کد خبر: 752080
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵
مردي كه متهم است شش سال قبل مزاحم همسرش را به قتل رسانده بود، با جلب رضايت اولياي دم از طناب دار فاصله گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، روز 27 مرداد ماه سال 88 بود كه مأموران پليس اسلامشهر متوجه آتش‌سوزي داخل چاهي در حوالي شهر شدند. وقتي مأموران به محل حادثه رسيدند، مشاهده كردند جسد مردي داخل چاه يك متري در حال سوختن است. پس از اين مأموران آتش را خاموش و جسد سوخته را به پزشكي قانوني منتقل كردند. در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت، مأموران پليس خودروي پرايد سوخته‌اي را در همان حوالي كشف كردند كه بررسي شماره پلاك خودرو نشان داد مالك آن مردي به نام حميد است. وقتي مأموران از خانواده حميد تحقيق كردند، دريافتند وي روز حادثه براي انجام كاري از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. اعضاي خانواده وي پس از حضور در پزشكي قانوني هويت جسد را شناسايي كردند. پسر وي گفت: پدرم دو زن دارد. زن دوم او مدتي قبل به خاطر ارتكاب جرمي به زندان افتاد تا اينكه فهميديم چند روز قبل از زندان آزاد شده است. وي در ادامه گفت: روز حادثه متوجه شدم كه زني با پدرم تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشت. پدرم هم سر قرار رفت و ديگر برنگشت. احتمال مي‌دهم كه آن زن شهين، همسر دوم پدرم بود.
پس از آن بود كه شهين مورد تحقيق قرار گرفت. تحقيقات نشان داد وي در اين حادثه دست نداشته است، بنابراين مأموران بررسي‌هاي خود را در شاخه ديگري ادامه دادند تا اينكه دريافتند مقتول از مدتي قبل با زني به نام فريبا ارتباط داشته است. در بررسي‌هاي فني هم مشخص شد مقتول روز حادثه با فريبا در خانه‌اش قرار ملاقات داشته است. بدين ترتيب وي به عنوان مظنون اصلي اين حادثه بازداشت شد و مورد تحقيق قرار گرفت. اين زن اعتراف كرد كه با همدستي شوهرش حميد را به قتل رسانده است.
متهم در ادعايي گفت: مدتي بود با شوهرم اختلاف داشتم. او بداخلاق بود و به هر بهانه‌اي مرا كتك مي‌زد اما من به خاطر دو فرزندم مجبور بودم با او زندگي كنم. چند ماهي گذشت و انتظار داشتم اخلاق شوهرم خوب شود اما فايده‌اي نداشت به طوري كه من از اخلاق بد او خسته شدم و براي طلاق به دادگاه مراجعه كردم اما احسان مرا طلاق نداد. در حال پيگيري پرونده طلاق بودم تا اينكه با حميد آشنا شدم. او گفت كه در دادگاه نفوذ دارد و مي‌تواند طلاق مرا بگيرد. به همين خاطر با او تلفني ارتباط داشتم تا اينكه روزي از من خواست براي حرف زدن در مورد طلاق شوهرم به خانه‌اش بروم و من هم قبول كردم. وقتي وارد خانه شدم،  به من تعرض كرد و از رابطه‌اش فيلم گرفت. تهديد كرد در صورتي كه شكايت كنم، فيلم را پخش مي‌كند. مدتي گذشت تا اينكه شوهرم به پيامكي كه حميد به گوشي‌ام فرستاده بود، مشكوك شد. وقتي اصرار كرد، مجبور شدم و همه آنچه را كه گذشته بود، برايش تعريف كردم. شوهرم خيلي عصباني شد و از من خواست با حميد در خانه‌مان قرار بگذارم و دو نفري او را به قتل برسانيم. وي ادامه داد: روز حادثه تلفني از حميد خواستم به خانه‌مان بيايد و او هم بلافاصله آمد. وقتي وارد خانه شد، شوهرم پشت پرده‌اي مخفي شد و ناگهان با چاقويي به او حمله كرد و چند ضربه به شكم او زد. پس از اين من هم با چاقوي ديگري به او چند ضربه زدم تا اينكه كشته شد. پس از اين جسدش را داخل پتويي پيچانديم و به داخل صندوق خودروي خودمان منتقل كرديم. شوهرم خودروي خودمان را سوار شد و من هم خودروي پرايد مقتول را سوار شدم و به طرف بيابان‌هاي شهر به راه افتاديم. در حوالي شهر جسد را داخل چاه كم عمقي انداختيم و با بنزين آتش زديم و بعد هم خودروي مقتول را به مكان ديگري در آن نزديكي برديم و آتش زديم. با اعتراف فريبا مأموران احسان را بازداشت كردند. وي در بازجويي‌ها حرف‌هاي همسرش را تأييد كرد و گفت: وقتي فهميدم مقتول با همسرم ارتباط دارد، از او كينه به دل گرفتم و نقشه قتل او را طراحي كردم و بعد هم دو نفري او را به قتل رسانديم.
دو متهم پس از تحقيقات تكميلي در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شدند. در جلسه محاكمه اولياي دم فريبا را بخشيدند اما براي احسان درخواست قصاص كردند. هيئت قضايي پس از شنيدن دفاعيات متهمان، فريبا را از جنبه عمومي جرم به سه سال حبس و به خاطر جنايت بر ميت وي را به دو حبس در مجموع پنج سال حبس محكوم كردند و احسان را به جرم قتل عمد به قصاص و به جرم جنايت بر ميت به دو سال حبس محكوم كردند.
حكم قصاص متهم پس از تأييد در ديوان عالي كشور براي سير تشريفات قانوني اجراي حكم به شعبه اول اجراي احكام دادسراي جنايي پايتخت فرستاده شد. در حالي كه متهم استيذان حكمش را گرفته بود و در يك قدمي چوبه دار قرار داشت، رئيس شعبه اول اجراي احكام جلسات صلح و سازشي را در محل شعبه با حضور اولياي دم و خانواده متهم برگزار كرد. سرانجام تلاش‌هاي تيم صلح و سازش دادسراي جنايي نتيجه داد و فرزندان مقتول چند روز قبل به دادسرا آمدند و رضايت‌نامه كتبي خود را به رئيس شعبه ارائه دادند. فرزندان مقتول اعلام كردند ما قاتل را به خاطر رضايت خداوند و فرزندانش مي‌بخشيم. بدين ترتيب مرد جواني كه شش سال قبل مرتكب قتل شده بود، با اقدام خداپسندانه فرزندان مقتول به زندگي دوباره بازگشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار