
نوكيسهها اغلب كساني هستند كه سبقه پولداري و متمولي در خانوادهشان ندارند و به خاطر مدتي كه سطح درآمد پاييني داشتهاند، ديده نشدهاند يا حتي تحقير شدهاند و در زمان پولداري تمايل شديدي به ديده شدن و مطرح شدن از نظر مالي دارند. نوكيسهها به واسطه ديده نشدنهايشان بعد از رفاه تمايل شديدي به «خودنمايي»، «عرض اندام» و حتي «نوچهپروري» دارند.
پرتاب به سرعت نور
در يك برهه زماني كوتاه و در كمتر از چشم برهم زدني جامعه ما پر شد از نوكيسههايي كه همه خواستههاي نرسيدهشان در زمان فقر را در پورشهها و موبايلهاي لوكسي خلاصه كردند كه در قاب تصوير عمدتاً به رخ ميكشيدند دقيقاً به همين دليل است كه نوكيسههاي امروز را «جاهلان پورشهسوار» هم مينامند. وقتي زمان تغيير آنقدر سريع باشد كه شخص فرصت همسازي و يكرنگي با محيط و جامعه را نداشته باشد انگار كه از يك مبدأ به يك مقصد با سرعت نور پرتاب ميشود. مبدأش دوران فقر و تنگدستي است و مقصدش دوران رفاه و متمولي. اينكه اين پرتاب شدن سريع چه دلايلي دارد در حوزه ما نيست اما يك نكته اينكه اغلب تغيير ناگهاني شرايط اقتصادي و سياسي كشورهاست كه باعث ميشود گروهي اينطور به سرعت نوكيسه شوند. خلاصه كلام اينكه شخص در كمترين زمان ممكن متمول ميشود.
هويت گمشده
نوكيسهها با تغيير ناگهاني كه برايشان پيش ميآيد هم خودشان را از جامعه و گروه مبدأ دور ميدانند هم از طرف ديگر با قشري كه تازه به آن وارد شدهاند كمترين آشنايي ندارند. تصور كنيد يك شخص با ميزان درآمد پايين يكدفعه وارد گروهي با سطح درآمد بالا ميشود. هم ميخواهد مثل آنها رفتار كند هم بلد نيست و در نهايت نميتواند، چون در بين رفتارهاي روزمرهاش كاري ميكند كه بهشدت به چشم ميآيد. يك نكته را فراموش نكنيد كسي كه هر خصلتي در ذاتش باشد نيازي به عنوان كردن و مطرح كردنش به ساير مردم ندارد. كسي كه متمول واقعي است نيازي به مطرح كردن و نشان دادن ثروتش به ساير مردم ندارد درست مثل كسي كه مدير است و راننده دارد و نيازي به اينكه همه از سمت و جايگاهش مطلع شوند ندارد. خلاصه كلام اينكه نوكيسهها بلاتكليف هستند نه دوست دارند با قشر مبدأ ارتباط بگيرند و نه ميتوانند با قشر مقصد همرفتار باشند، پس ميشود حكايت از اين طرف رانده و از آن طرف مانده.
آنها، ديگر نه خود را به طبقه اجتماعي مبدأ متعلق ميدانند و نه با جايگاهي كه اكنون كسب كردهاند، آشنايي دارند. يعني از گذشته خود نفرت و از اكنون خود ترس و احساس حقارت دارند.
نوكيسه براي اينكه به طبقه سابق خود ثابت كند كه ديگر به آنها تعلق ندارد و همچنين براي غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جديدي كه به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است. او بايد تظاهر و تفاخرش را با هم تلفيق كند و بهترين راه براي نمايش دادنش را پيدا كند پس سادهترين راه يعني خريد ديوانهوار كالاهاي لوكس، نمايش عروسيها، مهمانيها و خانههاي آنچناني را انتخاب ميكند.
مزدور تبليغاتي نوكيسهها نشويم
اينكه نوكيسهها چطور رفتار ميكنند و همينطور درست و غلط رفتارهايشان چيست، يك جنبه موضوع است، اما نكته مهم و بعدي اين است كه ما ناخواسته به مزدوران تبليغاتي آنها تبديل شدهايم اما خبر نداريم. ما، فيلم و عكس عروسيها، مهمانيها، اتومبيلها و خانههاي آنها را ميبينيم؛ از ديدنشان لذت ميبريم؛ پس ترجيح ميدهيم به ساير دوستانمان هم نشان دهيم؛ از طريق پيامرسانها و شبكههاي اجتماعي براي ديگران ارسال ميكنيم. پيگيرشان ميشويم و به اصطلاح فالوشان ميكنيم؛ تا عكسي به اشتراك ميگذارند لايك ميكنيم و براي ديگران ميفرستيم. ما مزدوران تبليغاتي بيمزد و مواجب نوكيسهها ميشويم و آنها را در مسيري كه انتخاب كردهاند ندانسته كمك ميكنيم.
نوچهپروري خصلت بارز نوكيسههاست؛ آنها تا نوچه نداشته باشند ديده نميشوند، دقيقاً به همين دليل است كه از لايكهاي شما استقبال ميكنند چون در توجه شما تظاهر و تمايل به ديده شدن آنها محقق ميشود. وقتي شما با موبايلهايتان، عكس و فيلم آنها را به اشتراك ميگذاريد در حقيقت افتخار نوچگي آنها را قبول ميكنيد.
گرايش خطرناك جوانان به نوكيسهها
فراموش نكنيد جامعه ما براي قشر متمول سنتي كه سرمايهاش را از راه كارآفريني و سرمايهگذاري كسب كرده ارزش خاصي قائل ميشود اما قصه نوكيسهها جداست. همه مردم ميدانند نوكيسهها بر خلاف سرمايهدارهاي واقعي سرمايه خود را نه در كارآفريني كه در دلالي صرف ميكنند، در نتيجه منابع مالي جامعه را بر اساس بيلياقتي و تنها از راه كلك و دور زدن به دست گرفتهاند. فاجعه بزرگتر از بروز نوكيسگي در جامعه ما وقتي رخ ميدهد كه هنگام تماشاي فيلم عروسيها و پارتيهاي اين دسته، به جاي آن كه به فكر پس گرفتن حق خود باشيم، خودمان را جاي اين افراد ميگذاريم و بر زندگي سطحي و انگلگونه اين افراد حسرت ميخوريم.
به نظر ميرسد آدمهايي كه يك شبه و در زمان كوتاه به ثروت زيادي رسيدهاند، تبديل به الگويي براي نسل جوان شدهاند، و سؤال اينجاست چرا افرادي كه در زمان معقول توانستهاند مال و منالي جمع كنند، تبديل به الگو نميشوند و جوانان به دنبال چنين الگوهايي هستند؟ دليل مسئله اين است كه كساني كه از راه معقول ثروت كسب ميكنند همان كساني هستند كه چون ثروتمند شدنشان ذره ذره بوده تغيير چنداني در رفتار و زندگيشان ايجاد نكرده است اما جوانهاي ما به دنبال كساني هستند كه متمول بودن در زندگيشان، ماشينشان، موبايلشان، خانهشان و حتي لباسشان مشهود است.
دقيقاً به همين دليل است كه اين روزها صفحات پولدارها طرفداران و مخاطبان بيشتري دارد حتي بيشتر از صفحات مربوط به كيف و كفش يا هنرپيشهها، چون جوانها را فارغ از سطح اقتصادي و جنسيت جذب خودشان ميكنند.