اختلاف ريشهاي بسيار قديمي دارد و از آنجا كه كميته ملي المپيك مرجعي بسيار شناخته شدهتر و معتبرتر از ديگر مراجع ورزشي كشور در مجامع بينالمللي ورزش است طبيعي است كه چه رؤساي سازمان تربيت بدني سابق و چه وزراي قديم و جديد وزارت ورزش هميشه خواهان تصاحب كرسي كميته ملي المپيك بوده يا سعي كردهاند رئيسي همفكر و همسو با خود را براي رياست آن بگمارند.
غفوري فرد- هاشميطبا
به جرئت ميتوان گفت اوجگيري اختلاف ميان اين دو ارگان مهم ورزش كشور از زمان رياست حسن غفوريفرد بر سازمان تربيت بدني و همزماني آن با رياست مصطفي هاشميطبا بر كميته ملي المپيك بود. غفوريفرد سرانجام با تشكيل جلسات متعدد با رؤساي فدراسيونها و درخواست از آنها براي موافقت كتبي با بركناري هاشميطبا موفق شد عيسي كلانتري وزير وقت جهاد كشاورزي را روي صندلي رياست كميته ملي المپيك بنشاند. پس از او نيز حسين محلوجي وزير وقت معادن و فلزات با تكيه بر پشتوانه دولتياش رئيس كميته ملي المپيك شد.
بازگشت هاشميطبا، جنگ با مهرعليزاده
اما پس از اين اتفاقات، مصطفي هاشميطبا در بازگشتي دوباره به ورزش اين بار هم رئيس سازمان تربيت بدني شد و هم با شركت در انتخابات سكان هدايت كميته ملي المپيك را به دست گرفت اما با روي كار آمدن محسن مهرعليزاده به عنوان رياست سازمان تربيت بدني دوباره اختلافات شروع شد. هر چند مهرعليزاده خودش به صورت مستقيم وارد اين عرصه شد اما رضا قراخانلو قائم مقام و علي كفاشيان معاون ورزشياش را به نبرد با هاشميطبا فرستاد. مسئلهاي كه سرانجام به كنار رفتن هاشميطبا انجاميد تا رضا قراخانلو به عنوان همفكر و هم مسلك مهرعليزاده روي صندلي كميته ملي المپيك قرار گيرد.
محمد عليآبادي- رضا قراخانلو
با روي كار آمدن دولت نهم به رياست جمهوري محمود احمدينژاد، محمد عليآبادي به عنوان رئيس سازمان تربيت بدني خيلي زود بناي اختلاف با قراخانلو رئيس كميته ملي المپيك را گذاشت و با استفاده از همان روش قديمي يعني تكيه بر قدرت دولتي خود او را كنار گذاشت تا پس از هاشميطبا دومين رئيس سازمان تربيتبدني لقب بگيرد كه همزمان عهدهدار رياست كميته ملي المپيك هم باشد. كسب نتايج فوق تصور در بازيهاي آسيايي گوانگژو و المپيك 2012 لندن براي ورزش كشور اوج افتخارات دوران رياست عليآبادي بر سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك بود هر چند در اين بين پولهاي كلاني نيز دست به دست شد و اتفاقات ريز و درشتي هم افتاد كه از حوصله اين بحث كوتاه خارج است.
محمد سعيدلو- عليآبادي
شروع كار دولت دهم همزمان شد با شدت گرفتن اختلاف بين نيروهاي قديمي و جديد دولت احمدينژاد. محمد سعيدلو به عنوان رئيس سازمان تربيت بدني برگزيده شد و از همان شروع كار بناي اختلاف با عليآبادي را گذاشت اما عمر رياست او در سازمان تربيت بدني زياد دوام نياورد و با انحلال اين سازمان و تشكيل وزارت ورزش محمد عباسي به عنوان اولين وزير ورزش كشور عملاً وارد ميدان جنگ با محمد عليآبادي شد.
عباسي هم دوام نياورد
محمد عباسي وقت چنداني نداشت. در طول مدت كمتر از دو سال حضور در وزارت ورزش هيچگاه نتوانست اختلافات ريز و درشت وزارت و كميته ملي المپيك را پنهان كند و در ميدان مبارزه با عليآبادي سرانجام اين عباسي بود كه با پايان يافتن عمر دولت دهم به ناچار سكان هدايت وزارت ورزش را پس از كش و قوسهاي فراوان به محمود گودرزي سپرد.
گودرزي- كيومرث هاشمي
حضور محمود گودرزي به عنوان وزير ورزش در وزارتخانه تقريباً همزمان شد با به رياست رسيدن كيومرث هاشمي در كميته ملي المپيك، هر چند اين دو به لحاظ سياسي ظاهراً هم مسلك هم نشان ميدادند و ابتدا هم هيچ مشكلي در بين نبود اما آنچه امروز مشاهده ميشود حكايت از همان جنگ قدرت قديمي دارد، جنگي كه سنگ بناي آن از سال 63 يعني 31 سال قبل گذاشته شده و طي اين سه دهه جز در موارد معدود اسباب شكست و تحقير ورزش كشور را فراهم كرده است.