ميخواستم بگويم حالا افتاديم روي غلتك! ديدم كه شايد بد برداشت كنيد. مثلاً بگوييد حالا كه افتاديم، چيزي نشد؟ غلتك صدمه نديد؟ جا قحط بود افتاديم روي غلتك!... بنابراين اولاد آدم برايتان اول بايد توضيح بدهد كه منظورش از اين واژگان كه ميخواست استفاده كند، ايجاد شرايط رواني بود و اشارهاش به آن كاركرد غلتك بود كه راه را صاف ميكند و رفت و آمد آدميان را تسهيل. و الا معلوم است كه اگر ويژگيهاي سختافزاري غلتك را بخواهيم در نظر بگيريم، اولاد آدم ترجيح ميداد بگويد كه افتاديم توي ميكسر! اصلاً كوره ذوب آهن!
حق داريد كه بپرسيد باز چه خوابي برايمان ديدهاند؟ باز چه چيزي به حسابشان بايد واريز كنيم تا آنها يك پرده يا نيم پرده يا ربع پرده يا چارك پرده از تواناييهاي خود را نشان ما بدهند و ما به لحاظ رواني خوشحال شويم؟ (اين رواني دوم كه گفتم با آن رواني اول كه گفتم، توفير دارد!) اينقدر هم بدبين نباشيد بالاخره اصلاحات قانوني را بايد با تدبير فراوان قاطي كرد و به خورد مردم داد تا در مديريت اقتصادي قحطالرجال نشود و بشود كه مديران را يكي يكي پشت غلتك در حال حركت، نشاند و امتحان دست فرمان از آنها گرفت! و به در و ديوار زد! و كسي آخ نگويد!
اصلاً برويد كنار تا باد بيايد! اشتباه برداشت نكنيد. يعني دارند كارهايي انجام ميدهند تا كارهاي ما درست انجام شود. يعني چون نميتوانند مشكلاتشان را اصلاح كنند، دارند با تمرين دموكراسي وقت ميخرند! نگوييد كه اين حرفهاي سياسي چيست كه ميزني؟ منظور اولاد آدم از دموكراسي، دموكراسي خودرويي بود. يعني توليدكنندگان و توزيعكنندگان و تخريبكنندگان (تعميركاران)خودرو كه سر جايشان نشستهاند و حكومتشان هم از نوع غير دموكراسي است! اما دولت كه برگزيده ملت است، مجابشان كرده تا براي مصرفكنندگان اداي دموكراسي در بياورند، تا مصرفكننده بفهمد كه دولت به فكر اوست، تا خودروساز بتواند باز هم خر خودش را سوار باشد و اگر چه ايرادات خود را ميداند و بارها شنيده است و ديده است، باز هم بگويد: ما منتظر نظرات سازنده شما مصرفكننده گرامي ميمانيم و هر وقت گفتيد آخ! ما ميپريم وسط ميدان و سوپرمن ميشويم. حالا او غربي است، يك ايرانياش را براي خودمان ميتراشيم كه بهانه نگيريد!مثلاً حسن كچل! قهرمان نبود؟ خب چوپان دروغگو! او هم قهرمان نبود؟ خب رستم!ديديد كم آورديد! اصلاً هر چي...
اولاد آدم به شما بشارت بدهد كه با اجرايي شدن يك قانون جديد، خودروسازان و واردكنندگان خودرو ملزم به نظرسنجي از مشتريان شدهاند!يعني ارزيابيهاي صورت گرفته بيانگر نارضايتي مشتريان ايراني از عملكرد نمايندگيهاي ارائهدهنده خدمات پس از فروش خودرو در كشور بهويژه به دليل «كيفيت پايين خدمات و تعميرات» است و اين يعني اينكه آنها اشتباهاتي داشتهاند! ما با نظرسنجي ميخواهيم جلوي اشتباهات را بگيريم و آن را اصلاح كنيم!يا اشتباهات جديدي را جايگزين اشتباهات سابق كنيم يا....
براساس اين ارزيابي(كه احتمالاً مبتني بر نظرسنجي نبوده!)، «كمبود يا نبود قطعات يدكي»، «كيفيت پايين خدمات و تعميرات» و «دريافت هزينه بالا براي خدمات و قطعات» از مهمترين دلايل نارضايتي مصرفكنندگان ايراني از خدمات شركتهاي خدمات پس از فروش خودروسازان و واردكنندگان خودرو بوده است. اين موضوع در تدوين اصلاحيه آييننامه اجرايي قانون حمايت از حقوق مصرفكنندگان خودرو مورد توجه قرار گرفته بهگونهاي كه براساس يكي از بندهاي پيشبيني شده در اين قانون، خودروسازان و واردكنندگان خودرو موظف به نظرسنجي از مشتريان در شبكه نمايندگيهاي خدمات پس از فروش خود شدهاند. البته آنها ملزم شدهاند اما شما ميتوانيد جواب ندهيد. يا ميتوانيد قبل از پاسخگويي با وكيل خود مشورت كنيد. يا ميتوانيد برگه نظرسنجي را با خود ببريد و بدون نشاني فرستنده آن را پست كنيد تا بعدش دچار عوارض جانبي غيرقانوني و قانوني نشويد. بله! اينهمه تدبير و شما دم از بيتدبيري دولت ميزنيد. اين مصوبه به عنوان تنها برگ از سند جمهوريخواهي خودرويي و دموكراسي مبتني بر نظر مصرفكننده، بر ديوار وزارتخانه نعمتزاده چسبانده ميشود و ساليان سال (شايدم كمتر از دو سال ديگر )باد ميخورد تا همگان ببينند و درس عبرتي باشد براي آنهايي كه مشتريمدار نيستند و تكريم ارباب رجوع نميكنند و از بازار آزاد ايزو ميخرند و....
بله! خوشحال و بيقرار باشيد كه اصلاحيه آييننامه اجرايي قانون حمايت از حقوق مصرفكنندگان خودرو اخيراً در كميسيون زيربنايي دولت به تصويب رسيده است. اين قانون پس از ابلاغ از سوي معاون اول رئيسجمهوري، اجرايي خواهد شد. قانون هم كه هيچوقت خلافش اجرا نميشود و بيقراري شما قرار مييابد. مؤخره: نظرسنجي نوعي روش تحقيق پيمايشي است كه در آن ديدگاه گروهي از افراد در مورد يك موضوع مورد مطالعه قرار ميگيرد. براي اين كار، تعدادي پرسش محدود درباره موضوع مورد نظر تهيه ميشود و نظرنمونهاي از جامعه درباره آنها پرسيده ميشود. نظر سنجي به واسطه آمار و ارقام مهم و اغلب تكاندهندهاي كه دارد در بعضي مواقع انتشار عمومي پيدا نميكند. به عنوان مثال تا كنون هيچ آمار رسمي از تعداد معتادان در كشور در دست نيست. يا...