بسياري مواقع شده است كه كودكان را با واژههايي چون تنبل، لال يا كودن خطاب كردهايم يا ميكنيم حتي او را با بچه همسايه يا پسرخاله و دخترخاله مقايسه ميكنيم و چه بسا در مواقعي از او انتظاراتي داريم كه نميدانيم اين انتظارات در حد توان او هست يا نه؟
دوران كودكي خود را به ياد بياوريد، جملات منفي كه توسط والدين، دوستان و معلم به شما گفته شده را به ياد بياوريد. امواج كلمات و جملات منفي به كار برده شده مكرراً به گوشتان ميرسد؛ «هرگز به چيزي نميرسي، نميتواني كاري را درست انجام دهي، من هميشه نگران تو هستم، اتاقت هميشه نامرتب است، كي ميشه تو ياد بگيري، تو بد تركيب و زشت هستي، تو تنبل هستي، تو چاق هستي، پسر بزرگ گريه نميكند، شما دختر و پسر بدي هستي.»
متأسفانه كودكان به آن توانايي نرسيدهاند تا مطالبي را كه به ذهنشان وارد ميشود، جداسازي كنند و مانع بعضي از آنها شوند. آنها نميتوانند بگويند من اين تعريف را ميپذيرم يا آن انتقاد را نميپذيرم. ديدگاه يك كودك نسبت به والدينش اين است كه آنها عقل كل هستند و همه چيز را ميدانند و سخنانشان مثل يك قانون و حكم قدرتمند است.
نكات بسيارريزي در تربيت كودكان وجود دارد كه بيتوجهي به آن در رفتار و تربيت كودكان تأثيرگذار است؛ پس بد نيست والدين به اين نكات توجه كنند.
*گذاشتن اسمهايي مانند كودن و تنبل و امثال اينها روي بچهها، باعث ميشود آنها باور كنند كه داراي اين صفات و خصوصيات هستند و اعتماد به نفس آنها را از بين ميبرد.
به عنوان مثال، اگر كودكي را «كمرو» خطاب كنيم، كودك عادت ميكند از ارتباط با همسالان و بزرگترهاي خود پرهيز كند. به بيان ديگر نبايد از قدرت تأثير كلمات بر زندگي كودكان غافل شد. كلمات بر افراد اثر ميگذارد. هر لغت و جملهاي كه به كودكان گفته ميشود، به همراه خود پيام مهمي درباره كودك و رابطه او با دنياي اطراف به همراه دارد.
*بعضي والدين هميشه فرزندشان را تهديد به طرد كردن و رانده شدن ميكنند، با اين جملات «اگر حرفشنو نباشي، اگر درست رفتار نكني، مياندازيمت بيرون». اينجاست كه كودك شروع به سازش و كنار آمدن ميكند و بهتدريج تبديل به آدمي كلك و حقهباز ميشود و براي رسيدن به هدفهايش تقلب ميكند.
علاوه بر اين بهكار بردن جملات تهديدآميز مانند «اگر نيايي ميروم و اينجا تنها ميماني، اگر دوباره اين كار را انجام دهي به پليس ميگويم تو را ببرد» كودك را ميترساند و موجب بروز و گاهي تثبيت ترس در كودك ميشود و او احساس ميكند كه در محيطي نا امن و پر از دشمن زندگي ميكند. تهديد به تنها گذاشتن كودك برايش بسيار دردناك و سخت است. چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي به پدر و مادرش نياز دارد. بايد به بچهها هشدار داد، نه تهديد؛ مانند اينكه «اگر دوباره خواهرت را بزني ديگر نبايد با او بازي كني.»
* منفيبافي و بيان جملاتي مانند «تو هيچ وقت به هيچ جا نميرسي» تأثيرات بسيار منفي و زيانآوري در شخصيت كودك ايجاد ميكند و موجب از بين رفتن اعتماد به نفس كودكان خواهد شد. بچهها تمايل دارند به آن چيزي كه والدين در مورد آينده آنها پيشبيني كردهاند، برسند و طبق آن زندگي كنند و تمام آرزوهاي پدر و مادر خود را برآورده سازند. والدين بايد به فرزندان خود اعتماد داشته باشند و مطمئن باشند به آيندهاي كه آنان ترسيم كردهاند، ميرسند. هميشه آيندهاي خوب را براي آنها پيشبيني كنيد.
*برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف كودك، مانند شبادراري او را تحقير ميكنند. خجالتزده كردن كودك موجب ميشود كه او عوامل تحقيرش را پنهان كند.
*كودكان خود را با ديگران حتي با دوران كودكي خود مقايسه نكنيد. هرگز تواناييها و ناتوانيهاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد، زيرا مجموعه عواملي كه موجب شكلگيري رفتار يك كودك ميشود با كودك ديگر متفاوت است. كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژهاي برخوردار است. بنابراين وقتي شما كودكي را با كودك ديگري مقايسه ميكنيد (به طور معمول مقايسه براساس ناتواناييها صورت ميگيرد) در واقع غرور او را ميشكنيد، به او بياحترامي ميكنيد، تواناييهاي او را ناديده ميگيريد و ناتواناييهاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح ميكنيد و به رخ او ميكشيد. به ديگر سخن، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوتهاي فردي، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه ميشود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد.
* رئيس اداره آموزش همگاني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ